|
1787
|
24/6/73
|
بهترین و لذت بخش ترین احساس لمس
امروز من چی بوده /
|
×
|
1
|
2
|
|
961
|
|
♣ تمام خواب : ساعت پنج و بیست دقیقه بعد از ظهر . یادم است دوسه بار
بیدار و خواب شدم، اَلآن اینطور یادم است یک جا توی یک مینی بوس بودم و داشتم
با رانندهای دیگر صحبت میکردم، در بین صحبت برای اینکه راننده مقابل من آن
راننده منظور مرا بشناسد او را ابرام ... معرفی میکردم. یعنی به راننده خودمان
که مقابل خودم بود آن راننده منظور نظرم را ابرام ... معرفی میکردم اما کمکم
متوجه شدم ابرام ... همین شخصی است که من دارم با او صحبت میکنم. یعنی شخص
راننده مقابل من همان ابرام ... بود و من کمی فکری شدم که چرا توجه نکردهام در
مقابل او کلمه ابرام ... را گفتهام.
در جایی دیگر یادم است نمیدانم تنها بودم یا کسان دیگری
هم بودند، یادم است تصمیم داشتم یا داشتیم توی چمنها یعنی میان چمنهای یک پارک
بنشینیم، مثل اینکه داشتم نگاه میکردم جایی مناسب میان چمنهای پارک پیدا کنم،
ولی یادم است در فضای غیر چمن یک پارک بودم بهطوریکه جدول چمنها در دید و
نظرم بود و چمنها آنطرف جدول. یادم است درست توجه کردم دیدم فضای غیر چمن و
جدول چمنها در مقابل من در دورتر بالاتر، و هر چه جدول چمنها به طرف من (سمت
راست من) نزدیکتر میشود فضای غیر چمن پارک که من در میان آن بودم گودتر میشود،
بهطوریکه در جایی دیواره جدول چمنها را به اندازه خودم و شاید بلندتر در
مقابلم دیدم، متوجه شدم این دیواره جدول چمنها بهصورتی خاص است، یعنی این
دیواره چمن پارک در مقابل من حالتی داشت که من آن را شکل دیوارههایی دیدم که با
سرامیک درست شده. این دیواره سرامیک (♣
) به طرزی زیبا ساخته شده بود ولی در
جاهایی از این دیواره دیدم آب بیرون زده و از لا بلای سرامیکهای دیواره آب به
پائین میریزد. بهر صورت من اینطور در نظرم است که در میان فضای غیر چمن یک
پارک چمندار بودم و ضمن این که تصمیم داشتم جایی در میان چمنها برای نشستن
پیدا کنم آن مناظر را دیدم. ♠
توضیحات : علت
طرح سؤال بالا این بود که امروز در کنار نازنین
بودم و در لحظهای او را کنار شیر آب تنها دیدم که به حالت نشستهیِ چمباتمه
داشت لباس میشست. من نزدیک او شدم و او را همانطور نشسته از پشت در بغل گرفتم
و دستم را دور او حلقه زدم و به خودم فشار دادم، او عکس العملی نکرد و من بعد از
وررفتن و بوسیدن پشت گردن و شانه او دست چپم را به طرف میان پای او بردم ... ،
بعد ساعت سه و بیست دقیقه بعد از ظهر به دلیل اینکه فکر میکردم این احساس تا شب
فراموشم میشود سؤال بالا را مطرح کردم و خوابیدم «بهترین و لذتبخشترین احساس
لمس امروز من چی بوده»، انتظارم این بود که در رابطه با احساس فوق خوابی ببینم،
البته من همیشه شبها سؤال میکردم و میخوابیدم ولی امروز سؤال خودم را بعد از
ظهر مطرح کردم و خوابیدم، حالا نمیدانم خواب دیده شده ربطی به موضوع دارد یا
نه. بهر صورت شاید بعداً چیزهایی از این خواب بفهمم، فعلاً که چیزی از آن سردر
نمیآورم.
ساعت شش و هشت دقیقه عصر. اَلآن کمی خوابیدم و کمی هم راه
رفتم و روی این خواب فکر کردم، فعلاً متوجه مسائلی شدم که قبل از آن باید نکاتی
نوشته شود . 1 - صحنه دیده شده بهصورت، فضای خالی بین پارک و چمن در سمت شمال،
و دیواره بلند سرامیک جدول چمن پارک در سمت شرق بود. 2 - اگر فرضاً در مرحله اول
من به سمت شمال میرفتم باید کمی سربالایی بروم تا به اول نقطه تلاقی چمن و جدول
برسم، به همین صورت دیوار جدول چمن پارک هر چه از شمال به طرف من میآمد ارتفاعش
از زمین بیشتر میشد. 3 - دیواره جدول چمن پارک در سمت شرق که سرامیک کاری بود
طوری بلند بود که بالای آنرا ندیدم ولی میدانستم دیواره جدول چمن پارک است. سرامیکهای
کار شده دیواره جدول بهصورت مستطیلهای کوچک و به حالت پارکِت بود. رنگ آنها هم
به نظرم قهوهای تیره آمد ولی متوجه بودم از میان دیواره سرامیک، آب بهصورت نم
نم و جریانی خاص چنین صحنههایی بیرون میآید.
یافتهها : تا کنون ¶ این
شناخت برایم مسلم شده که احساسهای غیر بینایی در خواب میتواند بهصورت احساس
بینایی ظاهر شود و اگر با این شناخت جلو بروم ¶ نگاه و بینایی
من در خواب بالا همان احساسهای درک شده از مسائل مطرح شده است، ¶ من
در این خواب احساسهای لمس شده توسط دست، و ¶ بینایی
من در خواب نگاه از طرف دست خودم است، ¶ من
در این خواب دست خودم ¶ و بینائی من احساسهای درک شدهیِ
دستم در زمان بیداری است، در حال حاضر به نظر من. 1 - ... ¶ در
این خواب خود من توی پارک همان بودن دست من در تماس با بدن و تناسلی ♀
است. 2 - ادامهیِ این بخش موکول به آینده میشود.
...
یافتهها : . ¶ . همانند و یکی بودن : سرامیکها : : پارکتهای چوبی 2.109 . ¶ . معانی و مفاهیم : مینی بوس : : در این خواب مینی بوس مطرح شده
با معنی بوسه کوتاه و به عبارتی یک تماس کوتاه بوده، این تماس کوتاه که با نماد
مینی بوس ظاهر شده همان تماس کف دست و انگشتان من با تناسلی ♀ از روی
پارچه نازک شلوار او بوده 3.34 . ¶ . من یا
دیگران : من کف دست و انگشتان خودم بودهام : : در این خواب من در فضای خالی بین
پارک و چمن، کف دست و انگشتان دست چپ خودم در تماس با ناحیه تناسلی ♀ از روی
پارچه نازک شلوار او بودهام 20/4/75 - 6.15 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : پارک : : ناحیه شرمگاهی و تناسلی زن 12.179 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : چمنهای پارک : : موهای شرمگاه تناسلی . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : دیوار جدول چمنها : : تارو پود پارچه نازک شلوار ♀ در محل
تناسلی ♀ . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : محل غیر چمن پارک : : لبها و دهانهیِ واژن . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : گودی فضای غیر چمن پارک : : تناسلی ♀ . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : میان چمنهای پارک : : تناسلی زن در میان موهای شرمگاه . ¶ گفتمان خواب و
بیداری : آب : : احساس لمس دریافت
شده توسط دست . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : آب زلال از میان سرامیک دیوار : : احساس لذت جنسی از لای تارو پود پارچه نازک شلوار . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : سرامیکهای دیده شده ( به صورت
پارکت) : : (نمای بافت) نخهای
تار و پود پارچه . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : احساس بینایی زمان خواب : : احساس لمس زمان بیداری 12.181 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♂ : : افکار زن 12.198 . ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : راننده مینی بوس : : افکار در
گردش پوست 12.199 . ¶ . تفسیرها : - . ¶ . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در پاسخ به سؤال و در
رابطه با احساس لمس تناسلی ♀ از روی پارچه بوده
. ¶ . من یا دیگران / گفتمان خواب
و بیداری : نمیدانم تنها بودم یا کسان دیگری هم بودند : : من کف دست چپم و
دیگران سطوح کف انگشتان دستم بودهاند. 30/11/95 . ¶ . من یا دیگران : نوشتهام : «یک
جا توی یک مینی بوس بودم و داشتم با رانندهای دیگر صحبت میکردم» : : من راننده
مینی بوس خودم یعنی افکار در گردش پوست خودم در نقطهای مانند کف دست چپ و
انگشتانم بودهام، و رانندهای دیگر افکار در گردش پوست ♀ در ناحیهیِ شرمگاهی و تناسلیاش بوده 1/12/95 . ¶ . من یا دیگران / معانی و
مفاهیم : و بعد ادامه دادهام : « در بین صحبت برای اینکه راننده مقابل من آن
راننده منظور مرا بشناسد او را ابرام ... معرفی میکردم. یعنی به راننده خودمان
که مقابل خودم بود آن راننده منظور نظرم را ابرام ... معرفی میکردم اما کمکم
متوجه شدم ابرام ... همین شخصی است که من دارم با او صحبت میکنم. در اصل شخص
راننده مقابل من همان ابرام ... بود » : : معانی و مفاهیم این کلمات و جملات و
آنچه اتفاق افتاده به این صورت است که من در بیداری هنگام بغل کردن ♀ و دست گذاشتن به ناحیهیِ شرمگاهی و تناسلیاش افکار در گردش پوست خودم را
به پوست او و پوست او به پوست من انتقال داده به همین دلیل بعد از لحظاتی معلوم
شده رانندهیِ معرفی شدهیِ من ( ابرام ...) که در اصل خودم بودهام همین راننده
مقابل من میباشد. در اصل خود من و راننده مقابل من و ابرام ... هر سه یکی و آن،
سیستم انتقال دهندهیِ افکار سکسی پوست ما تا رسیدن به پردههای مغزمان بوده 3/12/95 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ شهریور ۲۶, پنجشنبه
بهترین و لذت بخش ترین احساس لمس امروز من چی .../ یک
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر