۱۳۹۴ شهریور ۲۲, یکشنبه

اهواز یعنی چه ، معنی اهواز چیست

1833
19/8/73
اهواز یعنی چه ، معنی اهواز چیست
×
1
2

982
تمام خواب : ساعت حدود شش صبح . تازه دارد هوا روشن میشود ، ساعت باید حدود شش صبح باشد ، دیشب یک بار بیدار شدم و یادم بود خوابی روشن و طولانی و سریال دیده ام ولی بلند نشدم بنویسم فقط میدانم در آن خواب ، در بیشتر صحنه ها من سوار دوچرخه بودم و جائی میرفتم و اتفاقاتی افتاد ، بعد دوباره خوابم برد و الان یادم است دوباره خوابی طولانی با صحنه ها و مسائل روشن میدیدم ولی از این خواب هم خیلی کم یادم است . یک صحنه اینطور میدانم در اطاقی بودیم و دورهم نشسته بودیم ( دور اطاق ) بنظرم برنامه پختن آش بود ولی درآن لحظه توی اطاق مشغول صحبت بودیم . کسانی که بخوبی یادم است بودند ، خودم ، ، دائی و زن دائی یادم است بودند ولی غیر از اینها تعداد زیادتری از اقوام مخصوصاً اقوام مادری من بودند . بهر صورت در یک صحنه یادم است کسی که فکر میکنم زن دائی بود به گفت میگویند شما ... هستید و این حرف را نه بصورت توهین بلکه بصورت پذیرش و قبول ادا کرد . من اول آمدم ناراحت شوم ولی پیشدستی کردم و گفتم منهم ... هستم و با این حرف میخواستم احساس حقارت نکند و جوّ به نفع شود . مثل اینکه جوابی داد و بحث در این باره شروع شد . یادم نیست چه حرفهائی گفته شد ولی این صحنه یادم است که دائی داشت خطاب به صحبت میکرد و گفته های مردم را برای او بازگو میکرد ، تقریباً میخواست اینطور بگوید که او وآنها تقصیر ندارند و حرف مردم اینطور است . من یادم است وقتی دائی داشت صحبت میکرد توجهم به چهره او جلب شد و دیدم چشم راست او کمی می پیچد . این صحنه صحبت دائی و صحبت جمع صحنه ای طولانی بود که یادم نیست . بعد یادم است در فضائی من به تنهائی بودم و میدانستم توی اطاق روبرویم زنها جمع هستند یعنی میدانم اطاقها زنانه مردانه شده بود و توی اطاق روبروی من زنها جمع هستند ، آنها را نمیدیدم . اینطور یادم است ایستاده بودم و این افکار را داشتم و در اینجا هم میدانستم موضوع کلی پختن و خوردن آش است ، کمی که اینجا معطل شدم فکر کردم نکند الان زنها فکر کنند من مخصوصاً اینجا ایستاده ام و در این فکر بودم که دیدم کمی از تصویر زنها توی اطاق پیدا است حالا چگونه بود نمیدانم ، باز در همینجا یادم است یک قاشق بزرگ دست چپم و توی آن عسل بود و من داشتم با آوردن قاشق به نزدیک دهان از عسل های آن میخوردم .    
توضیحات و یافته ها : دیروز و از بیمارستان آمدند و من برای دیدن آنها به تیران آمدم . دیشب یک ساعتی هم رفتم منزل چون او هم از بیمارستان آمده . او تعریفی از بیمارستان کرد که بچه مریض بوده و او را به بیمارستان آورده بوده اند و او دختر و را توی بیمارستان دیده ، همچنین گفت و هم به ملاقات او رفته اند ، موضوع دیگر فکری این دوسه روز من دعوت زن از من برای خوردن آش است یعنی قرار است او آش بپزد و با و بچه ها دور هم جمع شویم . دیروز غروب وقتی به تیران میآمدم افکار من روی موضوع و نماد شدن او در خوابهایم بود و این مساله جلب توجهم کرده بود که ... ،
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : آش پخته شده : : عسل 2.158 . . همانند و یکی بودن : صحبت های ردوبدل شده در جمع : : پختن آش 2.158 . . گفتمان خواب و بیداری : قاشق بزرگ : : پنیس 12.350 . . گفتمان خواب و بیداری : دسته قاشق : : فضای غاری میانی . . گفتمان خواب و بیداری : کفه قاشق : : گلانس پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : عسل : : احساس جنسی تناسلی زن . . گفتمان خواب و بیداری : من و : : فضای غاری میانی تناسلی . . گفتمان خواب و بیداری : دائی و زن دائی : :  گلانس پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : حرف مردم : : احساس های گرفته شده از پیرامون . . گفتمان خواب و بیداری : آش : : احساس جنسی تناسلی زن 12.352 . . گفتمان خواب و بیداری : عسل خورده شده : : احساسهای جنسی 12.357 . . تفسیرها : - . . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در پاسخ به سؤال و داستان رد و بدل شدن احساس بین واژن و پنیس در زمان نزدیکی است . . گفتمان خواب و بیداری : اهواز : : ... . . گفتمان خواب و بیداری : پختن آش : : دادن و گرفتن احساس بین واژن و پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : آش پخته شده / عسل : : احساس جنسی دریافت شده یِ زن و مرد از جنس مخالف خود . .

هیچ نظری موجود نیست: