2012
|
2/7/74
|
ماشین ریش تراشی و هورت کشیدن غذا
|
1
|
1
|
1071
|
||
♣ تمام خواب : ساعت هفت و سی دقیقه صبح . الان بیدار شدم خوابی میدیدم
که زیاد صحنه های آن یادم نیست ، یک جا از ♀
خواهر ♀ که
خارج است چیزی میدانم . نمیدانم او چکی داده بود یا دیگری ولی یادم است یک چک که
بنظرم چک تضمین شده بود در خواب دیدم و متوجه شدم چک مال کشور لیبریا است . چک
چاپی و خیلی زیبا بود . بنظرم میرسد کلمه لیبریا که به حرف انگلیسی روی آن نوشته
شده بود جور خاصی بود ، به این صورت که یکی دو حرف وسط کلمه لیبریا رنگی و شاید
این رنگ رنگ سبز زیبائی بود .
در صحنه ای دیگر یادم است ♂
همکار پستی ام یک چیزی ( دستگاهی ) به من داده بود که میدانستم باید با آن غذا
را هورت بکشم ، تقریباً در مرحله اول آن چیز را مثل یک دستگاه ماشین ریش تراشی
دیدم ولی بعد که بیشتر توجه کردم دیدم شکل دستگاهی از موتور ماشین است ( پیکان )
، الان هر چه فکر میکنم یادم نمیآید چه دستگاهی ولی چیزی به اندازه یک ماشین ریش
تراشی کمی بزرگتر در دستم بود منتها بجای داشتن سه سوراخ گرد در دهانه آن فقط یک
سوراخ گرد در دهانه اش بود ، البته این سوراخ همانند یکی از سوراخهای سه گانه
ماشین ریش تراشی بود . من میدانستم باید با روشن کردن این وسیله توی دستم که ♂ به
من داده غذا را هورت بکشم . یادم است آن وسیله را توی دستم تاب دادم و کاملاً به
اطراف آن نگاه کردم در اطراف آن بر آمدگی ها و سوئیچ هائی بود که میدانستم هر
کدام برای کاری نصب شده ولی در اینجا نمیدانستم به چه کاری میآیند . یک جا دوتا
سویچ بغل هم که یکی کمی بلند تر از دیگری بود بصورت اوریب توی بدنه دیدم که
میدانستم با گذاشتن کف دست راستم روی آن ، آن وسیله روشن میشود اما باز میدانستم
باید اول آن سویچ کمی بلندتر فشار داده شود و بعد آن سویچ کوتاهتر ولی هر دو آن
سویچ ها را یک سویچ میدانستم و میدانستم با فشار دادن آنها آن دستگاه کار میافتد
، اینطور در نظرم است یک جا هم آن دو سویچ را فشار دادم ولی بیشتر توجهم به
شناختن آن دستگاه و چگونگی کار آن بود . میدانستم با بکار انداختن آن دستگاه
میتوانم غذا را هورت بکشم . منظره دیدن آن دستگاه برایم خیلی جالب بود و خیلی به
روشنی دیده شد مخصوصاً بعضی مواقع به سویچ یا سیستم خاصی از آن دستگاه توجه
میکردم و داشتم پیرامون آن دستگاه را بر انداز میکردم تا نحوه کار آنرا بفهمم و
بدانم چگونه با روشن کردن آن میتوانم غذا را هورت بکشم . ♠
توضیحات و یافته ها : چندروز
است توجهم به کار هسته قرمز در منطقه مزانسفال مغز جلب شده . در تاریخ 19/6/74
که میخواستم یادداشتی در تفسیر خواب کار عدسی چشم 30/6/68 بنویسم به کتاب سیبا
مراجعه کردم . در صفحه 95 توجهم به هسته قرمز و هسته های وستفال و اکولوموتور در
جنب این هسته جلب شد و روی اینها خیلی فکر کردم . میخواستم بدانم خواب و بیدار شدن
ما در رابطه با این هسته ها چگونه است . البته میدانم کار این هسته ها در رابطه
با ماهیچه ها است و تا ماهیچه ها شروع به فعالیت نکنند ما بیدار نمیشویم . دیروز
هم کم و بیش روی هسته قرمز و کار ماهیچه ها ی صورت و لب و مواردی این چنانی فکر
کردم مخصوصاً روی خواب 31/6/74 با موضوع بوسیدن ♀
فکر داشتم و تفسیری هم دیروز بر این خواب نوشتم و متوجه شدم این ¶ خواب در
رابطه با کار لبها ، و سنجاق قفلی دیده شده لبهای ما است . ¶ الان فکر
میکنم افکار این چند روز من در باره هسته قرمز و رابطه این هسته با کار ماهیچه
ها و خواب بوسیدن ♀ و مربوط بودن آن به لبها و افکار
دیروز من باعث شده خواب دیشب را ببینم ، آنطور که الان درک میکنم ¶ خواب دیشب
نشان دهنده کار هسته قرمز در مزانسفال است و آن بخش از کار آن مورد توجهم در
خواب قرار داشته که مربوط به کار لبها و غذا خوردن است . یعنی میتوانم بگویم : 1
- ¶
دستگاه دیده شده که آنرا چیزی مثل دستگاه ریش تراشی دانسته ام و میدانستم با آن
میتوانم غذا را هورت بکشم هسته قرمزبوده . 2 – ¶ دوتا سویچ
دیده شده در بدنه این دستگاه که میدانستم با فشار دادن آنها به پائین ، دستگاه
شروع بکار خواهد کرد هسته های وستفال و اکولوموتور بوده . 3 – باید
مطالعه کنم بفهمم آن هسته ای که در خواب کمی بلندتر از دیگری بود کدام است زیرا
فکر میکنم آن سویچ بلند تر همان هسته ای است که در دوران خواب rem فعال است و هسته دوم که کوتاهتر است بعد
از اولی ، و بعد هم تمام هسته قرمز فعال و ما بیدار میشویم . ¶ بهر صورت
هسته قرمز در بیدار شدن ما از خواب نقش اساسی دارد . موضوع دیگری که الان یادم
آمد این است که دیروز توجهم به مساله اخلاقیات در خواب جلب شد و اینکه قبلاً
نوشته ام ¶
درخوابهای ما اخلاقیات جائی ندارد . روی این مساله هم فکر کردم که اخلاقیات با
کدامیک از سیستم های وجودی ما ارتباط دارد و با کدام سیستم ندارد . بعد اینطور
نتیجه گرفتم که اخلاقیات فقط مواقع بیداری کاربرد دارد در غیر اینصورت اخلاقیات
در تصاویر ذهنی ما جائی ندارد ( خواب rem
) و این زمان موقعی است که قشر منتشر فعال و کاملاً بیدار است یعنی زمانی که
امواج آلفا در الکترو آنسفالوگرام موجود است . الان برای اینکه بدانم کدامیک از
این هسته های جنب هسته قرمز زودتر و کدام دیرتر بیدار میشود و سویچ بلندتر
کدامیک از این دوتا است توجه بیشتری به تصویر صفحه 95 کتاب سیبا کردم ، متوجه
شدم هسته اکولوموتور باید سویچ بلندتر و هسته وستفال سویچ کوتاهتر باشد که البته
در خواب دیشب برای بکارانداختن هسته قرمز میباید این دوتا سویچ فشار داده میشد .
به این ترتیب چون چشمهای ما در دوران خواب rem
دارای حرکت است و ماهیچه های آن ( بعضی از آنها ) فعال است نتیجه میشود در این
دوران خواب هسته اکولوموتور فعال است ولی این فعال بودن اختیاری اختیاری نیست
زیرا میدانیم حرکت چشمها و کار ماهیچه های آن در دوران بیداری اختیاری هم هست ،
در نتیجه : 1 - ¶
هسته اکولوموتور فعالیت غیر ارادی ماهیچه های چشم و هسته وستفال فعالیت ارادی
ماهیچه های چشم را به عهده دارد ، و بعد از فعال شدن این دو که در خواب دیشب
سویچی بود برای شروع بکار هسته قرمز ما بیدار میشویم و میتوانیم کنترل بدن خود
را بطور ارادی داشته باشیم در نتیجه : الف : ¶ چشمهای ما
با کمک این دو هسته میتواند ساعت بیولوژیک بدن باشد . ب : ¶ آخرین هسته
ای که بیدار میشود و ما بدنبال آن از خواب بیدار میشویم هسته قرمز است . ج : ¶ قبل از
هسته قرمز هسته ای که باعث میشود این هسته بیدار شود اکولوموتور کمکی ( هسته
وستفال ) است . دال : ¶ قبل از هسته وستفال هسته اکولوموتور بیدار میشود
. الان با کمی مطالعه روی کتاب سیبا به این نتیجه هم رسیدم 1 – ¶ قفل دیده
شده در خواب کار عدسی چشم و دسته طویل آن اعصاب سمپاتیک و پارا سمپاتیک و نقطه
تلاقی این دسته هسته های وستفال و اکولوموتور است . بهتر است این بحث را تمام
کرده خواب دیشب و دانسته های جدیدم را در یادداشتی جداگانه بنویسم .
/////////////////////////////////////////////
معانی و مفاهیم، و نمادهای مطرحشده در خواب :
الف :
«این خواب در پاسخ به افکار و مطالعه من روی
هسته قرمز، و هسته های وستفال و اکولوموتور در جنب این هسته، و نحوهی خواب و
بیدار شدن از خواب بوده.»
//
4/7/74
/
در این خواب دستگاهی از موتور ماشین که دوتا سویچ به طور اوریب در بغل آن بود و
میدانستم کار آن مثل کار ماشین ریش تراشی است و میتوانم با آن غذا را هورت بکشم
نماد هسته ی قرمز بوده. 12.75
//
4/7/74
/
در این خواب سویچ بلندتر در بغل سویچ کوتاهتر به صورت اوریب در بدنه دستگاه که
آنرا دستگاهی از موتور ماشین میدانستم نمادی بوده برای هسته اکولوموتور در جنب
هسته ی قرمز. 12.74 .
//
4/7/74
/
در این خواب سویچ کوتاهتر در بغل سویچ بلندتر که به بدنه دستگاه توی دستم نزدیکتر
و به صورت اوریب به بدنه وصل بود نماد هستهی وستفال بوده.
//
4/7/74
/
وسیله توی دستم که دستگاهی از موتور ماشین بود و میدانستم کاری مانند ماشین ریش
تراشی دارد نماد هستهی قرمز بوده.
//
4/7/74
/
در این خواب مو نماد پیامهای آمده از مغز به سطح پوست، و کار ماشین ریش تراشی جمع
آوری این موها یا پیامها از سطح پوست و ارسال آن به درون مغز است. 12.75
//
4/8/74
/
با توجه به یادداشت 2/7/74 تفسیری برخواب ماشین ریش تراشی و هورت کشیدن غذا،
لیبریا نماد لبهای من بوده. 12.80
ب :
//
خواب در پاسخ به افکار و مطالعه من روی هسته قرمز، و هسته های وستفال و اکولوموتور
در جنب این هسته، و نحوهی خواب و بیدار شدن بوده. // ماشین ریش تراشی هسته قرمز
بوده.// ریش در این خواب، فکر و افکار پوست صورت بوده.// خارج، روئی ترین لایه
پوست صورت بوده. // هورت کشیدن غذا به درون، کشیده شدن فکر و افکار پوست صورت به
درون بوسیله لبها بوده . // سوراخ گرد دهانه ماشین ریش تراشی، لبها بوده . //
نوشته ام بجای داشتن سه سوراخ گِرد در دهانه آن ماشین ریش تراشی فقط یک سوراخ گرد
بود. ترجمه ی این جمله به زبان بیداری این است که بجای سه ورودی احساس و اطلاعات از سه بخش پوست صورت به درون فقط یک ورودی لبها
وجود داشته. //
/////////////////////////////////////////////
تغییرات و یافتههای جدید :
/
17/8/98
/
این زمان ساعت نُهِ صبح جمعه متوجه شدم ماشین پیکان مطرح شده در این خواب نماد
شروع بیداری ی پوست صورت من و ارسال افکار این سه بخش به بالای مغز است.
/ 17/8/98
/ با این شناخت توجهم به سیخ
کباب پهن مطرح شده در خواب 1/9/71 با عنوان «فضای سر پوشیده راهرو مانند و رئیس جمهور» جلب شد و این زمان متوجه شدم در آن خواب نوک سیخ کباب پهن نماد ماشین پیکان
و در اصل افکار و احساسهای شروع بیداری ی
سه بخش پوست صورت بوده. | |||||||
۱۳۹۴ تیر ۱۰, چهارشنبه
ماشین ریش تراشی و هورت کشیدن غذا
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر