۱۳۹۴ تیر ۱۳, شنبه

تفسیرخواب بوسیدن ♀ دایزه ، سنجاق قفلی

2011
1/7/74
تفسیرخواب بوسیدن دایزه ، سنجاق قفلی



×

تمام تفسیر و یافته ها : ساعت نه و پنجاه و سه دقیقه صبح . دیروز تا حالا ... صحنه هائی در خواب هست که مرا به فکر انداخته . ممکن است این خواب در رابطه با لب و کار لبها به دلایل زیر باشد . 1 : وقتی پریروز توجهم به خواب کار زبان 25/8/68 جلب شد و آنرا خواندم موقع رسیدن به موضوع گاراج و بودن در بیرون گاراج و اینکه نوشته ام بصورت زاویه ایستاده بودم یادم به تفسیری در رابطه با این صحنه آمد که در آن اینجای خواب را به بودن توی لبها و جائی مثل نگاه از گوشه لب به لبها و فضای بین لبها دانسته ام . فکر میکنم خواب پریشب من با توجه به همان مساله دیده شده . 2 : بنظر من سنجاق دیده شده نمادی بوده برای لبها و پتوی دیده شده نمادی برای لپهای کودک دیده شده مثل . 3 : بنظر من لبهای همان سنجاق و من در آن صحنه چیزی مثل لپهای بوده ام . الان به ذهنم رسید وقتی را میبوسیدم و آن جوان آشنا به ما توجه داشت نگاه او از درون فضائی در دیوار سمت شمال به ما بود بطوری که آن دیوار را از روی زمین تا فضای مطرح شده در پشت آن زمین و بلند میدانستم . درست نمیتوانم موضوع را تشریح کنم ولی الان میتوانم بپذیرم آن فضا ، فضای بین دوتا لبها و نگاه آن جوان از درون آن فضا فضای خالی بین لبها بود که در اینجا اثبات میشود مرد و گروه مرد در خوابهای ما نمادی است برای فضاهای خالی و هیچ وجود ما . برای مثال در اینجا فضای خالی بین دو لب بصورت چهره مرد نشان داده شده . 4 : بنظر من ... در این خواب نمادی بوده برای پوست گونه و لبهای ما و دست ... لبهای دیده شده بوده است . 5 : نماد قرار گرفتن ... برای لبها حرف صحیحی است زیرا ... خواهر مادرم است و مادرم نمادی برای کل وجود من است ( در بعد بدن پر سلولی ) و میدانم دو بخش بیرون و درون مغز در خوابهای ما بصورت خواهر ظاهر میشوند و در اینجا هم مادرم خواهر ... بوده . 6 : شاید صحبت بالا نا مفهوم باشد ولی برای من مفهوم است . برای مثال وقتی در خوابی در رابطه با خواهرم چیزی میبینم در آن لحظه من میتوانم همین ... و خواهرم مادرم باشد . 7 : الان یادم آمد در خوابی ... را با سنجاقی به روسری اش دیده ام باید آن خواب پیدا شده ببینم سنجاق در کجا قرار داشته . اگر سنجاق زیر گلوی او بوده نشان دهنده این است که ... نماد تمام پوست بدن من و سنجاق زیر گلوی او نماد لبهای من است . معنی آنهم این است که لبهای من گلوی پوست بدن من است ( خواب 25/9/71 ) .
ساعت هشت و نیم شب . الان هنگام پاکنویس این یادداشت متوجه شدم مطلب آمده در شماره سه این یادداشت اشتباه است و آنرا بصورت زیر اصلاح میکنم . اصلاح شده شماره سه : بنظرم لبهای همان سنجاق و من در شرایط بوسیدن لب بالائی او بوده ام . الان دارم درک میکنم در شرایط سقوط به پائین و هوا رفتن لنگ و پاچه او سقوط لب پائین به پائین و باز شدن فضای بین دو لبهاست که به این ترتیب زاویه تشکیل شده بین دوتا پای او همان زاویه بین دوتا لبهاست . بوسیدن و قرار گرفتن لبهای من روی لبهای او قرار گرفتن لب پائینی و بالائی روی هم است .

هیچ نظری موجود نیست: