۱۳۹۴ تیر ۲۰, شنبه

تفسیرخواب انبه و دفتر پست ... / یک

1979
21/5/74
تفسیرخواب انبه و دفتر پست ... / یک



×

تمام تفسیر خواب : بدون شعار دادن شروع به نوشتن میکنم اما آنچه الان قهمیدم احتیاج به شعاردادن و آفرین گفتن به مغزم دارد . دیشب قبل از خواب افکاری مثل خانم ، هویج ، خاک ، و ، و ، داشتم و خوابیدم . صبح خوابی دیده بودم که ضمن یادداشتی نوشتم . بعد دوستم اینجا آمد و تا بعد از ظهر یعنی دو ساعتی پیش با هم بودیم ، وقتی او رفت یکی دو یادداشت و خواب دیشب را خواندم . بعد میخواستم در فهرست مطالب دنبال مطلبی بگردم ، توجهم به خواب کار بزاق در دهان 10/1/71 جلب شد ، دیدم در این خواب صحنه ای از پست ، جلو پاساژ کیان ، و منزل بوده . با دیدن این نماد ها یاد این افتادم که متوجه شده ام میتواند نمادی باشد برای ردیف دندانها ی بالائی و فکر کردم چون این خواب در رابطه با کار بزاق در دهان بوده در اینجا هم میتواند نمادی برای ردیف دندانها در این خواب باشد و این موضوع را ضمن یادداشت کوتاهی با عنوان بیاد آمده ها نوشتم . بعد کمی خوابیدم و یاد اولین خواب یادداشت شده ام یعنی خواب و افتادم 7/4/47 . در آن خواب که حدود بیست و هفت سال پیش دیده شده و اولین خواب یادداشت شده من است . در صحنه ای با در منزل پدر بوده ام ، بعد توی بازاری نبوده و دایزه را دیده و دنبال گشته ام و در آن شرایط و زنهائی شکل دیده ام . در اینجا من متوجه شدم چون در آن خواب هم ، من منزل پدر   بوده ام میتواند آن خواب هم مربوط به دندانها باشد ، و باز متوجه شدم ، ضمناً این چند روز فهمیده ام میتواند نمادی برای زبان باشد و ... و بالاخره حدس زدم اولین خواب یادداشت شده من یعنی خواب و میتواند داستانی در باره زبان و دندانها باشد .   بعد روی فکر کردم و یادم به خواب کار زوج کروموزوم شماره یک تاریخ 21/4/68 افتاد که درآن در صحنه ای را با دیده ام و آن صحنه را مربوط به زمان شکل گیری سلول تخم دانسته ام و باز فکرکردم در خواب سال 47 میتواند نمادی بجای منزل و در اصل نمادی برای دندانها باشد زیرا درآن خواب نوشته ام و زنهای دیگر شکل او دیدم و این برداشت میتواند دلیلی بر دندان بودن باشد و زنهای دیگر دندانهای دیگر ( شکل ) . بعد روی خواب دیشب فکر کردم و خواستم بین پست ... در خواب دیشب و پست ... در خواب کار بزاق در دهان 10/1/71 رابطه ای پیدا کنم متوجه شدم در خواب دیشب خانواده ( ) را دیده ام و در خواب بزاق در دهان پاساژ کیان و فکر کردم اینهم میتواند دلیلی دیگر بر نزدیکی این دو خواب باشد ، بعد یادم افتاد دفتر پست ... یک دفتر پست روستائی است و پست روستائی در خوابهای من میتواند نمادی برای قشر منتشر مغز باشد ، اصولاً طرز تعریف شدن خواب دیشب مرا به این فکر انداخت که خواب دیشب مربوط به قشر منتشر مغز است . از طرفی هم فکر قبل از خواب دیشب من کلمه هویج و ارتباط خواب با سیستم گوارش و دهان مرا بین دو راهی نگه داشته بود ، چون  برداشت من این بود که خواب دیشب باید در باره مسائل دهان و دستگاه گوارش باشد و از طرفی برداشت من این بود که خواب دیشب باید در رابطه با قشر منتشر و مسائل آن بوده باشد . بعد یادم است یاد خواب احساس غرور و افتخار 13/7/70 و بودن هویج روی آب و افکاری که در باره آن خواب و مربوط بودن آن خواب به گردش خون دارم افتادم و یاد معنی هویج در فرهنگ عمید که نوشته هویج همو گلوبین خون را زیاد میکند و ... بالاخره یاد نماد انبه در خواب دیشب افتادم دیدم انبه یک میوه خوراکی است و فکر من در خواب دیشب در باره کتاب اسرار خوراکی ها بوده ، خواب طوری بوده که من میتوانم انبه و کتاب را در خواب دیشب یکی بدانم و بنا کردم روی انبه فکر کردن و یک مرتبه ... بله یک مرتبه متوجه تمام مساله شدم و فهمیدم داستان چیست . داستان از این قرار است که پست ... در خوابهای من میتواند نمادی باشد برای آن قسمت از قشر منتشر مغز که مربوط به دهان و دستگاه گوارش و مسائل دیگر این سیستم است و انبه در خواب دیشب نمادی است برای شیره غذائی جذب شده توسط روده ها وارد شده به خون . آنچه مرا به این شناخت رساند معنی انبه بود . من متوجه شده ام انبه از دو کلمه ( اَن ) و ( بِه ) درست شده و این دو کلمه میتواند اینها باشد ( اَن ) که تلفظ آن بصورت ( عَن ) یعنی مدفوع و ( بِه ) یعنی بهتر بودن . در اصل ( اَن + بِه ) عَن یا مدفوعی است که بهتر شده و این عَن بهتر شده همان شیره غذائی جذب روده شده است یعنی تا شیره غذائی جذب روده نشده عن است و وقتی جذب روده شد عن جذب شده است ولی این عن به است و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل . این مسائلی بود که در این یکی دو ساعت بعد از رفتن دوستم به ذهنم رسید حالا خودتان قضاوت کنید آیا نباید به این مغز خوب و دانا آفرین بگویم ! ، بگذریم . با این ترتیب معلوم میشود موضوعات قکری دیشب من مثل گردش خون ، هویج ، معنی تشریح شده برای هویج در فرهنگ عمید و احیاناً موضوع خاک و پرنده های غول پیکر دلیلی بر خواب دیشب شده . خاک به این دلیل که آنرا در شرایطی نمادی برای غذای خورده شده میدانم و دیروز خواب 12/7 68  با سؤال احساس غم و اندوه در نظرم بود . در آن خواب زیر خودم مدفوع کرده و در صحنه ای آن مدفوع را بصورت خاک روی سوراخی دیده بودم . الان یادم آمد دیشب یا دیروز عصر توجهم به این مطلب هم جلب شد که زن در خواب 11/4/74 با عنوان زن استفراغ ، نمادی برای روده و استفراغ کردن او را خروج مدفوع از مقعد دانسته ام و ... و اینطور که دارم میفهمم تمام افکار دیروز من روی مسائل دستگاه گوارش بوده و خواب من بالای صد در صد در رابطه با دستگاه گوارش خواهد بود . فعلاً شناخت های مطرح شده در این یادداشت را بصورت خلاصه مینویسم هر چند بعضی از آنها را قبلاً نوشته ام .
خلاصه : ... و پست ... میتواند نمادی باشد برای بخشی از قشر منتشر مغز که در رابطه با دستگاه گوارش و مسائل آن است و یا نمادی باشد برای کل سیستم گوارش ما . 2 - خانه در خواب چهل و هفت میتواند نمادی باشد برای دندانها و یا برای کل دهان . 3 - در خواب سال چهل و هفت احیاناً نمادی بوده برای دندانها . 4 - در خواب سال چهل وهفت نمادی بوده برای زبان . 5 - باید تحقیق کنم رابطه ای بین پاساژ کیان و ( + فر ) پیدا کنم به نظر من خانواده درخواب دیشب سیستم های مغزی تأثیر گذار ( کننده ) بر روی دستگاه گوارش است . 6 - هویج در خوابهای من میتواند نمادی باشد برای شیره جذب شده از روده ها . 7 - انبه میتواند همان هویج و در اصل شیره غذائی جذب شده از روده ها باشد . 8 - در خواب احساس غرور و افتخار 13/7/70  هویج هائی در یک مسیر چهار گوش جریان آب با ضربان در حرکت بود ، در جائی اینطور میدانستم که این هویج ها در جلو سوراخی گیر کرده و پاهایش را اینطرف آنطرف جوی گذاشته بود و داشت هویج ها را از روی آب میگرفت . با توجه به این یادداشت و ضربان داشتن آن جریان آب و معنی هویج در کتاب فرهنگ عمید بالای نود در صد آن خواب در رابطه با جریان خون و جابجائی شیره غذائی جذب شده توسط روده ها به داخل خون است . باید تحقیق کنم در آن خواب کدامیک از سیستم های وجودی ام بوده ، ضمناً تحقیق کنم خانم در این میان چه نقشی دارد . 9 - الان یاد خواب کار آپاندیس افتادم . به نظرم میرسد چون آپاندیس جزئی از روده است در آن خواب خانم فقط نمادی برای آپاندیس نبوده بلکه نمادی برای تمام روده بوده و وقتی در آن خواب من از راه پله ای سنگی پائین میرفتم همان روده یا مساله ای از روده بوده ام بعد که به آپاندیس رسیده ام خانم را دیده ام و بعد راه پله های سنگی را ادامه داده ام . به این ترتیب راه پله های سنگی سالم اولی نمادی برای روده تا آپاندیس راه پله های سنگی نا سالم بعدی نمادی بوده برای راست روده . به نظر من اولین کارگزینی دیده شده ( دوازدهه ) محل ورود به روده از معده ، وآخرین کار گزینی دیده شده مقعد و خروج از روده بوده . ساعت هشت و بیست و دو دقیقه شب . گیج شده ام بهتر است مطلب را تمام کنم ، میترسم تمام نادانسته های عالم همین الان یادم بیاید . یهتر است بقیه اش را بگذارم برای بعد .

هیچ نظری موجود نیست: