۱۳۹۴ تیر ۲۰, شنبه

اَنبه و دفتر پست ...

1978
21/5/74
اَنبه و دفتر پست ...

1
1

1058
تمام خواب : ساعت هفت و پنجاه و هفت دقیقه صبح . الان از خواب بیدار شدم خوابی جالب دیده بودم که خیلی کم از آن یادم است . اینطور در ذهنم است دسته جمعی به عنوان مسافرت به ... رفته بودیم و در دفتر پست آنجا بودیم . ساختمان دفتر پست با تیپ زمان بیداری فرق داشت و تقریباً مثل یکی دو بار قبلی بود که این دفتر پست را در خواب دیده بودم . میدانستم به عنوان مسافرت و مسافر در آنجا هستیم . در صحنه های مختلف توی اطاقهائی از دفتر پست بودم و مسائلی بود . یک جا در یک اطاق که میشود گفت اطاقی جنوبی تر از اطاقهای دیگر بود من روی زمین نشسته و به دیوار شمالی اطاق تکیه داده بودم . طرز نشستن من به این صورت بود که پاهایم را کمی باز کرده و روی زمین دراز کرده بودم یعنی وسط پای من در آن حال کمی باز بود . در اینجا دختر ... کوچکتر را دیدم با همان چاقی از روبرو آمد . دیدم او لخت است و فقط یک مایو چسبان پوشیده ، توجه من به زیبائی ، چاقی و شورت چسبان او جلب شد ، همانطورکه او داشت به سمت من میآمد و قصدی نداشت توی بغل من بیاید ، من دوتا دستهایم را بالا آوردم و تقریباً با این حرکت قصدم آمدن او توی بغلم بود هرچند از اول چنین قصدی نداشتم ( نداشت ) ، ولی وقتی دید من این حرکت را کردم او به سمت من آمد . اول فکر کردم اگر مستقیماً او را در بغل بگیرم چون پای من باز است و اوهم لخت است و شورت چسبان دارد ، محل تناسلی او با تناسلی من روی هم قرار میگیرد ، مثل اینکه من او را از سمت کمی مایل به راست خودم بغل کردم و یکی دوسه تا بوسه به صورت او زدم . در صحنه ای دیگر که شاید "اطاق پشت این اطاق" در سمت شمال بود ، در یک صحنه آمدم رد شوم و در فکر خوابیدن و مسائل آن بودم که را با یک نفر دیگر دیدم کف اطاق طاقباز خوابیده اند ، من تقریباً اینطور فکر کردم که اینجا دیگر جا برای خوابیدن نیست هرچند فضای خالی به اندازه یکی دو نفر دیگر بود . در یک صحنه شاید همان اطاق اول یادم است من و بودیم و شاید هم بود ، در اینجا مثل اینکه چیزی از نان و سفره و پتو میدانم ، حالا چگونه بود یادم نیست . در صحنه ای دیگر و شاید اطاقی دیگر یادم است و یکی دو نفر دیگر را نشسته کنار دیوار دیدم ، بیشتر آن یکی دو سه نفر هم از خانواده بودند ، در اینجا مثل اینکه صحبتی از انبه بود ، در لحظه ای هم یادم است من برای تشویق کسی جمله ای گفتم و به دنبال حرف من جمله عَرشِتو برم را گفت ( عرش تو را ) . من دیدم این جمله عَرشِتو برم متلک بهتری است برای گفتن به دخترها . در اصل اول بار جمله من تشویق متلک گونه ای بود برای گفتن به دختر یا زن ولی منظور گفتن نظر خودش بود ، من دیدم عرشتو برم جمله قشنگتر و بهتری است و بهتر است برای تشویق یک دختر یا زن این جمله گفته شود . در یک صحنه یادم است در بیرون ساختمان پست در سمت شمال بودم و توجهم به یک دیوار خاکی که پشتش کوچه ای باریک با دیوار دیگر خاکی در سمت جنوب آن بود بودم . یعنی من در سمت شمال و رویم به سمت جنوب بود و داشتم از بالای یک دیوار خاکی غربی شرقی به دیوار دیگر آن کوچه نگاه میکردم در حالی که قدم قد دیوارها بود . البته توجه داشتم که سمت راست من طرف غرب ساختمان پست است ولی سمت شرق را دارای ساختمانی نمیدانستم ، اما آن کوچه را جزء ساختمان دفتر پست میدانستم . اینطور میدانستم که در جنوب آن کوچه ( با همان کوچه ) ساختمان دفتر پست است . یکی از مسائل خواب دیشب من گشتن دنبال انبه بود چون خاصیت های زیادی در باره آن در خواب تعریف شده بود و من داشتم در یک صحنه دنبال انبه و در یک صحنه دنبال کتاب ( خوراکیها ) میگشتم . دنبال انبه به این دلیل که گفته بودند انبه خریده اند و دنبال کتاب به این دلیل که میخواستم از توی آن کتاب طرز خوردن انبه را بخوانم ( کتاب اسرار خوراکیها ) که وقتی ... بودم آنرا خریدم و از آن خاطره دارم . در یک صحنه هم بنظرم میآید و بقیه خانواده انبه ای در بین خود داشتند ، در یک صحنه هم من یک انبه دیدم ولی نمیتوانم شکل و قیافه آنرا تشریح کنم . در صحنه دیگری هم من در فکر خوابیدن بودم و اینکه کجا بخوابم یا اینکه کجا بخوابم بهتر است . بهر صورت در این خواب من و ما بصورت مسافر در ... و دفتر پست ... بودیم و کسانی مثل ، ، یکی دو سه اطاق کوچک باریک با دیوار گلی ( گلی آفتاب خورده ) دختر ... کوچکتر ( ) و در صحنه ای دیگر و بقیه خانواده ، پتو ، سفره ، انبه ، و شخصی دیگر و ... را دیدم .
افکار و رفتارهای قبل از خواب : دیشب قبل از خواب توجهم به خوابهای 6/12/72 و 13/7/70 جلب شد چون در این خوابها موضوعاتی در رابطه با خانم و هویج مطرح شده ، و برایم جالب شده که در این دوخواب این دو موضوع مطرح شده . البته من خواب احساس غرور و افتخار را در رابطه با گردش خون دانسته ام ( 13/7/70 ) . دیشب همینطوری سراغ فرهنگ عمید رفتم و معنی هویج را در آن خواندم ، برایم جالب شد چون دیدم نوشته هویج هموگلو بین خون را زیاد میکند و برای کم خونی نافع است و روی سلولها تأثیر دارد . این تعریف فرهنگ عمید در باره هویج برای من جالب شد و قبل از خواب افکار من روی هویج ، همو گلوبین خون ، خانم ، و بود . اما الان صبح وقتی بیدار شدم اینطور در نظرم بود که دیشب قبل از خواب توجهم به پرنده های غول پیکر خاکی در خواب خاک چیست و خاک یعنی چه 26/7/71 جلب بوده .
یافته ها : . . گفتمان خواب و بیداری : دفتر پست ... : : دستگاه گوارش و سیستم مغزی مربوط به آن 12.67 . . گفتمان خواب و بیداری : دختر ... ( ) : : شیره غذائی جذب شده توسط روده 12.67 . . تفسیرها : 21/5/74 - 22/5/74 . . گفتمان خواب و بیداری : انبه : : مواد غذائی جذب شده از روده ها در خون 16/1/91 . . معانی و مفاهیم : انبه : : ( اَن + بِه ) ، عَن یا مدفوعی که بِه و بهتر بوده و از روده ها بصورت مواد خوراکی سلولها جذب خون شده . . همانند و یکی بودن : : : انبه . . گفتمان خواب و بیداری / من یا دیگران : دختر : : بافت پوششی روده در تماس با مدفوع . . گفتمان خواب و بیداری / من یا دیگران : ( ) بخش پوششی مویرگهای خون جذب کننده غذا از روده 16/1/91 . .   

هیچ نظری موجود نیست: