۱۳۹۴ خرداد ۲۹, جمعه

تفسیرخواب من و دادخواه مشغول نقشه برداری

2054
27/8/74
تفسیرخواب من و دادخواه مشغول نقشه برداری



×

تمام تفسیر و یافته ها  : ساعت ده و چهل و پنج دقیقه صبح . با توجه به خواب 28/10/69 با موضوع من و دادخواه مشغول نقشه برداری ، نظرم به این مساله جلب شده که در بیداری ، دیدن ما توسط قشر منتشر مغز و در دوران خواب توسط میتوکندری های حسی از پیرامون است . در این خواب یک جا دچار توهم شده قصد بیدار شدن داشتم ولی نمیتوانستم بیدار و بلند شوم . در آن حال دیده ام وقتی سرم را بالا میبرم صحنه های پائینی نگاهم را می بینم و وقتی سرم را پائین میآورم صحنه های بالائی دیدم را ، نظر به اینکه پائین در خوابهای من با معنی بیرون بدن و بالا با معنی درون است درآن شرایط موضوع خواب و بیداری مطرح و نشان دهنده این بوده که وقتی من بیدارم و توجهم به پائین است ، بینائی درون یعنی قشر منتشر مغز و وقتی خواب هستم و توجهم به بالا و درون است بینائی بیرون یا پائین دارم در اصل بینائی گیرنده های حسی دارم و این همان خواب دیدن است . این نظر جدید من با مثال های زیر اثبات میشود . الف : در صحنه ای دیگر از همین خواب من و دادخواه مشغول نقشه برداری برای پست ، یک جا چیزی شکل جَگن دیدم که در صحنه ای آنرا جلو چشمم میگرفتم و از درون آن دادخواه را مشغول نقشه برداری برای پست میدیدم . چون دادخواه و پست نمادی برای قشر منتشر مغز هستند ، و همچنین چون آن شیئ شکل جگن نمادی است برای میتوکندری های سلولهای مخروطی ، دیدن آن صحنه دیدن در قشر منتشر از درون میتوکندری است ، و چون آن لحظه نمادی برای بیداری بوده ، بیداری ، دیدن پیرامون از درون میتوکندریها ، سلولهای مخروطی وکلاً سلولهای گیرنده های حسی پیرامون است . ب : دیدن آن خواب هم خود دلیلی برای اثبات نظر من است زیرا علت دیدن آن خواب دیدن چراغهای مهتابی دراز مانند در شب از تلویزیون بوده و آن چراغها راهنمائی برای دیدن هواپیما در شب و چون هواپیما در رابطه با هوا و هوا نمادی برای قشر منتشر مغز است قشر منتشر مغز با کمک آن چراغها یا در اصل میتوکندری ها میتوانسته پیرامون مارا ببیند و این ... 2 - موضوع دیگری که باعث شده این نظر جدید خودم را مطرح کنم خواب کار میتوکندری و بخش خارجی سلول مخروطی تاریخ 30/11/73 است . در آن خواب که موضوع آنرا مربوط به کار میتوکندری های بخش میانی سلولی مخروطی و دندریت این سلول میدانم یک جا وقتی توی اطاق مسافرخانه بودم ( توی میتوکندری بودم ) یعنی نور خورشید را دیده ام ، در آن حال شلوارم پایم بوده که در اصل اینها معنی بیدار بودن میدهد اما وقتی شلوارم را درآورده ام یعنی خواب رفته ام از من روی بر گردانده ، و بعد من مایو شنا پوشیده ام که میدانم این مایو شنا حد فاصل خواب و بیداری یعنی دیدن رؤیا است و در آن حال توی محوطه باز مسافرخانه آمده ( توی دندریت سلول ) و بعد در سرازیری ( بطرف بیرون ) به محوطه رسیده ام که آب محصوری بوده و آن بلوچی و پرتاب چیزی بطرفم را دیده ام و بعد با دست گذاشتن به پوست گردنم چیزی مانند میتوکندری را در زیر پوست گردنم حس کرده ام . الف : بنظر من در آن لحظه من در حال دیدن رؤیا بوده ام . ب : در آن لحظه توجه من بیشتر به درون بوده و احیاناً توجه مختصری به پیرامون داشته ام به همین دلیل دیدن من در شرایطی بوده که احساس کمی از پیرامون میگرفته ام ولی آنرا از طریق قشر منتشر تجزیه و تحلیل نمیکرده فقط در همان بخش میانی و خارجی سلولهای مخروطی آنرا میدیده تجزیه تحلیل میکرده ام ، یعنی بینائی من در همان محدوده بوده . ج : الان آمادگی ندارم تمام مسائل را تجزیه تحلیل کنم به همین دلیل امکان اشتباه برداشت در نظرات من هست با وجود این نظراتم را چه درست و چه غلط مینویسم تا بعد با نظرات قبلی مقایسه ویک نظر صحیح و درست از آن بدست آید . دال : چون نوشته ام رویش را از من برگرداند نشان دهنده بودن نور و تابش نور در صحنه است ولی این تابش نور در بیداری نیست . هه : شاید کلمه بلوچ در آن خواب به مفهوم لوچ است و چون لوچ صفتی برای چشم است در آن لحظه از خواب و پرتاب آن شخص بلوچ بینائی غیر مستقیم چشم یعنی زمان دیدن رؤیاست و دیدن در بیداری و روز نیست . و : بهر صورت لحظه بودن من در اطاق مسافرخانه لحظه دیدن در زمان بیداری از طریق قشر منتشر و لحظه مایو به پا داشتن و قصد شنا در دریای محصور و دیدن صحنه های دیگر لحظه دیدن رؤیا باشد . 3 - با توجه به خواب حس ششم 23/3/68 هم میتوان نظر ابراز شده من در اول این یادداشت را اثبات کرد . درآن خواب در صحنه ای من از شیاری به اطاق نگاه میکرده ام و با شناختی که دارم میدانم آن شیار همین میتوکندری سلولهای احساسی مستقر در پوست مانند سلولهای مخروطی است و در آن لحظه من در حال دیدن رؤیا بوده ام به این دلیل که من ( میتوکندری ) آنها را میدیده ام ( قشر منتشر مغز ) ولی آنها مرا نمیدیدند یعنی در دوران دیدن رؤیا توجه میتوکندریهای گیرنده های حسی به قشر منتشر و درون مغز است در حالیکه درشرایط بیداری ( نقشه برداری برای پست ) توجه میتوکندریها به اطلاعات آمده از بیرون و ارسال آن به قشر منتشر است تا قشر منتشر از طریق نقشه های ارسال شده از طرف میتوکندریها مسائل بیرون را مورد مطالعه قرار دهد ( ببیند ) . 4 - خوابهای دیگر من نیز میتواند این نظرم را اثبات کند ولی کلاً باید تمام مسائل بررسی و نظریه اصلی داده شود فعلاً امکان بودن آن نوشته شد تا بعد بررسی شود .

هیچ نظری موجود نیست: