۱۳۹۴ خرداد ۲۹, جمعه

معنی رؤیا چیست ، رؤیا یعنی چه / دو

2055
27/8/74
معنی رؤیا چیست ، رؤیا یعنی چه / دو
×
1
1

1093
تمام خواب : ساعت هفت و هفت دقیقه صبح . الان از رختخواب بیرون آمدم . خوابی طولانی سریال و زیبا دیده ام حیف که تمام آن یادم نیست . بعد از صحنه هائی این یادم است یک جا یک سبد چوبی گرد و یک جا ( همانجا ) یک شاخه درخت که شاخه های ریزتر آن به آن بود دستم بود ، داشتم به سمت شرق در هوای تاریک صبح به باغ استاد میرفتم ، میخواستم از آنجا میوه توی آن سبد بگذارم و بیاورم . در اینجا یادم است در یک صحنه داشتم آن شاخه توی دستم را به قطعه های کوچکتر برگدار جدا میکردم . میخواستم آن شاخه های نازکتر برگدار را طوری ( جوری ) بچینم که بستری برای میوه هائی باشد که میخواهم از باغ استاد بچینم . یادم است داشتم شاخه های کوتاهتر برگدار را از شاخه اصلی ( توی دستم ) جدا میکردم ، جائی هم یادم است قسمت چوبی شاخه را برای انداحتن جدا میکردم . یک صحنه هم یادم است شاخه ها را جدا کرده روی هم توی ظرف چیده بودم ، بنظرم آن ظرف بصورت استوانه و طوری بود که من شاخه های چیده شده روی هم درآن ظرف را دیدم ، حالا شیشه ای بود یا جوری دیگر نمیدانم ، اما میدانم بصورت استوانه ای و شاخه های درون آن چیده شده روی هم پیدا بود . خلاصه اینکه در اینجا یک جا سبدی چوبی گرد و یک جا شاخه بزرگ درختی در دستم بود . همانطور که نوشتم یک جا هم شاخه های ریزتر برگدار از شاخه اصلی جدا میکردم . قصد کلی من رفتن به باغ استاد و آوردن میوه بود ، میدانستم این سبد را به من داده و میدانستم قبلاً توی آن برای من میوه قرار داده بوده . من میوه ای ندیدم ولی یادم است میوه های قبلی داده شده به من میوه های گرد آبدار باید بوده باشد ، مثل آلو سیاه یا چیزی مثل و اندازه آن با رنگ قهوه ای سیر ، بعد یادم است در مسیر باغ که فضائی به سمت شرق بود با آن تاریکی شبانه قبل از صبح از خانه ای گذشته بودم و پشت درآنطرف خانه بودم ، یعنی پشت دری از آن خانه که به طرف شرق بود ، اینجا هم قصد من رفتن به باغ در مسیر شرق در سمت جنوب بود ، ولی متوجه شدم توی خانه ، دارد خوابی از خودش را تعریف میکند و من دوست داشتم بفهمم او چه خوابی دیده . اول بنا کردم پشت در و دیوار گوش بدهم ببینم چی میگوید ولی یادم نیست خواب او چی بود . بعد مثل اینکه وارد خانه شده بودم . خانه دارای فضائی بزرگ و فضا هالی بزرگ ( سالنی بزرگ ) بود . یک جا زنهائی را که میهمان و میدانستم و میدانستم از شهر آمده اند نشسته کنار دیوار جنوبی فضای ( اطاق مانند ) بزرگ دیدم . بنظرم یکی یا چندتای آنها شکل کسان آمدند ، البته نمیتوانم کاملاً این مساله را بپذیرم ولی میدانستم نشسته کنار دیوار بودند و من بصورت ایستاده . اول قصد گذشتن از روبروی آنها را داشتم ولی بعد از کمی رد شدن برگشتم و یادم است با زن اولی که فکر کردم مرد است دست دادم ، او همانطور نشسته و در حال قصد بلند شدن با من دست داد ، یادم است با بقیه هم به ترتیب با بعضی ها دست دادم ولی میدانم با کسانی هم دست ندادم ، تعداد آنها یادم نیست ولی خیلی زیاد نبودند . بعد یک جا یادم است تختی بود بزرگ ( تخت چوبی ) بصورت جنوبی شمالی و من روی آن خوابیدم ، اینطور در نظرم است آنجا جای خوابیدن بوده و من جای او خوابیدم . روی تخت نرم و دارای پتو جائی بود که میدانستم همین حالا از زیرآن بیرون رفته و شاید اینطور میدانستم که او الان به شهر رفته ، در همینجا روی تخت یک بار را روبرویم دیدم حالا چکار میکرد یا چی بود نمیدانم . در صحنه ای دیگر یادم است همینجا در این فضا را دیدم و یک تلفن سبز رنگ رومیزی که میدانستم آن تلفن مال شخص است و اوآنرا اینجا آورده ، در صورتی که میدانستم تلفن دیگری هم از صاحب منزل اینجا و توی این خانه هست . بعد یادم است آن تلفن به دیوار سمت جنوب بود و من میخواستم جائی ( شاید اصفهان ) زنگ بزنم . تلفن بصورت تخت روی دیوار بود و اینجا هم میدانستم این تلفن است که با خودش آورده ، من مشغول گرفتن شماره ای شدم . قبلاً بگویم شماره های تلفن بصورت فشار شماره بود و بصورت چرخاندن دایره نبود ، من مشغول شماره گرفتن و فشار دادن شماره ها شدم ، دیدم چند شماره صفحه شماره دار نیست و دکمه ای برای فشار دادن ندارد . مخصوصاً یادم است همینطور که صفحه شماره دار روی تلفن روی دیوار جنوبی در نظرم بود شماره های سمت چپ پائین آن نبود و من نمیتوانستم آن شماره ها را بگیرم . البته جای آنها روی صفحه بود ولی دکمه ای برای فشار دادن نبود . در لحظه ای متوجه شدم میخواهم شماره پنج را بگیرم ولی شماره پنج هم نبود ، اما دیدم جای آخرین شماره سمت چپ پائینی که مانند بغلی هایش نبود احیاناً نوک دوتا سیم ریز هست ، قصد کردم توی فضای بسته چهارگوش ریز این شماره با دست سیمها را بهم وصل کنم تا آن شماره مورد نظرم که شاید پنج بود گرفته شود ، بعد با این کار دیدم ... اتفاقی افتاد که یادم نیست زنگ تلفن شنیدم یا به چه دلیل بود که قصد قطع کردن آنرا داشتم ، ولی دیگر قطع نمیشد و من مشغول ور رفتن برای قطع آن مساله بودم . در اینجا میدانستم هم اینجا آمده و هست ، این در حالی بود که بنظرم رسید نیامده و تنها آمده .
توضیحات و یافته ها : 1 - بنظر من آن خانه یک خانه بزرگ و خیلی بزرگ در یک فضای باز باغ یا جنگل مانند بود ، دیوارهای آن خانه به دیوار دیگری نبود بلکه چهار طرف آن به فضای باز بود . 2 - وقتی داخل ساختمان بودم بنظرم تمام مسائل و فضاها در یک اطاق سالن مانند خیلی بزرگ از نظر ابعاد بود ، مخصوصاً از نظر ارتفاع ، بنظرم اطاقی بزرگ و با ارتفاع طاق بلند بود . 3 - خواب من صحنه های خیلی زیادتری داشت و جاهائی دیگر هم بودم ولی یادم نیست . 4 - بنظر من آن زنها باید همان شماره های تلفن باشند و زن اولی که با او دست دادم همان شماره سمت چپ پائینی . 5 - وقتی میخواستم با تلفن شماره بگیرم توی اطاق بزرگ کنار دیوار غربی در سمت جنوب بودم ولی باز اینجا را در حدود فضای نزدیک به وسط آن سالن میدانم بود . میشود گفت تختخواب دیده شده هم در همین مکان بود . 6 - درازی سالن بنظرم غربی شرقی بود و یادم است را هم دیدم با قد زیبای بلند خود . 7 - در صحنه اول که سبد دستم بود  قصد رفتن به سمت شرق داشتم ، بعد که پشت در و دیوار منزل در سمت شرق بودم ومسیر نگاهم به دیوار بطرف غرب بود ، بنظرم میرسد باید از فضای خالی پشت دیوار شمالی آن منزل رد شده باشم . 8 - پشت دیوار و در شنیدم داشت خواب دیده شده خودش را تعریف میکرد و من میخواستم بفهمم خواب او چی بوده ، به همین دلیل یادم است به در و دیوار و پنجره ها که احیاناً دوتا و اینطرف آنطرف آن در بود توجه کردم . در همین شرایط به صدای گوش دادم ولی چیزی از حرف او یادم نیست . 9 - تلفن سبز رنگ دیده شده همانند گوشی تلفن بود که خودم نمونه ای از آنرا در بیداری دارم . 10 - سبد ذکر شده نوعی سبد بود که با نوعی شاخه درخت درست میشود .           
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : سبد چوبی گرد : : طوری انحناء دار درست شده با میلگرد / 2.131 . . همانند و یکی بودن : سبد چوبی گرد : استاد 2.166 . . همانند و یکی بودن : سبد چوبی گرد : : خاته توی باغ 2.169 . . همانند و یکی بودن : برگ های سبز رنگ درخت : : تلفن سبز رنگ 2.169 . . همانند و یکی بودن : : : 2.170 . . همانند و یکی بودن : : : تلفن سبز رنگ 2.170 . .  من یا دیگران : : من در باغ استاد با در دست داشتن آن سبد چوبی گرد همان باغ استاد و دست من آن سبد چوبی گرد بوده 4.28 . . درستی دیدگاه : هسته قرمز یکی از مراکز تصویر شدن رؤیا : : با این شناخت که فهمیده ام خانه دیده شده در باغ استاد درخواب معنی رؤیا همان سبد چوبی گرد است و اینکه میدانم سبد چوبی گرد نمادی برای هسته قرمز است میتوانم بپذیرم خانه دیده شده در باغ استاد هم نمادی برای هسته قرمز است ، در نتیجه شنیدن صدای از درون این خانه و تعریف خوابش در اصل تصویر شدن خواب های ما در هسته قرمز است ، این میرساند نظر ابراز شده من در یادداشت 19/6/76 درست است و خواب های ما میتواند در مراکز گفته شده مثل هسته قرمز تصویر شود 20/6/76 - 5.62 . . من یا دیگران : من سیستم پیرامیدال و دست من هسته قرمز بوده : : با توجه به یادداشت 21/6/76 تفسیری بر خواب معنی رؤیا ، من در باغ استاد با در دست داشتن آن سبد چوبی گرد همان باغ استاد و دست من آن سبد چوبی گرد بوده ، به عبارتی صحیح تر من سیستم پیرامیدال و دست من هسته قرمز بوده 26/6/76 - 6.25 . . گفتمان خواب و بیداری :  استاد : : هسته قرمز 12.340 . . گفتمان خواب و بیداری : : : پیامهای هسته قرمز 12.340 . . گفتمان خواب و بیداری : سبد چوبی گرد بصورت استوانه ای : : هسته قرمز 12.373 . . گفتمان خواب و بیداری : خانه توی باغ استاد : : هسته قرمز 12.376 . . گفتمان خواب و بیداری : باغ استاد : : هسته قرمز 12.377 . . گفتمان خواب و بیداری : شاخه درخت و شاخه های ریزتر به آن : : اعصاب هرمی بخش صورت از نقشه بدن در قشر منتشر مغز 12.379 . . گفتمان خواب و بیداری : باغ استاد : : سیستم پیرامیدال . . گفتمان خواب و بیداری : پشت در خانه در سمت شرق : : محل ورود اعصاب حسی حرکتی به هسته قرمز . . گفتمان خواب و بیداری : هوای تاریک صبح : : مراحل خواب دیدن . . گفتمان خواب و بیداری : دیوار جنوبی فضای اطاق : : بخش تحتانی هسته قرمز . . گفتمان خواب و بیداری : صفحه شماره گیر روی دیوار بصورت چهار گوش : : بخش تحتانی هسته قرمز . . گفتمان خواب و بیداری : میهمان های و : : بخش تحتانی هسته قرمز . . گفتمان خواب و بیداری : و : : هسته قرمز . . گفتمان خواب و بیداری : شهر : : گیرنده های حسی در پیرامون بدن . . گفتمان خواب و بیداری : و : : پیام های آمده از تناسلی به هسته قرمز 12.383 . . تفسیرها : - . . پزشکی : چگونگی دیده شدن یک رؤیا : Sc : یادداشت شناخت 26/6/76 - 16.20 مطالعه شود . . گفتمان خواب و بیداری : استاد : : هسته قرمز . . 

هیچ نظری موجود نیست: