|
2052
|
23/8/74
|
خواب ♀ و رفتن با
من به تهران
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام خواب ♀ : ساعت نه صبح . الان از آن محله آمدم منزل ♀ .
صبح ♀ تعریف کرد خوابی دیده به این صورت که او با من به تهران
رفته بوده و صحنه ای دیده از ترمینال تهران ( ترمینال جنوب ) . او گفت دختری روی
یک جای بلندی توی ترمینال نشسته بود و او هم جائی مثل توی طاقچه بوده . یک سرباز
آمده و به آن دختر در باره طرز نشستن او ایراد گرفته و دختر جواب داده پوشش و
شلوار دارد و چرا آن حرف را میزند . ♀ از دیدن
این صحنه ناراحت شده . بعد در جائی دیده شعار میدهند و از جائی توی زمین آب
زیادی بیرون میزده و این آب روی زمین میرفته . بعد در دنباله خواب احیاناً در
مسیر آب یک شتر را خوابیده روی زمین دیده ، بعد دیده دمپائی پایش است و آن
دمپائی ها تا به تا است و یک جور نیست ، بعد دیده سر انگشتان پایش چرب و جور
بخصوصی است . او داستان خوابش را خیلی جالبتر و کاملتر تعریف کرد ولی من یادم
نیست . ♦
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : شتر : : سرباز 2.111 . ¶ . همانند و یکی بودن : شعار دادن : : ترمینال 2.112 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : تهران : : ته ران / پایان
ران 12.192 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ترمینال جنوب : : آنوس . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : دمپائی : : احساسهای قبلاً دریافت شده از پیرامون . . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۴ خرداد ۲۹, جمعه
خواب ♀ و رفتن با من به تهران
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر