۱۳۹۴ خرداد ۲۹, جمعه

قدمعلی ... با چهره ای بخصوص

2051
22/8/74
قدمعلی ... با چهره ای بخصوص

1
1

1091
  تمام خواب : ساعت هفت و چهل و هفت دقیقه صبح . دیشب خوابی دیدم بلند نشدم بنویسم ، الان خیلی کم از آن یادم است . میدانم من با کسی یا کسانی در جائی بودم . مکان من جائی بود که کسانی دیگر هم بودند . چیزی مثل بازار در ذهنم بود ولی بنظرم آنجا بازار نبود . من در جائی رویم به سمت شرق بود . روبروی خودم سمت چپ قدمعلی ... را ایستاده با یکی دو سه نفر دیگر دیدم . یک صحنه یادم است نزدیک آنها بودم و سمت چپ روبروی من بود و من رو به شرق بودم . رو به جنوب بود و یادم نیست دیواری پشت سر او دیده باشم . من توجهم به و پیرو جوان بودن او بود . میدانستم او باید پیر باشد ولی اینطور نبود . اما چهره بخصوص داشت و با چهره زمانِ بودن او در ماهشهر فرق داشت ، مثل کسانی بود که فاصله چانه و لب آنها کم است و درحد فاصل چانه و لب یک خط فرو رفتگی است . ظاهراً از کسانی بود که چانه کوچکی دارند . من یادم است سر او کچل بود و میدانستم باید سر او کم مو و موهای او سفید باشد اما دیدم ضمن اینکه او کلاهی سرش دارد زیر کلاه هم دستمالی به سر خود بسته ( دستمال تیره رنگ ) بطوریکه من نمیتوانم کچلی یا موهای سپید او را ببینم . نمیدانم او با پسرانش بود یا کسانی دیگر ، ولی یادم است میخواستم به او بگویم و شاید هم گفته باشم که من یکی دو بار دیگر در اهواز به مغازه آنها مراجعه کرده و او را ندیده ام . تمام افکار و خاطراتی را که در بیداری از این رفتن به مغازه آنها و دیدن فرزندش و تصمیم به گفتن و نگفتن به او در باره پدرش در مغزم دارم در خواب هم به ذهنم رسید حالا نمیدانم به او گفتم یا نه ولی یادم است صحبتی میکرد ، اما در نظرم است مستقیماً به من نگاه نمیکرد و او هم مثل اینکه بدون نگاه به من حرف میزد ، ولی من نگاهم به او و چهره بخصوص او و آن مسائل ذکر شده بود . در خواب ضمن دیدن تیپ و قیافه فعلی او یاد تیپ زمان جوانی و بودن او در ماهشهر بودم .  
توضیحات و یافته ها : 1 - دیروز صبح هنگام سوار شدن به مینی بوس متوجه شدم سید ... هم آمد سوار شد . وقتی از دور او را دیدم یاد خاطرات ماهشهر در باره او افتادم و تعجب کردم چرا موهای او سفید نشده . بعد وقتی سوار مینی بوس شد متوجه شدم او ریش و موهای خودش را رنگ کرده . در باره پیر شدن او فکر کردم دیدم او باید پیرتر شده باشد ولی در ظاهر چنین نبود اما من پیری را در چهره او دیدم . یعنی هر چند او با موهای سفید و پیر شدن نبود ولی چهره او را چهره بخصوص دیدم که میشد این چهره را در عین نداشتن ظاهر پیر آنرا پیر دانست . فکر میکنم دیدن این صحنه باعث دیدن در خواب دیشب شده . 2 - این مطلب لازم به ذکر است که کاریکاتوریست ها یک عیب یا نکته خاصی از چهره یک نفر را اغراق آمیز بزرگ و نمایان میسازند و من   فکر میکنم در خواب دیشب ، مغز من همین کار را کرده و افکار من در باره سید ... را بصورت اغراق آمیز در چهره نمایان ساخته . 3 - دیشب یادداشتی در باره خواب نوشتم . امکان دارد آن افکار باعث دیدن این خواب شده ، مثلاً کلمه سید ... به معنی آقائی است که ... است باعث دیدن این خواب شده باشد .    
یافته ها : . . گفتمان خواب و بیداری : : : تناسلی مرد 12.88 . . گفتمان خواب و بیداری : سید ... : : تناسلی مرد . . گفتمان خواب و بیداری : ماهی : : تناسلی مرد 12.89 . . تفسیرها : - . . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در رابطه با چهره گلانس پنیس است . . گفتمان خواب و بیداری : لب : : لب سوراخ پیشابراه . . گفتمان خواب و بیداری : چانه : : چانه گلانس پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : حد فاصل چانه و لب و یک خط فرو رفتگی : : حد فاصل گره زیر گلانس پنیس با سوراخ پیشابراه و خط فرو رفتگی آن قسمت  10/7/92 . . گفتمان خواب و بیداری : چانه : : قسمت برجسته گلانس پنیس در کنار ختنه گاه 10/7/92 . .

هیچ نظری موجود نیست: