2091
|
21/10/74
|
نظم منطقی
|
×
|
||||
♣ چکیده یادداشت : ساعت دو و چهل و پنج دقیقه عصر . دو سه ساعت قبل یادداشت
شناختی نوشتم و دانستم با توجه به خواب ماشین ریش تراشی و هورت کشیدن غذا تاریخ
2/7/74 ، و خواب یاددادن به من که چگونه از خواب بیدار شوم 28/11/72 ، بیداری
هسته قرمز از زمانی است که ماهیچه های چشم ، صورت ، و گردن شروع به بیدار شدن با
اختیار و با تصمیم زمان بیداری میکنند . بعد آمدم به کتاب گایتون مراجعه کردم .
برای چندمین بار به تصویر صفحه هزار و سیصد و سی و دو یعنی قشر حسی توجه کردم تا
بتوانم ( با توجه به مفاهیم خواب یاد دادن به من که چگونه از خواب بیدار شوم )
مراحل بیداری را از اول تا آخر بفهمم . این دو روز من در چگونگی بیدار شدن پوست
سر در ناحیه حسی بین گردن و شانه مانده بودم ولی حدس میزدم باید بیدار شدن بر
اساس همین تصویر حسی از قوزک پا به بعد باشد . البته متوجه پیوند منطقی بین شست
و چشمها هم شده بودم ولی بیدار شدن تا لحظه رسیدن به انگشت شست برایم مبهم بود .
این دو روز خیلی روی این مساله فکر کردم و راه های مختلفی هم به ذهنم رسید ولی
آنها با موضوع خواب یاددادن به من جور نبود ، اما نیم ساعتی پیش متوجه مسأله شدم
و خیلی برایم جالب شد . آنچه باعث شد من مسیر واقعی بیدار شدن را بپیمایم خواب
کار سلول های پوست سر تاریخ 11/5/70 است که در آن خورجینی به کول داشتم و
میخواستم به پست مراجعه کنم . من در تفسیرهایم تا کنون فکر میکردم مغز ما ( با
کمک امواج مغزی ) پیام های خود را توسط پوست سر به پیرامون بدن میفرستد اما الان
به نتیجه جالب و درست تری رسیدم . ...
|
|||||||
۱۳۹۳ اسفند ۱۴, پنجشنبه
نظم منطقی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر