۱۳۹۳ اسفند ۲, شنبه

بیشترین احساس و بیشتری افکار امروز من چی بوده

2111
29/11/74
بیشترین احساس و بیشتری افکار امروز من چی بوده
×
1
1  

1134
تمام خواب : ساعت هفت و بیست دقیقه صبح . دیشب دو سه بار تا صبح بیدار شدم و خوابهائی دیده بودم ولی یادم نیست . فقط یک جا یادم است توی فروشگاهی بودم و رویم به سمت شمال فروشگاه بود . مغازه دار و من در میان وسایل فروشی فروشگاه بودیم و من میخواستم چیزی یا چیزهائی بخرم . یادم است فروشنده یک سری وسائل برای من آماده کرده و به من داده بود . من در صحنه ای دیگر داشتم اسامی اجناس و مبلغ ارزشی آنها را مینوشتم . یام است یکی یکی آن جنس را نگاه میکردم و توی فهرستی مینوشتم و به ارزش آن توجه میکردم . بعد یادم است به یک تخته شطرنج که ابعاد بزرگی داشت رسیدم . دیدم آن تخته شطرنج دست دوم است . ضمناً مهره و طاس هم ندارد ، رفتم از فروشنده قیمت آنرا سؤال کنم ببینم آنرا پای من چقدر حساب کرده ، فروشنده نبود و مثل اینکه دیگری که او را همکار یا شاگرد او میدانستم بود . او گفت آن تخته نرد چهار هزار و پانصد تومان حساب شده ، من گفتم آنرا نمیخواهم ، اول آن شخص ( همکار ) فروشنده میخواست چهار هزار و پانصد تومان به من بدهد ولی دو دل شد و پیشنهاد کرد مغازه دار بیاید بدهد . من یادم است در صحنه یا صحنه هائی ( به خوبی ) نگاهم به این تخته نرد بود و شکل رنگ و رو رفته و چوب های پوسته شده آن تخته شطرنج در نظرم مجسم بود . توضیح اینکه من حالت شطرنجی به آن ندیدم فقط تخته نرد خیلی بزرگ دست دوم بود . بنظر من دیدن همکار آن فروشنده جائی بیرون از مغازه و در طرف شمال بود . بعد یادم است دوباره توی مغازه بودم و میخواستم فهرست اجناس خریداری شده را تکمیل کنم . اینجا هر چند بنظر من همان مغازه بود ولی شکل و ریخت آن در این شرایط حالت یک سالن سینما را داشت البته بصورت جنوبی شمالی ، من آمدم در ردیف های سمت راست رو به شمال قرار گرفتم و باز میخواستم اسامی اجناس خریداری شده ام را بنویسم . در اینجا مثل اینکه سمت چپ سینما ردیف های صندلی دیدم ولی جای خودمان در سمت راست روی زمین نوشته هائی که آنها را همان نوشته ها و فهرست خودم میدانستم . در اینجا یادم است بود و میدانستم هم تازه آمده . فکر میکنم در صحنه های دیگر خواب من هم بود .
یافته ها : . . تفسیرها : - . .

هیچ نظری موجود نیست: