|
2098
|
4/11/74
|
من امروز روی کلمه توت چه افکاری
داشته ام
|
×
|
1
|
2
|
|
1124
|
|
♣ تمام خواب : ساعت شش و پنجاه و پنج دقیقه صبح . دیشب دو سه بار بیدار
شدم و خوابهائی طولانی و زیبا دیده بودم اما بلند نشدم بنویسم . یک صحنه یادم
است از سمت غرب به سمت شرق در حرکت بودیم و پله هائی عریض و طولانی در مسیرما
بود . بعد یادم است به جائی رسیدیم که پله بعدی فضای خیلی بزرگ دریا مانند آب بود
، یادم است من رفتم یا پریدم توی آب ولی کوشش داشتم از نزدیک محل برخورد آب با
دیواره پله مانند سمت غرب جلوتر نروم ، آب دریا مانندی بود و من طوری زیر آب
رفته بودم که اگر یک ذره دیگر خودم را زیر آب میکشیدم آب توی چشمانم میرفت ،
یعنی نگاه من درست هم سطح آب بود ، من با کمک دست راستم که به زمین دیوار سمت
غرب داشتم در عرض مسیر به سمت جنوب میرفتم و این را شنا کردن میدانستم ، ضمناً
میدانستم اگر هوای دیواره و زمین سمت غرب را نداشته باشم به طرف آب گود سمت شرق
کشیده و غرق میشوم . جالب ترین مساله در این خواب شرایط بین غرق شدن و غرق نشدن
بود یعنی بعضی مواقع این احساس به من دست میداد که من دیگر نمیتوانم دستم را به
جائی بند کنم ولی باز میدیدم امید واری هست . درست چشمانم هم سطح آب بود و
همینطورکه توی آب و زیر آب با کمک دست راستم به سمت جنوب جلو میرفتم ، با دست
چپم مواظب علفها و گیاهان زیر آب بودم که نکند پاها و بدنم در زیر آب توی آنها
گیر کند و نتوانم حرکت کنم . یک جا یادم است در زیر آب دست چپم به گیاهی نرم
ساقه مانند خورد که فکر کردم طوری از آن بگذرم که بین آن یا گیاهان دیگر پائین
آن و دیواره زمین گیر نیفتم . یک جا هم روی آب یک نیلوفر آبی دیدم که فکر میکنم
بصورت غنچه بود . تیپ این نیلوفر همانند غنچه نیلوفری بود که در مسافرت به شمال ♂ با
آن عکس گرفت و الان هم نمونه ای از آن در تلویزیون نمایش داده میشود . فکر میکنم
همانجا که غنچه نیلوفر آبی را روی آب دیدم با دست چپ آن ساقه علف را هم زیر آب
لمس کردم ، البته میدانم انتهای ساقه علف زیر آب بود و باز میدانم بعد از آمدن
من توی آب کسان دیگری هم توی آب برای شنا کردن آمدند . در جائی هم وقتی توی آب
بودم و جاهائی میخواستم از آب بیرون بیایم فکر میکردم لخت هستم و چیزی پایم نیست
ولی بعد متوجه شدم شورت پایم است . این یکی از خوابهایم بود که خیلی بیشتر و
چندین برابر این صحنه تعریف شده بود ولی فراموش کرده ام .
خواب دیگری هم یادم است که خیلی طولانی بود ولی چیزی از
آن یادم نیست . یک جای دیگر توی اطاقهائی که بصورت پله به سمت درون زمین میرفت
بودم و در جائی که میدانستم اطاق و اطافهائی درون زمین بود خانواده ♂
دائی و بچه های ♀ را دیدم ، از ♀ زن
♂ هم یادم است ولی در ذهنم نیست او را دیدم یا نه . خواب
خیلی طولانی با صحنه های روشن بود ولی یادم نیست . شاید اول اطاقها توی زمین به
سمت شرق و بعد به سمت غرب بوده . ♠
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : پله آخر : : دریا / غنچه نیلوفر آبی 2.134 . ¶ . همانند و یکی بودن : شورت : : نیلوفر آبی 2.135 . ¶ . همانند و یکی بودن : بچه های ♀ زن ♂ دائی :
: پله ها 2.135 . ¶ . من یا دیگران : : من هنگام نگاه کردن به غنچه نیلوفر آبی همان
غنچه و در اصل گلانس پنیس بوده ام 4.23 . ¶ . من یا دیگران : من گلانس پنیس بوده ام : : با توجه به یادداشت
11/12/75 تفسیری بر خواب من امروز روی کلمه توت چه افکاری داشتم ، من توی دریا
در شرایط نگاه به پله ها و سمت غرب در جائی مثل سطح آب ، گلانس پنیس از محل ختنه
گاه بوده ام 20/12/75 - 6.20 . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : سمت غرب : : درون بدن 12.270 . ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : سمت شرق : : به سمت گلانس پنیس ( بیرون بدن ) . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : پله های عریض طولانی : : میتوکندری . ¶ . گفتمان خواب و بیداری
: پله آخر که فضای دریا مانندی بود : : گلانس
پنیس . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : دریا : : گلانس پنیس . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : غنجه نیلوفر آبی : : گلانس
پنیس . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : شورت : : گلانس پنیس . ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : ♂ دائی : : گلانس پنیس . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : بچه های ♀ : : میتوکندری های تناسلی . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♀ زن ♂ دائی : : آلت تناسلی 12.272 . ¶ تفسیر ها . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : نیلوفر آبی : : پنیس . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : غنچه نیلوفر آبی : : گلانس پنیس . ¶ . من یا دیگران : نگاه به غنچه
نیلوفر آبی : : خودم هنگام نگاه به غنچه نیلوفر آبی پوست پنیس ، و غنچه نیلوفر
آبی گلانس پنیس بوده . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : چشمانم : : دو فضای غاری کناری تناسلی ( با توجه به مفاهیم و یافته های
خواب 1/9/74 با سؤال شهردار و شهرداری یعنی چه ) 3/10/91 . ¶ . در حاشیه : هر وقت به فکر این خواب می افتم یا مطالعه میکنم
یادم میآید مکان این خواب جلو خانه ♂ ها بالای جوبشاه در ... بوده که
ننوشته ام ، جائی که در کودکیِ من ، اینجا درخت توت بود و به دلیل هموار بودن
شمالِ جوب ، آب در یک سطحی جمع میشد و ما بچه ها عصر ها میرفتیم آنجا بازی
میکردیم 4/11/91 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۳ اسفند ۹, شنبه
من امروز روی کلمه توت چه افکاری داشته ام
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر