۱۳۹۳ بهمن ۲۰, دوشنبه

تفسیرخواب : دلم میخواهد خواب ♀ و ♀ را ببینم

2130
16/1/75
تفسیرخواب : دلم میخواهد خواب و را ببینم  



×

تمام تفسیر : ساعت دو و بیست و پنج دقیقه عصر . امروز توجهم به ... . 1 : خواب دیده شده هر چند در بیداری با توجه به و بوده ولی موضوع آن پاسخ به یکی از افکار آن چند روز من در آن زمان بوده که انتظار داشته ام مغز ما به مرحله بالاتری رفته تکامل جدیدی پیدا کند . 2 : بنظر من آن وسیله دوگانه مغزی نمادی بوده برای و چون در یادداشت آن خواب ذکر کرده ام دستگاه مغزی آن سیستم به دو سیستم مجزا ولی همراه با هم تغییر یافته و ترقی کرده . البته بنظر من سیستم اولیه بوده و تغییر آن به دو سیستم همان تغییر به و است ، به این ترتیب با توجه به شکل رسم شده در آن یادداشت ، میباید نمادی برای مغز میانی و نمادی برای مغز پیرامونی باشد . 3 : من میتوانم به تجربه قبول کنم مغز میانی در بدن پر سلولی ما همان خوابهای من یا سیستم ... است . 4 : با روی هم ریختن تمام اطلاعات میتوان پذیرفت و قبول کرد بدن ما در دورانهای خیلی دور دارای یک مغز بوده که بعداً تکامل یافته به شکل فعلی خود یعنی دو مغز با فعالیتی در یک راستا در آمده . 5 : برای بهتر روشن شدن قضیه میتوانم اینطور بگویم که تمام سلولها و سیستم های عصبی در ارتباط با پوست و گیرنده های حسی در ارتباط با پیرامون بدن پر سلولی همان مغز دوم یا و تمام سلول ها و سیستم های عصبی در ارتباط با درون ، مغز اولیه یا است . 6 : بنظر من آن مرد بوجود آورنده این دو مغز همان موجودی است که پیروان ادیان و فلاسفه به آن خدا میگویند اما از نظر من این مرد یا موجود خارج از این دو مغز که ناظر بر کار این دو مغز است مجموعه احساس های دریافتی از پیرامون بایگانی شده در مغز است . 7 : الان یادم به حرف آقای ... افتاد که در پاسخ به من در رابطه با مطالعاتم در سال شصت و هشت مدعی شد در وجود ما هیچ چیز نیست و آنچه هست در بیرون از بدن ما است . او ما را فقط آینه ای برای انعکاس انوار الاهی دانست و پیشنهاد کرد کتاب ... را بخوانم . البته با بحث های بعدی که من با دکتر ... داشتم متوجه شدم خداشناسی در دین ... نوع خاصی از نظرات گذشته فلاسفه است . بهر صورت فکر میکنم این نظر فلسفی که انسان به ذات خود هیچ نیست و هر چه هست آینه ای برای انعکاس انوار الاهی است با نظر من جور باشد ، البته با این تفاوت که آنها جایگاه خاصی همانند ادیان و فلاسفه برای این خدا قائلند ولی من همین احساسهای دریافتی از پیرامون را آن خدا میدانم . 8 : در جائی نوشته ام اگر آن مرد بخواهد به حرف من گوش دهد و من بگویم چی میخواهم ، همین کاری را هم که کرده برگشت میشود و دوباره به آن وسیله اول با یک مغز میرسیم . بنظر من این موضوع اثبات کننده این مساله است که این دو مغز جداگانه ولی همراه با هم وجود ما ، تا زمانی زنده است که در ارتباط با هم باشد و اگر این ارتباط بهر دلیل قطع شود انسان میمیرد و مغزاولیه تنها میماند . توضیح اینکه ممکن است در اینجا منظور از مردن همان غیر فعال شدن بخشی از مغز در دوران خواب nrem باشد . دارم گیج میشوم ، بهتر است موضوع را تمام کنم ، بعداً دوباره در این باره فکر خواهم کرد .

هیچ نظری موجود نیست: