|
2213
|
22/7/75
|
نان شیرمال
|
|
1
|
1
|
|
1186
|
|
♣ تمام
خواب : ساعت شش و چهل دقیقه صبح .
یادم است سفره ای پهن بود وکسانی دور سفره بودیم ، مثل اینکه میخواستیم ناشتائی
بخوریم ، فکر میکنم سفره و نانهای توی سفره از ♂
بود ، کسان دور سفره را هم میشناختم اما الان یادم نیست چه کسانی بودند . من رو
به جنوب شرقی کنار سفره نشسته بودم و در یک صحنه دیدم ♂
نانهای بهتری برای خوردن توی سفره انداخت که من آنها را نان شیرمال دانستم . در
جائی هم یادم است من تکه ای از آن نان شیر مال برداشته بودم و چیزی لای آن
گذاشته میخواستم بخورم . ♠
توضیحات و یافته ها : دلیل
پیدا شدن این صحنه این است که دیشب ♂ به منزلم آمد و چون از سرکار خود در
مغازه نانوائی میآمد تعدادی نان سفارشی برای منزلشان توی پلاستیک گذاشته بود .
او موقع رفتن تعارف کرد از آن نانها بردارم ولی چون عصر آن روز از خود او نان
خریده بودم برنداشتم . موضوع دیگر اینکه ¶ دیشب توجهم
به خواب 8/10/69 با عنوان عده ای درصف ، ♂ و مار جلب
شد و متوجه شدم این خواب در رابطه با گوشها است و یادم آمد در خوابی دیگر هم که
در رابطه با گوشها بوده ♂ را دیده ام ، ¶ فکر میکنم خواب دیشب منهم در رابطه
با گوشها باشد حالا چگونه نمیدانم . علت این برداشت افکار دیشب من میباشد که در
باره گوشها بود .
یافته ها : . ¶ . تفسیرها : - . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : سفره ای پهن بود : : پوست بدن 28/8/82 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : کسانی دور سفره بودیم : : گیرنده های حسی مستقر در پوست . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : ناشتائی : : پیامهای آمده از
بالای مغز به پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست در دوران خواب rem . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ناشتائی : :
حد فاصل بین خواب عمیق ( خواب nrem ) و بیداری . ¶ . معانی و مفاهیم/ زبان رؤیا : مثل
اینکه میخواستیم ناشتائی بخوریم : : پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست بعد از
دوران خواب عمیق nrem آماده دریافت پیامهای بیداری دوران خواب سبک rem بوده . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : نان های توی سفره : : پیامهای قبلا
ًرسیده به بخشهای مختلف پوست و گیرنده های حسی در ارتباط با پوست انبار شده در
میتوکندریها . ¶ . همانند و یکی بودن : ♂ : : سفره / نانهای توی سفره . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : ♂ پوست بدن . ¶ . معانی و مفاهیم : رضاعی : همشیر ، دو کودک که با هم شیر خورده باشند 28/8/89 . ¶ . زبان رؤیا / گفتمان خواب و بیداری : کنار سفره : : در ارتباط با سفره ، در ارتباط با پوست بدن 29/8/89 . ¶ . زبان رؤیا / من یا دیگران : من رو به جنوب شرقی کنار سفره نشسته بودم : :
من یکی از سیستم های وجودی ام در ارتباط نظارتی با پوست بدن بوده ام . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : جنوب : : سمت بیرون بدن ، نهایت پوست
بدن . ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : شرق : : شروع ، نقطه یِ شروع ، در این
خواب پوست و گیرنده های حسی مستقر در پوست . ¶ . معانی و مفاهیم / زبان رؤیا : رو به
: : به سمت ، نگاه به ، در این خواب در حال نگاه و تماس با پوست و گیرنده های
حسی مستقر در پوست . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : من رو به
جنوب شرقی کنار سفره نشسته بودم : : من پرده های مغز در ارتباط با قشر منتشر مغز
، پوست ، و گیرنده های حسی مستقر در
پوست بوده ام . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♂ : : سلول های غول پیکر قشر منتشر مغز در ارتباط با دوران مختلف بیداری پوست
. ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : ♂ : : سلول های غول پیکر قشر منتشر مغز در ارتباط با دوران خواب rem پوست و گیرنده های حسی مستقر در
پوست 29/8/89 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : نان : :
پیام های حرکتی حسی آمده از قشر منتشر مغز به پوست و گیرنده های حسی مستقر در
پوست . ¶ . همانند و یکی بودن : نانهای بهتر :
: نان شیرمال . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : نانهای بهتر
/ نان شیرمال : : پیام های حرکتی حسی آمده از قشر منتشر مغز به پوست و گیرنده
های حسی مستقر در پوست در دوران خواب rem . ¶ . زبان رؤیا /
گفتمان خواب و بیداری : در یک صحنه دیدم ♂ نانهای بهتری برای خوردن توی سفره انداخت که من آنها را نان شیرمال دانستم : : من و به عبارتی بخش
نظارتی پرده های مغز متوجه شده ام پیامهای حرکتی حسی شروع بیداری دوران خواب rem به پوست و گیرنده های حسی مستقر
در پوست رسید . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : تکه ای از
نان شیرمال : : زیر مجموعه ای از پیامهای حرکتی حسی رسیده به پوست و گیرنده های
حسی در دوران خواب rem . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : چیزی لای آن
: : زیر مجموعه ای از پیامهای حسی آن لحظه یِ گرفته شده از پیرامون بدن . ¶ . درستی دیدگاه / زبان رؤیا /
گفتمان خواب و بیداری : در جائی هم یادم است من تکه ای
از آن نان شیرمال بر داشته بودم و چیزی لای آن گذاشته میخواستم بخورم : : من
یعنی بخش نظارتی پرده های مغز ، زیر مجموعه ای از پیامهای حرکتی حسی دوران خواب rem رفته به پوست و گیرنده های حسی
را همراه با پیامهای حسی آن لحظه گرفته شده از پیرامون به سمت خود یعنی پرده های
مغز هدایت کرده ، و این درستی خیلی از نظرات من در باره خواب و رؤیا را اثبات
میکند . ¶ . همانند و یکی بودن : ♂ در این خواب : : مغازه ♂ در خواب چهارراه
بیمارستان 27/4/68 . ¶ . همانند و یکی بودن
: چیزی لای آن در این خواب : : خودم سوار بر
وسیله ای که آن وسیله را نمیدیدم . ¶ . همانند و یکی بودن : چیزی لای تکه
ای از نان شیرمال : مغز پسته درون پوست پسته در خواب 24/8/77 با عنوان سرزمین خورشید . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۳ آذر ۱۷, دوشنبه
نان شیرمال
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر