۱۳۹۳ آذر ۳, دوشنبه

تفسیرخواب معنی آشغال و زباله / دو

2282
10/11/75
تفسیرخواب معنی آشغال و زباله / دو



×

تمام تفسیر و یافته ها : ساعت سه و چهل و دو دقیقه عصر . الف : یکی دو ساعتی است توجهم به خواب معنی آشغال و زباله تاریخ 6/10/70 و تفسیر آن در تاریخ 26/5/75 جلب شده ، ضمناً مدتهاست توجهم به این مساله جلب شده که بفهمم نقاط مختلف پوست چگونه با هم ارتباط بر قرار میکنند واحساسهای یک نقطه به نقطه دیگر انتقال می یابد . ب : تا کنون متوجه شده ام یک حرکت کلی گردش افکار بر روی پوست از سر به پائین و یک حرکت کلی گردش افکار درون پوست از بالا به پائین وجود دارد که هر دو در خواب با نماد های برادر و خواهرو تصویر درآینه و امثال آن ظاهر میشود . ج : حرکت افکار بر روی پوست بعد از عصب تری گمینال با شروع از عصب c2 به بعد تا عصب s5 است ولی هنوز مانده ام افکار در گردش روی پوست صورت که توسط عصب تری گمینال منتقل میشود چگونه با سایر قسمتهای پوست ارتباط برقرار میکند . دال : بعضی مواقع فکر میکنم بیدار شدن پوست صورت به ترتیب از پوست لب پائینی بعد لب بالائی و بعد چشمی است بعد هم برای ارتباط با سایر قسمتهای پوست نوبت پوست پشت سر بعد ناحیه گردن و قسمت های پائین پوست بدن است . امروز با توجه به خواب معنی آشغال و زباله 6/10/70 به همین نتیجه رسیده و میخواهم یادداشتی بنویسم .
1 - منزل نمادی بوده برای تمام پوست بدن پر سلولی من و اختصاصاً در اول این خواب نمادی بوده برای پوست صورت عصب گیری شده توسط عصب تری گمینال . 2 - همانطورکه قبلاً نوشته ام توالت منزل بدلیل وجود آفتابه نمادی بوده برای چشمها و رفتن من توی توالت و توالت نکردن رفتن توی چشم و ارسال نشدن پیام به درون است . در اصل میشودگفت درآن لحظه افکار درگردش روی پوست صورت به درون چشم وارد شده که به دلیل خواب بودن چشمها این پیامها به درون ارسال نشده ( بیرون آمدن من از توالت به حالت قهر ) . 3 - امروز متوجه شدم پل زیر جاده در نزدیکی منزلمان همان توالت و در اصل نمادی بوده برای چشمها . جریان نداشتن آب زیر پل هم به معنی خواب بودن من و فعال نبودن چشمها است . 4 - دو چرخه نمادی بوده برای رفت و برگشت افکار درگردش پوست و سوار دو چرخه بودن من ، من بودن افکار در گردش روی پوست است ، با توجه به مفاهیم خواب معنی باران تاریخ 4/8/75 . 5 - شناخت جالب توجه امروز من فهمیدن معنی نجف آباد است . من امروز متوجه شدم نجف به معنی تل پشته و زمین بلند است که آب به آن نرسد همچنین نام یکی از شهرهای عراق در مغرب رود فرات است ( فرهنگ عمید صفحه 1049 ) . اما چون میدانم زمین با آب آباد میشود و باز میدانم من در آن لحظه از خواب در بالای دو چرخه آب بوده ام پس هنگام حرکت به سمت نجف آباد همان آب برای آباد کردن نجف یعنی زمین بلند بوده ام . بهر صورت متوجه شده ام این زمین بلند پوست پشت سر و بالای سر بوده که توسط عصب c2 عصب دهی میشود و من در آن شرایط افکار در گردش روی پوست صورت در حرکت به سمت مغز از طریق پیشانی بوده ام . 6 - تمام منظور من این است که با شروع بیداری ... . 7 - اگر بخواهم مساله را جوری دیگر مطرح کنم باید بگویم با توجه به تصویر صفحه 198 کتاب سیبا با موضوع راه قرمزی نخاعی ، شروع حرکت افکار در گردش پوست از ناحیه چانه به سمت زبان ، لبها ، گونه ، بینی ، چشمها ، پیشانی ، و سرو گردن است . یعنی یک لایه نامرئی بر روی پوست صورت به ترتیب بطرف بالا در حرکت است و بعد از طریق پشت سر تا پوست پنیس ادامه دارد . بعد هم این لایه نامرئی یا افکار در گردش پوست از طریق پوست آلت پنیس وارد ختنه گاه شده به درون بدن راه مییابد . 8 - این لایه نامرئی در خوابهای من تا کنون با نماد جوی آب ، رودخانه ، دریا ، کاپشن آبی آسمانی ، باران ، گچِ گرفته شده روی پوست دست ، میله بالائی تنه دوچرخه ، و انواع دیگر نماد ها ظاهر شده . در کل با شناخت زمان بیداری همه یِ اینها همان افکار زمان بیداری یا امواج الکتریکی مغز است ( eeg ) . 9 - بنظر من پله و پل دیده شده در بین راه به سمت جنوب گذشتن افکار در گردش روی پوست از ناحیه بالای بدن به قسمت پائین بدن بوده . به عبارتی پله یا پل مرز بین پوست قسمتهای بالای بدن و پائین بدن بوده که در خواب 1/9/75 با سؤال لذتبخش ترین احساس امروز با نماد های دو مرد و دو چشم ظاهر شده ، درآن خواب پوست قسمتهای بالای بدن با نماد چشم و قسمت پائین بدن نیز با نماد چشم ظاهر شده . 10 - در خواب فوق هنگام حرکت به سمت جنوب جمله ای نوشته ام بصورت زیر : من اول با دوچرخه یادم است از توی کوچه های باریک که اطرافش منزل بود داشتم به سمت جنوب میرفتم و یک جا هم جوانی را با دو چرخه دیدم و مثل اینکه بعد او هم همراه من جلو یا عقب تر از من داشت با دو چرخه میآمد . الف : آن جوان دو چرخه سوار همان خود من بودن است و جلو یا عقب تر از من هم به این معنی است که گردش افکار در پوست بدن دارای دو مرحله است یکی مرحله پوست بالای بدن از تری گمینال تا c2 و یکی پوست پائین بدن از t1 تا s5 . وقتی من در شرایط رفتن به سمت جنوب بوده ام و آن جوان را جلو خودم سوار بر دو چرخه دیده ام من افکار در گردش روی پوست بدن در قسمت بالاتنه و آن جوان مقابل من توی کوچه افکار در گردش روی پوست پائین بدن بوده . اما وقتی من جلوتر و آن جوان عقب تر از من توی کوچه بوده من افکار در گردش روی پوست پائین بدن و آن جوان افکار در گردش روی پوست بالای بدن بوده . در اصل آن جوان سوار بر دوچرخه ومن یکی و هر دو نماد افکار در گردش روی پوست بوده ایم یعنی همان دو مرد مطرح شده در خواب لذت بخش ترین احساس امروز من تاریخ 1/9/75 یا به عبارتی دیگر من سوار بر دو چرخه همراه با آن جوان سوار بر دو چرخه دوتا چشمهای زمان خواب و افکار در گردش تمام پوست بدن بوده ایم . 11 - موضوعی که مدتها است در ذهنم است و کم و بیش در باره آن مطلب نوشته ام این است که این افکار در گردش پوست از شروع چانه و بالا آمدن روی پوست صورت و کشیده شدن به پشت سر و سرازیر شدن به سمت گردن و دستها و بعد تنه و پاها به ترتیب پس از رسیدن به گیرنده حسی وارد آنها شده با تخصص عمل آن گیرنده معنی میشود یعنی این افکار در گردش پوست به ترتیب وارد گیرنده های حسی مثل لبها ، دهان ، بینی ، چشمها ، گوشها ، انگشت دست ، پستان ، گیرنده های حسی اطراف مو ، غدد عرق ، سلولهای حسی لمس و بالاخره تمام گیرنده های حسی دیگر مستقر در پوست میشود . جالب ترین موضوع شناخته شده من این است که بیشترین احساس دریافتی پوست صورت وارد لبها و بیشترین احساس دریافتی پوست پشت سر ، گردن ، شانه ، کتف و دستها وارد انگشتان و بیشترین احساس دریافتی تنه و پائین تنه وارد دستگاه تناسلی میشود . به این ترتیب اگر مجموعه افکار در گردش پوست را از چانه به بالای سر وپشت سر و بعد پائین بدن یک رودخانه فرض کنیم بیشترین آب این رودخانه وارد دستگاه تناسلی میشود و احیاناً به همین دلیل بیشتر خوابهای ما در رابطه با دستگاه تناسلی است زیرا تمام افکار در گردش پوست ما از هر ناحیه بدن وارد دستگاه تناسلی میشود . 12 - داستان این خواب همانطور که شرح دادم به حرکت افکار در گردش روی پوست از ناحیه صورت ( چشمها ) به سایر نقاط بدن بوده ،  درستی نظر من این قسمت از خواب است که در پایان راه طاق یک کامیون را بصورت شرقی غربی دیده ام . البته در تفسیر این خواب در تاریخ 26/5/75 نوشته ام طاق این کامیون نمادی بوده برای پوست پنیس و این برداشت درستی است زیرا پایان مسیر افکار در گردش پوست ، دستگاه تناسلی و پوست پنیس است .

هیچ نظری موجود نیست: