|
2283
|
10/11/75
|
معنی ♀ چیست ، ♀ یعنی چه
|
×
|
3
|
3
|
|
1226
|
|
♣ تمام خواب اول : ساعت یک و هفده دقیقه نيمه شب . الان با يك خواب نسبتاً
ناراحت كننده بيدار شدم ، خواب ميديدم جائي مثل کوچه باغ های سمت غرب تیران بودم
، در نظرم است سوار بر دوچرخه بودم و با سرعت داشتم توي كوچه باغ به سمت تيران
ميآمدم ( طرف شرق ) ، يادم است ( متوجه بودم ) كساني مانند من پشت سرم در دورتر سوار
دو چرخه هستند و قصد گرفتن من را دارند . من داشتم براي فرار از دست آنها با حد
اكثر سرعت دوچرخه ميراندم ، يادم نيست به چرخ پا زده باشم ولي دو چرخه ام با
سرعت در مسير كوچه ميرفت ، يك جا در نظرم است مثل اينكه توی کوچه باغ روي پاهاي
خودم روي زمين سُر ميخوردم ولي همين سُر خوردن را هم سوار بر دوچرخه بودن
ميدانستم ، در اينجا كه متوجه بودم دارم روی زمین كوچه باغ سُر ميخورم متوجه
زمين كوچه باغ و خصوصيات كوچه باغ بودن آن شدم ، حتي بنظرم رسيد کوچه باغ موقعيت
خاصي دارد که سرعت سرخوردن مرا كم ميكند . البته هرچند با پاهايم سر ميخوردم ولي
مثل اينكه ميدانستم زير پاهايم وسيله سر خوردن است ( مثل وسيله ورزشي زير پا
هنگام سر خوردن روي يخ در فيلم هاي ورزشي ) . من داشتم توي كوچه باغ به سمت
تيران روي زمين سر ميخوردم و اين سر خوردن را سوار بر دو چرخه بودن و دوچرخه
راندن ميدانستم هر چند پائي به دوچرخه نمي زدم ، يادم است در مسير نرسيده به
خانه هاي تيران جائيكه اطراف حالت بياباني داشت از دور يك جوي سيماني عميق در
عرض مسير حركتم ديدم و تصميم به پريدن از دهانه آن با همان سرعت سوار بر دوچرخه
گرفتم . يادم است از سرعت زياد و شيب ملايم نزديك جوي سيماني استفاده كردم و با
حالت دادن ( بلند كردن ) به فرمان دوچرخه از دهانه اين جوي سيماني گود به آنطرف
جوي با دوچرخه پريدم . متوجه شدم تاير جلو دو چرخه به خوبي از دهانه جوي پريد
ولي تاير عقب درست به سيمان لبه جوي در آنطرف برخورد كرد هر چند من از جوي گذشته
بودم و داشتم به مسير ادامه ميدادم ، البته در اينجا انتظار داشتم تعقيب كنندگان
من نتوانند از اين جوي بگذرند يا حد اقل اين جوي باعث كندي حركتشان براي تعقيب
كردن من باشد ، در اينجا هر چند اين جوي سيماني را جائي مثل نرسيده به قبرستان
سابق محله بالا و آن حدود ميدانستم ولي باز يادم است در دنباله اين مسير در كوچه
باغها بودم و داشتم با دوچرخه از دست آنها فرار ميكردم ، يك جا يادم است در جائي
از اين كوچه بودم و ميديدم هر دو طرف كوچه باغ ديوار گلي وجود دارد و مسير به
حالت پيچ به سمت چپ و بعد به سمت راست است ، در اينجا يادم است من احساس ميكردم
تعقيب كنندگان من پشت سرم هستند و من با سرعت داشتم ميرفتم ، يادم است در مسير
كوچه باغ به سمت چپ پيچيدم و پس از مسافتي همان مسير به سمت راست ادامه يافت ،
يادم است در اينجا لبه ديوار گلي باغ سمت راست مورد توجهم قرار گرفت و درهمان
حالت بالاي چرخ و حركت توي كوچه متوجه شدم بهتر است با همين سرعت در حال رفتن به
لبه ديوار گلي بچسبم و خودم را توي باغ بكشم و آنطرف ديوار كه ميدانستم گود است
قايم شوم . اين تصميم به اين دليل گرفته شد كه ميدانستم پيچ هاي سمت راست و سمت
چپ كوچه باعث خارج شدن من از ديد تعقيب كنندگان شده و من در صورت پريدن پشت
ديوار از ديد آنها مخفي شده و آنها با رسيدن به اين محل مرا گم كرده به راه خود
ادامه خواهند داد . بعد يادم است روي لبه ديوار گلي باغ سمت راستي بودم و توجهم
به محوطه و توي باغ بود ، باغ يك حالت معمولي باغها را داشت كه به نظر من
ميتواند يك باغ مو بوده باشد ، يادم است صاحب باغ را در ميانه باغ پشت به خودم
ديدم و در نظرم است در اطراف او يك نور چراغ در شرايط غروب ديدم ، من درنگ نكردم
و به پشت ديوار گلي باغ توي باغ پریدم و نشستم و گوش به زنگ تعقيب كنندگان بودم
كه بفهمم آيا متوجه شده اند چنين كاري كرده ام و مترصد ( اميدوار به ) گذشتن
آنها از اين محل و كوچه باغ پشت ديوار بودم ، در اينجا مثل اينكه صاحب باغ متوجه
موقعيت من شد و اوهم در همان شرايط ايستاده در وسط باغ گوش به زنگ تعقيب كنندگان
من شد ، من در اينجا مترصد رفتار صاحب باغ هم بودم كه نكند با رفتار نابجاي خود
مرا و موقعيت مرا لو بدهد و تعقيب كنندگان بفهمند من پشت ديوار باغ هستم ، در
لحظه پريدن به پشت ديوار متوجه حرف زدن تعقيب كنندگانم بودم و از صداي آنها به
نزديك شدن آنها پي ميبردم ولي كم كم صداي آنها كم شد و من ماندم آيا از پشت
ديوار محل بودن من گذشته اند يا نه و ترس ملايمي براي گرفتار شدن داشتم كه بيدار
شدم ديدم خواب ميديده ام ، در اينجا بر عكس بعضي مواقع كه هنگام بيدار شدن يادم
نيست سؤالم چي بوده به محض بيدار شدن يادم آمد سؤالم معني ♀
بوده و تعجب كردم چرا چنين خواب ناراحت كننده اي ديده ام زيرا در گذشته در پاسخ
به اين سؤال هميشه خوابهاي شاد ديده ام ، ساعت یک و چهل و هفت دقیقه بامداد ،
فعلاً با همان سؤال معني ♀ ميخوابم اميدوارم خوابهاي
شاد ببينم . ♠
تمام خواب دوم : ساعت سه و
بیست و نه دقیقه بامداد ، الان داشتم خواب ميديدم بصورت شمالي جنوبي در سمت شرق
يك خيابان شمالي جنوبي كمي بالاتر از زمين خيابان ( شايد روي تخت ) خوابيده بودم
و به دليل بودن ♀ در سمت چپم ميتوانم قبول كنم ديواري
در سمت چپم بوده . در اينجا من يادم است طاقباز خوابيده بودم و ♀
درست بغل من روي تخت تكيه داده به ديوار شرقي كنار من بصورت چمباتمه نشسته بود ،
اينطور ميدانم كه ♀ روبروي سمت راست من احياناً ايستاده
بود من توجهم به ♀ بود و نميدانم چگونه دست به پستان
او گذاشتم ، فقط يادم است به پستان ♀ دست گذاشتم ولي چگونه و به
چه صورت را نميدانم . فكر ميكنم وجود ♀ باعث ميشد
من براي ور رفتن به ♀ رعايت كنم . مسائلي گذشت كه يادم
نيست . بعد يادم است در سمت غرب خيابان ( بالاي نود در صد همين خيابان ) بصورت
جنوبي شمالي به همان صورت صحنه قبل يعني كمي بالاتر از زمين بصورت دراز كش
طاقباز خوابيده بودم ، ميدانم كنار سمت چپ من طرف غرب ديواري بود ولي يادم نيست
ديوار ديده باشم ، يادم است مثل اينكه ♀ از پشت سر
و سمت چپم به سمت من آمد و من اورا بغل كردم ، اين صحنه به خوبي يادم است كه او
را به همان صورت خودم روي خودم بصورت طاقباز خوابانده بودم . يادم است او در
امتداد خودم بصورت طاقباز روي من خوابيده بود ومن از دو طرف او دستهايم را روي
پستان هاي او گذاشته بودم ، اول يادم است سفتي پستانهاي او را در زير لباس در
زير دستهاي خودم حس ميكردم و بعد يادم است از زير لباس پوشيده شده او ( پيراهن )
دست زير لباس برده بودم و پستانهاي دخترانه ♀ را
در دست داشتم ، احساس من در اينجا كاملاً مثل زمان بيداري بود كه انسان به همين
صورت پستانهاي دختري را در دست ميگيرد ، ♀ عكس العملي
نداشت و ميدانستم از كار من راضي است ولي در فكر ♀
بودم كه ميدانستم سمت راست روبروي من است نميدانم ♀
چيزي از مادرش ♀ گفت يا كسي ديگر ، اينطور در ذهنم
است كه صحبتي از ♀ مادر ♀ و
بودن او در نزديكي ما ( شايد پشت سر من ) شد ولي من توجهي نكردم و ميدانستم ♀ در
صورت ديدن اعتراضي نخواهد كرد ، مثل اينكه ♀
اعتراضي نيم بند كرد ولي من توجهي نكردم و به در دست داشتن پستانهاي ♀
خوابيده روي خودم ادامه دادم ، يادم است كم كم داشت ... ، يادم است در اينجا
تصميم گرفتم دست چپ خودم را از بالاي زير جامه او به زير آن و ناحيه ... ♀
ببرم و چون فكر ميكردم اين كار من مورد اعتراض ديگران قرار گيرد يادم است خودم و
♀ خوابيده در امتداد روي خودم را كمي به سمت چپ طرف ديوار
سمت غرب چرخاندم و دستم را زير زير جامه او بردم و ناحیه ... لمس كردم و در تماس
با كف دست چپم قرار دادم ، اول فكر كردم ممكن است ♀ هم
اعتراض كند ولي او اعتراضي نكرد و من داشتم به يك لذت كامل ميرسيدم كه بيدار شدم
، جالبي اين خواب احساس واقعي لمس پستانها و ناحيه ... دخترانه ♀
زير دست و در تماس با دستم بود ، ساعت سه و پنجاه و ... دقیقه شب دوباره ميخوابم
. ♠
تمام خواب سوم : ساعت هفت و
سی و دو دقیقه صبح . فقط اين يادم است بصورت خانواده خانواده در جایی مسافرت
بودیم . مثل اينكه تمام خانواده ها در مكانهاي خودشان تحت نفوذ يك سيستم كنترل
كننده بودند ولي ما ( خانواده ها ) دسته جمعي از محل خودمان رفتيم بدون اينكه
بگذاريم بفهمند ، بعد مسائلي پيش آمد كه يادم نيست ولي چيزي از يك صندوق و بودن
چيزي مثل يك كشته توي آن ، يا بودن چيزي در رابطه با گوشت توي آن و يا خوني بودن
آن در ذهنم است كه گفته ميشد مربوط به خانواده ما است ، به هر صورت هيچ يادم
نيست چي بود . بعد يادم است در دنباله همان خواب جائي مثل كوچه ♀ تا
سر کوچه حمام خان و آنطرف ها بصورتي ديگر و جوري ديگر يعني با قيافه اي خيلي قديمي
تر از قديم آن كه من ديده ام در خواب من مطرح بود . مثل اينكه من در اين مسير در
حال حركت بودم ، يك جا هم يادم است لباسهاي شسته شده و خشك شده اي روي دستم بود
و داشتم آنها را جابجا ميكردم ، متوجه شدم بين راه اين لباسها به مرور روي زمين
افتاده و من يادم است داشتم روي زمين ميگشتم و آن لباسها را از روي زمين جمع
ميكردم ، نميدانم تعداد لباسها چند عدد بود ولي ميدانم آخر بار كه متوجه شدم
لباسها از روي هم افتاده فقط دو تكه لباس در دستم بود . بعد كه شروع به گشتن
دنبال آنها كردم يادم است يك جا ، لباسي همانند لباسهاي خودم افتاده روي زمين
ديدم ، بعد در لحظه بر داشتن آن متوجه شدم آن لباس جزء لباسهاي من نبوده و متوجه
شدم آن لباس يك لباس زنانه ( شايد دامن ) است و مال من نميتواند باشد ولي بعد از
كمي فكر كردن و حتي با دانستن اين موضوع كه آن لباس از لباسهاي من نيست آنر بر داشتم
و در همين حال متوجه شدم مردي همانند من مشغول جمع كردن لباس از روي زمين در
دنباله من است و او مدعي شد آن لباس مال او است ، من در اينجا ميخواستم با حرف
زدن به او حالي كنم كه خودم فهميده ام مال من نيست ولي باز دليل قانع كننده اي
نداشتم چون آنرا برداشته بودم ، بعد يادم است در جائي ديگر توي كوچه اي ديگر
داشتم با يك مرد صحبت ميكردم و جريان خواب ديده شده ام را براي او تعريف ميكردم
. آن مرد يك حالت هيجان زده داشت كه نميدانم چي بود ولي ميدانم هم به حرفهايم
گوش ميكرد و هم در عالم خودش بود و ميخواست از من دور شود . بعد يادم است آن مرد
كنار ديواري بود و يك نفر مرد با زن به او مراجعه كردند . یادم است آن مرد طرف
صحبت من كنار ديوار پاي آن مرد كنار ديوار را زير بغل خود گذاشته بود و داشت
فشار هائي توسط بازوي سمت چپ خود به پاي آن مرد ميداد ، من هر چند ميدانستم پاي
آن مرد مراجعه كننده زير بغل سمت چپ مرد روبروي من است و آن مرد دارد با بازوي
خود پاي مرد مراجعه كننده را ميفشارد و تاب ميدهد ( ميكَند ) ولي بازوي آن مرد
روبروي خودم را ران آن مرد ميدانستم و به نظرم ميرسد زير ران خودش گرفته و دارد
فشار ميدهد ( ميكند ) . بعضي مواقع نيز با سر انگشتان دست راست خود به پاي آن
مرد فشار ضربه اي ميداد ، به هر صورت در اينجا چنين صحنه اي ديدم . بعد اينطور
ميدانستم كه آن مرد مراجعه كننده كفش خود را براي تعمير پيش مرد روبروي من آورده
و به نظرم رسيد ميخواهد كفش او تعمير شود و نيم تخت بخورد ، در اينجا يادم است
شخص روبروي من براي نشان دادن چرم مصرفي خود جيزي شكل حيوان كه از نظر من حيواني
بود ولي ميدانستم ميخواهد از پوست آن حيوان براي تخت كفش آن مراجعه كننده
استفاده كند نشان شخص مراجعه كننده داد ، اين چيز هر چند به نظرم يك حيوان و
تقريباً شكل خوك بود ولي الان كه بيدارم متوجه هستم آن چيز درست شكل پاي ما از
محل قوزك پا به پائين بوده ، اينطور در نظرم است كه شخص روبروي من آن حيوان كوچك
شكل خوك را كه الان ميدانم شكل آن حيوان شكل پاهاي من بود به اين دليل به آن زن
و مرد داد كه آنها جنس چرم آنرا براي ته كفش خود انتخاب كنند . و باز من اينطور
ميدانستم كه آنها دارند براي قبول كردن يا قبول نكردن آن حيوان فكر ميكنند . مثل
اينكه زن همراه آن مرد آن حيوان را انتخاب نكرد و مرد روبروي من دو باره همان
حيوان را منتها با ابعادي كمي كوچكتر و رنگي نا زيباتر به آنها نشان داد ، در
اينجا من متوجه بودم حيوان اول خيلي قشنگتر با چرم مرغوبتر بزرگتر و با رنگ و
روي روشن بود . در جائي هم يادم است زير بدن آن حيوان نشان داده شد كه من فكر
كردم زير بدن آن حيوان درست اندازه ته كفش است ولي باز به نظرم رسيد گوشه اي از
( جلو يا عقب ) آن كمي نازك است ( از نظر چرم كف كفش بودن ) به هر صورت چنين
صحنه هائي خواب ديدم . جالب است بگويم الان كه بيدارم متوجه هستم نگاه كردن به
ته آن حيوان ( زير آن حيوان ) مثل نگاه كردن الان خودم در بيداري به كف پايم است
. البته منظور من شكل و ابعاد كف پا است ، براي مثال در خواب ، ته آن حیوان چیزی
مثل انگشتان بصورت جدا جدا نداشت . ♠
توضيحات : 1- ¶ بنظر میرسد
خواب اول و دوم دیشب من چیزی در رابطه با یادداشت دیروز من در باره خواب معنی
آشغال و زباله تاریخ 6/10/70 باشد که تفسیری بر آن نوشتم ( 10/11/75 تفسیری بر
خواب معنی آشغال و زباله ) . 2 - دیروز متوجه شدم هنگام راه رفتن درد بخصوصی در
پای چپم پدید میآید و این برایم فکر ببار آورده بود ، به همین دلیل وقتی دیشب
خوابیدم چندین بار با پای راستم روی پای
چپم فشار دادم یا پای راستم را بغل پای چپم گذاشتم و فشارهائی دادم ¶ فکر میکنم کارهای انجام شده روی پای چپم باعث
دیدن خواب سوم شده حتی یادم است دیروز گاهی با دست روی پای چپم را فشار دادم . 3
- دیشب ♂ ♀ ♀ و ♂
منزل من بودند و صحبت از امکان آمدن ♀ ♀ و ♂ به
منزلشان شد .
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : ♀ ♀ : : ♀ ♀ 2.178
. ¶ . من یا دیگران : من پوست بدن بوده ام : : در خواب دوم با سؤال
معنی ♀ من در هر دو شرایط شمالی جنوبی و جنوبی شمالی خوابیده در کنار
خیابان کمی بالاتر از زمین در کنار دیوار ، همان دیوار و در اصل پوست بدن با
مرکزیت پوست ناحیه پستانها عصب گیری شده توسط عصب T4 بوده ام 22/9 76 - 6.26 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : باغ مو : : لبها 12.257 . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : صاحب باغ : : فضای خالی بین
لبها . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : حیوان کوچکی شکل خوک : : پای من از قوزک پا به پائین 12.257 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♀ : : پوست بدن 12.401 . ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : ♀ و ♀ : : پوست سینه در ناحیه پستان ها . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : کوچه باغ های سمت غرب تیران : : انشعابات پایانی عصب سه قلو در پوست صورت . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : فضای خیابان حد فاصل دو دیواره کنار
خیابان : : ضخامت پوست بدن
12.402 . ¶ . تفسیرها : - . ¶ . رؤیا و برنامه
داده شده به مغز : خواب اول در رابطه با رسیدن پیام به پوست صورت ، خواب دوم
انتقال این پیامها به پوست دست ها و سینه وشکم ، خواب سوم خوابی در رابطه با
بیداری پوست پائین بدن از جمله پاها 12/9/76 - 9.7 . ¶ . درستي نظرات : امروز با بازنويسي اين سه خواب متوجه شدم نظر ابراز شده در
تاريخ 12/9/76 زير عنوان رؤيا و برنامه داده شده به مغز نظر درستي است و به نكات
شناخت و يافته هاي جديدتري دست يافتم 10/12/89 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۳ آذر ۲, یکشنبه
معنی ♀ چیست ، ♀ یعنی چه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر