|
2263
|
9/10/75
|
تفسیرخواب علت قرمز شدن پوست
بازویم
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام تفسیر و یافته
ها : دیشب توجهم به خواب 21/7/70
با سؤال علت قرمز شدن پوست بازویم جلب شد . مسائلی به ذهنم رسید که به دلیل دیروقت
بودن بهتر دیدم امروز تفسیری بر این خواب بنویسم . 1 - در یادداشت دیروز
8/10/75 که تفسیری بر خواب معنی دادخواه
24/8/71 است ، در ردیف دوازده تعریفی این چنانی برای جوی آب در خواب کرده ام . «
¶ جوی
آب در خوابهای ما حد فاصل و مرز مشترک بین دو جسم پر سلولی ، سلول ، بافت و
ارگانل های سلولی است . ¶ این مرز مشترک برای سیستم تناسلی حد
فاصل پوست تناسلی مرد و غشاء واژن زن ¶ و
برای سیستم بینائی حد فاصل سلولهای مخروطی و استوانه ای با سلولهای پیگماندار
شبکیه است 2 - در خواب 21/8/75 با موضوع کاپشن یا اورکت آبی آسمانی خیلی زیبا ،
صحنه ای دیده ام به این صورت که پتوئی بر روی طاق بدنه هواپیمائی پهن بود ، من
روی بدنه هواپیما به آن چسبیده بودم در حالیکه مردی روی آن پتو ایستاده بود و
داشت ... میخواند ، میدانستم تا آن مرد روی آن پتو ایستاده و در حال ... است من
لیز نمیخورم و سقوط نمیکنم . ¶ ضمناً اینطور میدانستم که خودم و آن
مرد ایستاده روی پتو یکی هستیم و او خود من است . 3 - با توجه به دو مورد بالا و
تفسیرهای انجام شده و شناخت های بدست آمده ، همچنین افکار قبل از خواب من در
تاریخ 21/7/70 ¶ میتوانم
بپذیرم رودخانه دیده شده در خوابِ علت قرمز شدن پوست بازویم ، مرز مشترک پوست
بدن و پیرامون آن در نقطه قرمز بر آمده روی بازوی سمت راستم بوده . ¶ یعنی
مرزی که میتواند بصورت کاپشن آبی یا دریا و یا هوا و انواع دیگر نماد ها
در خواب ظاهر شود . 4 - منظور اصلی من از تفسیر این خواب مطرح کردن این شناخت
است که ¶ لایه
ای از هوادر تماس با پوست بدن محل برگشت پیامهای ارسال شده به پوست است ¶ البته
فعلاً از دید من این پیامهای ارسال شده امواج الکتریکی مغز یا همان افکار ما در
زمان بیداری است . فعلاً برای بهتر درک شدن موضوع به تفسیر خواب علت قرمز شدن
پوست بازویم تاریخ 21/7/70 میپردازم . 5 - با توجه به داستانهای مطرح شده در
خواب و افکار قبل از خواب ، ¶ این خواب من پاسخی به سؤال و داستانی
در رایطه با پوست بدن و اختصاصاً نقطه قرمز برآمده یِ روی پوست بازوی من است . 6
- ¶ رودخانه
دیده شده نمادی بوده
برای مرز مشترک پوست و مسائل پیرامونی پوست بدن . ¶ توضیح
اینکه این مرز مشترک هر چند جزء بدن ما نیست افکار در گردش پوست در این مرز
مشترک فعال¶ و
این مرز بستری است برای بر گشت افکار در گردش پوست به مناطق دیگر بدن . 7 - ¶ با
توجه به معنی تهران ( ته + ران ) فکر میکنم تیران نیز در ارتباط با "ران"
باشد که میتواند فضای پیرامون ران و نقاط عصب گرفته شده از اعصاب پائین بدن
مانند l1 تا s5
باشد . ¶ شاید
به همین دلیل نوشته ام این رودخانه مانند رودخانه تیران بود ولی با آن فرق داشت
. ¶ به
نظر من مانند رودخانه تیران بودن مانند پوست مناطق پائینی بدن بودن است ¶ وهمان
نبودن به این دلیل مطرح شده که این رودخانه فضای در تماس با دست بوده . 8 - ¶ نوشته
ام من در ساحل شرقی رودخانه بودم . به این ترتیب رو پوست در تماس با پیرامون بدن
از دید بدن سمت غرب و از دید رودخانه یا هوای درتماس با بدن من ساحل شرقی
رودخانه بوده . ¶ بودن
من در ساحل به معنی بودن در آخرین نقطه پوست بدن در تماس با پیرامون بوده . 9 - ¶ پستی
و بلندی سمت شرق رودخانه پستی بلندی پوست بدن من بوده . 10 - در این مرحله از
خواب یک بار میدانستم به سمت جنوب رفته میخواهم به سمت شمال بیایم ، ¶ بنظر
من سمت جنوب رفتن من از توی ساحل با توجه به دنباله خواب حرکت در پوست بدن ¶ و
در اصل حرکت به سمت جنوب حرکت افکار در گردش پوست به سمت بیرون بدن و پائین بدن
است ( حرکت امواج الکتریکی مغز در پوست به سمت پائین تر پوست ) 11 - ¶ تعریف
من از نحوه یِ وارد شدن به آب و ادامه دادن مسیر به سمت شمال برگشت افکار در
گردش پوست از مسیری مثل مرز مشترک تعریف شده است . ¶ بنظر
من برگشتن من به سمت شمال برگشتن افکار در گردش پوست به بالای بدن از مسیری مثل
روی پوست و در تماس با پوست است . به صحنه دیده شده در خواب کاپشن یا اورکت آبی
آسمانی خیلی زیبا تاریخ 21/8/75 نیز توجه شود . ¶ بنظر
من آن مرد ایستاده روی پتو در حال ... همین خود من هنگام ورود به آب رودخانه و
رفتن به سمت شمال ، ¶ وخود من چسبیده به پتوی پهن شده روی
طاق هواپیما همین خود من هنگام رفتن به سمت جنوب در کنار ساحل رودخانه بوده ام ،
¶ و
چون در خواب کاپشن یا اورکت آبی آن شخص ایستاده روی پتو را خودم دانسته ام در
اینجا هم من در حال برگشتن به سمت شمال از توی آب کنار ساحل رودخانه همان خود من
در صحنه قبل و در حال رفتن به سمت جنوب بوده ام . 12 - ¶ هنگام
برگشتن به سمت شمال در نقطه ای به سمت آب میان رودخانه کشیده شده و نزدیک بوده
غرق شوم . این نقطه همان قسمت بر جسته قرمز رنگ پوست بازویم بوده که بدلیل بر
آمده شدن ، وارد حریم مرز مشترک بین پوست و فضای پیرامون شده . 13 - ¶ در
اینجا بهتر است این نکته را متذکر شوم که برگشتن پیام در گردش پوست از روی پوست
به نقاط بالائی بدن به معنی جدا شدن از پوست نیست ، دلیل من بودن پای آن شخص
ایستاده روی پتو در روی بدن هواپیما است و یکی هم تماس داشتن پای خودم با زمین
رودخانه هنگام کشیده شدن به سمت گودی رودخانه است . ¶ این
دو مثال میرساند پیامهای در گردش پوست ( امواج الکتریکی مغز ) هنگام رفتن به
پائین بدن از درون پوست عبور کرده ( خود من چسبیده به پتوی پهن شده روی طاق
هواپیما ) و هنگام برگشتن به نقاط بالای بدن از روی پوست و چسبیده به پوست
میباشد ( آن مرد ایستاده روی پتو ) . 14 - ¶ در
صحنه بعدی دوباره در سمت شمال رودخانه بوده ام و قصد رفتن به سمت جنوب رودخانه
را داشته ام ، بنظرم مسائل این صحنه یِ خواب همان حرکت افکار در گردش پوست به
سمت پائین بدن است . 15 - نوشته ام یادم است در اول ساحل این رودخانه بودم و باز
میخواستم از سمت شمال در دنباله رودخانه به سمت جنوب بیایم و باز میدانستم سمت
راست من آب رودخانه و سمت چپ من صخره ای و کوهستانی است بطوریکه از هیچ نقطه ای
دیگر نمیتوانستم بیشتر به سمت چپ بروم و باید مستقیم دنبال ساحل رودخانه به سمت
جنوب میآمدم . ¶ در
اینجا من افکار در گردش پوست بوده ام ( امواج الکتریکی مغز eeg ) ¶ و
مسیر من اختصاصاً در پوست بوده ¶ واین پوست همان ساحل رودخانه بوده که
من اجباراً مشغول عبور از همین مسیر بوده ام . 16 - بعد نوشته ام در اینجا یادم
است یک سینه کشی سنگی دیدم که میدانستم باید از این سنگ بالا روم و یادم است
لباسهایم تر بود . ¶ این
سینه کشی ، پوست برآمده بازوی سمت راستم در نقطه قرمز شده ¶ و
من امواج الکتریکی مغز یا افکار در گردش پوست بوده ام که قصد عبور از این نقطه
بخصوص را داشته ام . 17 - ¶ داستان تعریف شده بعدی مرحله سخت گذر
کردن امواج الکتریکی مغز از نقطه برآمده این قسمت پوست بوده ، در اینجا میتوانم
این شناختها را ارائه دهم . الف : ¶ یکی دوتا زن مطرح شده در
اینجا یکی دوتا کت در دستم بوده . ب : ¶ رفتن
آن یکی دوتا زن به بالای صخره همین پرت کردن یکی دوتا کت به بالای صخره بوده . ج
: ¶ میدانم
علت تورم و برآمده شدن نقطه ای از پوست تجمع آب در زیر پوست است . دال : ¶ بالا
رفتن یکی دوتا زن و پرت کردن یکی دوتا کت ، یکی دوتا لایه برآمده پوست در نقطه
متورم پوست بوده . هه : ¶ میتوان پذیرفت که آب تجمع یافته زیر
پوست زیر دولایه پوست قرار داشته ¶ وامواج الکتریکی مغز از میان
این دو لایه پوست به پائین حرکت کرده ¶ در این صورت باید روی این
موضوع بیشتر مطالعه شود چون تا کنون نمیدانستم امواج الکتریکی مغز از کدام لایه
های پوست به پائین میرود . 18 - بعد نوشته ام هم صخره تر و لیز بود و هم خو.دم و
لباسهایم تر بود . ¶ تر
بودن یعنی آب داشتن و آب در خواب نشانه احساس است . ¶ بنظر من تر بودن در این نقطه برآمده ، بودن
احساس در این نقطه از پوست است . ¶ در اصل با شناخت زمان بیداری
میتوان این تر بودن را حساس بودن پوست در نقطه بر آمده قرمز شده دانست ¶ یعنی
همان حساسیتی که با اشاره چیزی به آن باعث درد میشود . 19 - بعد نوشته ام به
صخره و سنگ لیز چسبیده و خودم را بالا کشیدم و در این حال متوجه شدم بدنه سنگ
آنقدر ها هم که فکر میکردم لیز نیست . اول بعضی قسمتها و بعد بیشتر بدنه و حتی
بالای آن تخته سنگ صخره مانند حالت سنگهائی را پیدا کرد که سنگتراشی میشوند . ¶ قبلاً
نوشتم که من ( امواج الکتریکی مغز ) قصد حرکت از میان دو لایه پوست برآمده در
نقطه قرمز پوست بازویم را داشتم و این دولایه پوست را همان قسمت برآمده پوست
دانستم که زیر آن آب تجمع کرده ¶ با این تعاریف میشود نازکی خیلی زیاد
این دو لایه پوست را مجسم کرد یا تجربه نمود و دید . با این توضیح میخواهم بگویم
¶ تخته
سنگ دیده شده بصورت و حالت سنگهای سنگتراشی شده تماس این امواج با نازکترین لایه
پوست در روی پوست بدن است ¶ بطوری که میتوان پذیرفت سنگتراشی شده
این سنگ همان دیدن و تماس با شیارهای پوست از زیر پوست است ¶ میخواهم
بگویم این دو لایه پوستی در بالای نقطه بر آمده اینقدر نازک بوده که خطوط برجسته
روی پوست نمایان بوده ¶ البته درستی این نظر با توجه به
مسائل خواب کاپشن یا اورکت آبی آسمانی خیلی زیبا و تفسیرهای در ارتباط با آن
اثبات میشود ¶ زیرا
در آنجا هم این خطوط روی پوست بصورت خطوط روی پارچه پلون مشخص شده . برای بهتر
درک شدن مطلب به خواب کاپشن یا اورکت آبی بسیار زیبا 21/8/75 و تفسیرهای نوشته
شده در رابطه با آن مراجعه شود . 20 - ¶ پاسبان
یا افسر در این خواب همان خود من بوده ، ¶ در
اصل اینها امواج الکتریکی مغز در پوست بوده اند . 21 - بعد نوشته ام یک جا یادم
است بندر ماهشهر بودم . ¶ تا کنون متوجه شده ام بندر ماهشهر در
خوابهای من نمادی
برای پوست بدن میباشد . ¶ ساحل این بندر پوست ، ¶ و
دریای پیرامون فضای بیرون بدن در تماس با پوست . 22 - ¶ متوجه
شده ام علی نمادی
برای پیامهای آمده از مغز به پیرامون ¶ وحسین پیامهای ارسال شده به
درون است . ¶ در
این خواب ♂ میتواند نماد امواج الکتریکی مغز در پوست ¶ یا
خود من در شرایط رفتن به سمت جنوب ( آن پاسبان و آن افسر ) باشد ¶ وحسین
همان خود من در شرایط برگشتن به سمت شمال ، ¶ به
این ترتیب ♂ پیامهای رفت و برگشت به پیرامون بدن است ¶ که
در این خواب بخصوص ♂ اقکار در گردش درون پوست و روی پوست
بوده . 23 - ¶ بنظر
من خواب دوم آن شب هم در همین رابطه بوده . دلیل درستی این نظر صحنه ای از خواب
است که ♂ دستش را گچ گرفته بود . 24 - ¶ بنظر
من برخورد سنگین ♂ با من همان حرکت سخت و دشوار من بر
روی صخره است ¶ چون
♂ همان مرز مشترک پوست با پیرامون بدن ( در ارتباط با پوست
) و برآمدن پوست بازویم باعث فشار به این قسمت پوست از بیرون بوده . ¶ در
اصل میتوانم بگویم در این لحظه من علی بوده ام که در شرایط گذشتن از قله برآمده
پوست ( صخره ) ♂ که با من سنگین برخورد کرده ( فشار
پیرامونی این قسمت پوست به پوست ) . ساعت ده و بیست و شش دقیقه صبح . از شروع به
نوشتن این یادداشت یعنی از هشت و پنجاه و شش تا الان مرتب نوشته ام و از جایم
بلند نشده ام . فعلاً بای بای تا برنامه بعد . یاداشت جالبی شد ( مگه نه ) ! !
|
|||||||
۱۳۹۳ آذر ۷, جمعه
تفسیرخواب علت قرمز شدن پوست بازویم
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر