2337
|
1/2/76
|
دکتر یعنی چه ، معنی دکتر چیست
|
×
|
2
|
3
|
1266
|
|
♣ تمام خواب اول : ساعت یک و بیست دقیقه شب . الان با حالت ترس از خواب
بیدار شدم . یادم است داشتم خواب میدیدم در یک اطاق غربی شرقی بودم و مثل اینکه
شب بود . من پشب میزی در سمت شمال اطاق ایستاده بودم و روبرویم آنطرف میز مثل
اینکه کسی یا کسانی بودند . پشت میزی که من ایستاده بودم جا از نظر عرضی کم بود
و مثل میز و پشت میزهای مغازه خیاطی بود . نمیدانم چه کسی یا کسانی دیگر با من پشت مبز بودند . من مرتب
میرفتم به پشت یک نفر و قصد داشتم تناسلی ام را توی ... او کنم ولی مثل اینکه
نمیشد و من دوباره یادم است میچسبیدم به پشت یک نفر دیگر و میخواستم از عقب با
او نزدیکی کنم . این کار مرتب تکرار شد و یادم نیست یک نزدیکی لذت بخش کرده باشم
. یک بار هم یادم است انگشت دست راستم را وارد ... یکی از آن اشخاص کردم که به
آنها می چسبیدم . در اینجا یادم است انگشت من هنگام وارد شدن به میان قمبلان آن
شخص یک احساس فرو شدن در سوراخ نداشت
بلکه متوجه شدم پشت پوست قمبلان آن شخص انگشت من وارد یک فضای گشاد با محتویات
خاص شد که لذتی نداشت . در تمام این موارد من چیزی از ♂
میدانم ولی نمیدانم جزء آن افرادی بود که میخواستم از ... با آنها نزدیکی کنم یا
در تمام موارد ربروی من آنطرف میز در سمت جنوب غربی نشسته بود و به من نگاه
میکرد .
بعد یادم است آمده بودم جلو در منزل در سمت شرق . کوچه ای
شمالی جنوبی بود و من در جلو در منزلی در سمت غرب کوچه بودم ، جلو در بودن من به
این صورت بود که من از داخل منزلی در را باز کرده بودم و داشتم توی کوچه به سمت
شمال نگاه میکردم . حالت کوچه شبانه ( آخرهای شب ) و خیلی خلوت بود . در چند
قدمی در کوچه ای که من ایستاده بودم ، در سمت شمال یک اتوبوس دیدم که احیاناً
غربی شرقی نزدیک به دیوار سمت شمال کوچه ایستاده بود . روی اتوبوس به سمت شرق
بود و اینطور در نظرم است که جلو اتوبوس یک حالت کوچه ای بن بست غربی شرقی داشت
. منظور من این است که جلو اتوبوس ، کمی جلو آن توی بن بست کوچه ای در سمت شرق
بود . من یادم است در را باز کرده بودم و داشتم به سمت شمال نگاه میکردم . متوجه
شدم شاگرد آن اتوبوس میمونی را از روی درختی در سمت شرق ( درختی ندیدم ) گرفته و
انداخت توی اتوبوس من این وضع را دیدم و مثل اینکه خواستم بروم توی کوچه یا رفتم
ولی متوجه شدم دوباره توی در منزل بودم و متوجه شدم شاگرد اتوبوس دید که من
متوجه شدم او آن میمون را گرفت و توی اتوبوس انداخت . مثل اینکه قصد داشت با
اتوبوس حرکت کند و به نظرم این جمله را نیز گفت . او ضمن گرفن آن میمون و
انداختن آن توی اتوبوس گفت حالا این سه تا ، البته نمیدانم با دیدن من این را
گفت یا بعد از گرفتن آن میمون ولی میدانم قصد حرکت و رفتن داشت ( با اتوبوس )
بعد من ترس برم داشت که حالا وقتی او بفهمد من موضوع را دیده ام به طرفم بیاید
ومرا دستگیر کند به همین دلیل کمی خودم را توی منزل که باغی بود کشیدم و با دست
چپ در را آماده بستن گرفتم . صحنه بعد یادم است آن شاگرد اتوبوس جلو در بود و
چیزی در دستش دیدم که میدانم میخواست با آن چیز مرا بگیرد . من در را با حالت
نگرانی و ترس از دستگیر شدن بستم و یادم است آمدم توی باغ و بنا کردم به سمت
جنوب بدوم . این باغ به نظر من چیزی بین خانه و باغ بود و من هردو اینها در نظرم
است . آنجا باغ خیلی بزرگ شمالی جنوبی بود که من از جلو در در سمت شرق آن با ترس
از دستگیر شدن توسط آن شاگرد اتوبوس شروع به دویدن به سمت جنوب باغ کردم و از
طرفی آنجا برای من یک منزل بود به دلیل اینکه درخت و اشجاری ندیدم و میدانستم در
جنوبی ترین محل آن باغ یا خانه اطاق یا اطاقهائی هست و ♀
توی اطاقی است . داشتم میدویدم به♀ اطلاع دهم که آن شخص برای
دستگیری ما ( من و احیاناً او ) دارد میآید . با ناراحتی و ترس داشتم میدویدم و
میدانستم ♀ توی اطاق است . در نظرم بود بروم
توی اطاق در را ببندم و در جائی هم در نظرم بود ♀ را
بردارم بروم توی یک اطاق دیگر از آن اطاق ها در سمت جنوب تا او نتواند مارا پیدا
کند . در همین حال فکر گرم بودن و سردی اطاق افتادم که میخواستم ♀ را
توی آن ببرم . بهر صورت در این لحظه میدانم شب بود و من با یک حالت ترس و دلهره
از دستگیر شدن داشتم به سمت جنوب آن باغ یا خانه بزرگ شمالی جنوبی میدویدم .
ساعت یک و چهل و پنج دقیقه بامداد . دوبار با همان فکر معنی دکتر میخوابم . ♠
تمام خواب دوم : ساعت شش و
چهل و سه دقیفه صبح . بعد از یادداشت خواب بالا تا الان چندین بار خواب و بیدار
شده ام و هر بار خوابهائی دیده ام . در بین این خوابها یک خواب اینطور یادم است
در جائی بودم که سمت راست من به سمت شمال یا شمال شرقی یک دیواره از زمین بود یک
دیواره عمودی از زمین که من میخواستم از این سمت دیواره خودم را به آن سمت آن
برسانم . یادم است مانند کوهنوردان یکی یکی دستها و پاهایم را در نقطه ای از
دیوار فیکس میکردم و جلو میرفتم . جنس زمین روبروی نگاه من در دید و نظرم بود
ولی جنس زمین در نوک پاها و پائین تنه ام را نمیدیدم اما با نوک پا و انگشتان پا
تماس با دیواره داشتم و از آن طریق متوجه میشدم زمین چگونه است . یادم است
دستهایم را به جائی سفت از زمین میگرفتم و یا میخ به دیوار میکوبیدم و دستم را
به آن میگرفتم و یا مجموعه انگشت های دستم را توی دیوار ه زمین فرو میکردم . در
رابطه با پاهایم اینطور یادم است که بیشتر کوشش میکردم یک برآمدگی پیدا کنم و
پایم را آنجا بگذارم ولی بیشتر یادم است بدلیل صاف بودن دیواره برای اینکه
بتوانم پایم را تکیه گاه کنم چند بار نوک پایم را به دیواره میزدم تا پایم توی
دیوار فرو رود و بعد به این صورت پایم توی دیواره قرار میگرفت و من جلو میرفتم .
یادم است وقتی پایم را به دیواره میزدم جنس دیواره یک حالت گِلی شنی غیر چسبناک
داشت و پایم توی زمین دیواره فرو میرفت اما باز ترس داشتم فشار بدن من دیواره
زیر پایم را خراب کند و من سقوط کنم . من جنس دیواره پائین بدن خودم را ندیدم
ولی با احساسی که در پاهایم بوجود میآمد متوجه شدم دیواره زمین در پائین تنه ام
بصورت گِلی شنی نم دار است اما دیواره روبروی دید من سفت تر و سنگی شنی زمینی
بود . یادم است دیواره را تا آخر رفتم ولی سقوط نکردم ، در آنجا اتفاقی افتاد و
صحنه هائی خواب دیدم که یادم نیست . فقط در ابهام مثل اینکه یادم است رودخانه ای
هم دیدم . البته یادم نیست ولی شاید اینطور بوده . بعد یادم است همین دیواره را
دوباره به همان صورت به سمت چپ برگشتم بنظرم میرسد هنگام برگشتن زمان بیشتری
سپری شد و فاصله بیشتری طی شد ولی میدانم همان دیواره و از همانجا بر گشتم .
دیواره زمین یک دیواره عمودی بود و من مثل کوهنوردان چهار دست و پا چسیبده به
دیواره . اول به سمت راست طرف شمال یا شمال شرقی رفتم و بعد هم همان مسیر را
برگشتم . مسائل دیگری هم بود که یادم نیست . یادداشت آخر خواب خوانده شود . ♠
/////////////////////////////////////////////
معانی و مفاهیم، و نمادهای مطرحشده در خواب :
الف :
//
22/2/76
/
فعلاً میتوانم به این نتیجه برسم که دکتر در خوابهای ما بامعنی و مفهوم کمککننده
به دیگران است تا از یک شرایط جسمی احساسی خاص به یک شرایط جسمی احساسی دیگر برسند
مثل کمک تناسلی زن و مرد به یکدیگر برای رسیدن به یک احساس جنسی لذتبخش.3.40
//
4/4/76
/
در یادداشت 19/3/76 با عنوان پوست صورت و ارتباط آن با سایر نقاط پوست که تفسیری
است بر خواب 1/2/76 با سؤال دکتر یعنی چه نوشتهام : من همان میمون دیدهشده یا
پیام آمده از قشر منتشر بودهام، دلیل من این است که در خواب میدانستم آن شاگرد
اتوبوس بعد از گرفتن آن میمون قصد گرفتن من را دارد و این میرساند من همان میمون
یا چیزی مانند آن بودهام - 5.60 .
/
4/4/76
/
میز خیاطی مطرحشده در خواب نمادی بوده برای پوست صورت، و من پشت میز عصب آمده به پوست
صورت بودهام. 12.31
//
5/4/76
/
من در حال فرار به سمت جنوب، پیامهای حسی حرکتی پوست صورت ارسال شده به نخاع بودهام.
12.313 .
//
7/4/76
/
با توجه به یادداشت 19/3/76 با عنوان پوست صورت و ارتباط آن با سایر نقاط پوست. در
این خواب میمون دیده و دستگیرشده توسط شاگرد اتوبوس، نمادی بوده برای پیامهای
آمده از قشر منتشر مغز به پوست صورت، برگشتشده به بالای مغز، نهایت قشر منتشر
مغز. 12.314
//
7/4/76
/
در این خواب شاگرد اتوبوس ضمن گرفتن یک میمون و انداختن آن توی اتوبوس گفت حالا
این سه تا. فکر میکنم منظور او سه تا میمونی بوده که هر کدام نمادی بوده برای
پیامهای حسی آمده از یکی از سه ناحیهی پوست صورت. 12.315
//
20/9/90
/
در این خواب فرار من به سمت جنوب باغ یا خانه بزرگ شمالی جنوبی، همانندی دارد و
یکی است با فرار من به سمت جنوب و جنوب شرقی در خواب . 17/11/75 با سؤال کار سلولهای
پوست پیشانی.
ب :
//
با توجه به خواب 6/4/76 با عنوان دختر گرد و گوم بولی ... و این خواب 1/2/76 با
سؤال دکتر یعنی چه. میمون دیدهشده در خواب همان گردوی مطرحشده در خواب دختر گرد
و گوم بولی بوده. // خود من در این خواب میمون در حال فرار به سمت جنوب بودهام. //
در خوابهایمان شخص خود ما احساسها و
تصاویر دیدهشده در خواب هستیم. // در این خواب عباس ... دُرچهای نماد پوست صورت
من بوده. // میمون انداختهشده توی اتوبوس، پیامهای حسی حرکتی پوست صورت ارسالشده
به بالای مغز بوده. // خواب در پاسخ به سؤال و در رابطه با شروع بیداری سه بخش
پوست صورت از ناحیه پوست پیشانی است // در این خواب یک دیواره عمودی از زمین نماد
پوست صورت در ناحیهی چانه من بوده . // حرکت من روی دیواره مثل کوهنوردان حرکت
پیامهای حسی پوست صورت در ناحیه چانه به سمت لبها بوده. // انگشت من هنگام وارد
شدن به میان قُمبُلهای آن شخص و احساس درک شده همان صحنهی فروکردن مجموعه انگشتهای
دستم توی دیواره زمین در خواب بعدی بوده // من مثل کوهنوردان چهاردستوپا چسبیده
به دیواره ، سومین میمون بودهام که شاگرد اتوبوس قصد گرفتنش را داشته.// سه میمون
دستگیرشده توسط شاگرد اتوبوس، پیامهای حسی حرکتی برگشت شده از سه بخش پوست صورت
به بالای مغز بوده. // نوشتهام این باغ به نظر من چیزی بین خانه و باغ بود. از
آنجا که خود من در این صحنه از خواب میمون در حال فرار بودهام و خانه میمون بالای
درخت و اشجار است آن باغ خانه هم بوده.
/////////////////////////////////////////////
تغییرات و یافتههای جدید
|
|||||||
۱۳۹۳ آبان ۲۱, چهارشنبه
دکتر یعنی چه ، معنی دکتر چیست
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر