۱۳۹۳ مهر ۱۴, دوشنبه

پسر عمو سوار بر دوچرخه و لرزیدن

2469
27/10/76
پسر عمو سوار بر دوچرخه و لرزیدن

1
1  

1356
تمام خواب : ساعت شش و پنجاه دقیقه صبح . ... . یادم است در مرحله اول جائی و شاید توی خانه ای بودیم که آنجا را حدوداً جائی نزدیک به خانه ... و خانه ای از خانه های روبروی منزل آنها میدانم . توضیح اینکه خانه ... در شمال کوچه است ولی من اینطور یادم است که در جنوب آن کوچه حدود منزل ... توی خانه ای بودیم و مسائلی گذشت . بعد یادم است از توی کوچه آنها به کوچه ای در سمت جنوب آمده بودیم که هر چند ظاهر آن کوچه مثل کوچه حمام خان بود ولی از نطر دور و نزدیکی به محل قبلی باید این کوچه جائی مثل کوچه ... بوده باشد . یادم است داشتم و داشتیم توی این کوچه به سمت جنوب میرفتیم ( کوچه ای مستقیم مثل کوچه حمام خان ) و یک جا یادم است پسر عمو جلوتر از من داشت میرفت ( پیاده ) بعد مثل اینکه پسر عمو داشت برمیگشت و یک حالت درخود بودن در او بود . او مثل کسانی بود که سردشان باشد و در فکر رفع این سردی و سرما باشند . بعد یادم است نگاهم توی همان کوچه به سمت شمال بود و دیدم پسر عمو سوار دوچرخه است و دارد به سمت مکان قبلی مان برمیگردد . او به همان صورت سوار بر دوچرخه داشت میلرزید و بنظرم میآید با لرزیدن او دوچرخه او هم میلرزید . من متوجه بودم برگشتن پسرعمو و لرزیدن او بخاطر این است که او سرمایش است ولی بودند کسانی در آن کوچه که دلیل این حرکات پسرعمو را نمیدانستند . در این شرایط وضع من و رفتار من معمولی بود و یادم نیست من سرمایم شده باشد یا لرزیده باشم .
صحنه های خواب به این صورت بود : 
یافته ها : . . تفسیرها : - . .
# صحنه های خواب یادداشت و تکمیل خواهد شد #

هیچ نظری موجود نیست: