|
2466
|
24/10/76
|
♂ دُرچه ای یعنی چه ،
معنی ♂ دُرچه ای چیست
|
×
|
2
|
3
|
|
1354
|
|
♣ تمام خواب اول : ساعت یک و چهل و پنج دقیقه صبح . الان با خوابی بیدار
شدم . اول چیزی یادم نبود . بعد صحنه هائی یادم آمد ولی صحنه ها طوری است که
نمیتوانم آنها را روی کاغذ بیاورم . یک جا مثل اینکه شب بود ، شاید من کنار
دیوار سمت جنوب حیاط یک منزل بودم و توجهم به روی حیاط در طرف غرب بود . کسانی
از سمت جنوب داشتند وارد میشدند واحیاناً توی اطاق در سمت شمال میرفتند . مثل
اینکه من در آن لحظه پیدا نبودم . صحنه طوری بود که نمیتوانم آنرا تعریف کنم .
نمیدانم آنجا روستا بود یا کوهستان . مثل اینکه آنهائی که میآمدند ازخانه هایشان
بیرون شده بودند وشاید هم جور دیگری بوده . از طرفی میدانستم میهمان هستند و از
طرفی میدانستم دارند میآیند اینجا بمانند . مردی یادم است داشت میآمد که شاید
نجف آبادی بود و ... در صحنه ای دیگر باز روی من به سمت غرب بود کسانی شاید از
همان گروه یا دنباله آن گروه قبلی را دیدم که آمدند ولی شاید توی کوچه و شاید هم
توی خانه به حالت دایره ای بیضی مانند دور گرفتند . اینجا هم شب بود و دیدم آنها
شروع به حرکاتی مثل بشکن زدن کردند ، بعد متوجه شدم آنها مراسمی مثل عروسی دارند
برگزار میکنند ولی آرام و متین رفتار میکردند . بعد یادم است کسانی برای تماشای
اینها آمده بودند . در جائی یادم است روبروی من دیواری بود و پشت دیوار روبروی
من در طرف من زنهائی دیدم . یک جا کسی را با سرِ باز دیدم و بعد همان شخص را با
کلاهی بزرگ بصورتی خاص دیدم . فکر میکردم به او برای باز بودن سر ایراد گرفته
اند به همین دلیل آنطور لباس پوشیده . یک جا پشت دیوار ♀ را
دیدم . ♀
رفتاری بخصوص داشت . یک جا رفتاری داشت که شاید بتوان گفت در حال رقص بود ولی
رقص نمیکرد . شاید نوعی تلو تلو خوردن بود . یک جا ♀ هم
رفتاری مثل ♀
داشت . از طرفی
♀ میخواست مواظب ♀ باشد ولی در دستهایش چیزی
بود که به او هم حالت تلو تلو خوردن میداد . در همین حال ♀ هم
با داشتن چیزی در همان شرایط بود . میدانستم ♀ با
بودن آن چیز یا چیزها در دستهایش نمیتواند کمک ♀
کند و یک جا هم دیدم ♀ آمد سکندری روی زمین برود ولی خوش را
کنترل کرد و ... خلاصه اینکه خوابی جالب با داستانی جالب بود ولی نمیتوانم به
یادداشت درآورم . ساعت دو بعد از نیمه شب باز با سؤال ♂
درچه ای یعنی چه میخوابم . ♠
تمام خواب دوم :
ساعت پنج و چهارده دقیقه صبح . الان داشتم خواب میدیدم از طرف ♂ (♂ )
دعوت شده بودم و داشتم به خانه او میرفتم ( سمت شرق ) . بعد اینطور یادم است
وارد خانه او شده بودم و روی حیاط منزل بودم . سمت راست من یعنی سمت جنوب اطاقها
بود به این ترتیب که شاید ایوانی در وسط بود و اطاقی هم سمت شرق این ایوان دیدم
. به نظر من این اطاق یک درب توی ایوان و یک درب روی حیاط داشت . با رسیدن من
روی حیاط دیدم کسانی از توی آن اطاق آمدند بیرون و قصد رفتن دارند . من در اینجا
ناراحت شدم که چرا درب نزده و اطلاع نداده وارد منزل شده ام . آن کسانی که من
دیدم بنظر من میهمانهائی آمدند که قصد رفتن داشتند و بین خودشان مشغول تعارف
بودند . در این میان کسی به من توجهی نکرد هر چند خودم از موقعیت خودم ناراحت
بودم که چرا اطلاع نداده وارد منزل شده ام . مثل اینکه آنها از درب اطاق توی
ایوان بیروم آمدند و من فکر کردم حالا که کسی به من توجه ندارد بهتر است از درب
روی حیاط به اطاق بروم و با دیگرانی که توی اطاق هستند مشغول صحبت شوم ولی این
کار را نکردم و همانجا روی حیاط بودم ،آنها هم مشغول کارخودشان . یک صحنه اینطور
به نظرم میآید که آنها پائین تر از من بودند چون من از زاویه ای بالاتر به آنها
نگاه میکردم . در اینجا متوجه شدم یکی از حرفهای آنها درس دادن درکلاس دانشگاه
است و صحبت اینطور بود که برادر ♂ میخواهد برای درس دادن به
دانشگاه برود ، من فکر کردم برادر ♂
باید ♂ باشد . در اصل توی خواب توجه من به کسی مثل ♂
برادر ♂ بود ولی کسی مثل ♂ را بین
آنها دیدم . البته در خواب♂ اسمی از ♂
یادم نیامد ولی در باطن خودم توجهم به او بود . اما در شرایط خواب میدانستم ♂ برادر ♂ میخواهد
برای درس دادن به دانشگاه برود ، در همین حال در بین آن افراد کسی با تصویری
نزدیک به تصویر واقعی ♂ برادر ♂ دیدم . در
تمام این احوال که نوشتم در صحنه های مختلف مکان من روی حیاط متعدد بود و هر
صحنه جائی دیگر روی همان حیاط بودم . بیشتر فکر من در اینجا یکی این یود که از
درب روی حیاط توی اطاق بروم و با دیگران توی اطاق حرف بزنم تا این بی توجهی به
من جبران شود . یک فکر دیگر من این بود که چرا بدون اطلاع دادن وارد خانه شده ام
و فکر های دیگر . در اینجا وقتی فهمیدم قرار است برادر ♂ ♂ به
دانشگاه برای درس دادن برود یاد خودم افتادم که درکلاس ریاضی چند بار در دانشگاه
شرکت کرده بودم و تصمیم گرفتم به آنها بگویم که من میدانم آن کلاس چیست وکجا است
ولی وقت گفتن نشد اما یادم آمد که خود من چند جلسه در کلاس ریاضی آنجا شرکت کرده
ام و همان لحظه صحنه های آن کلاس های رفته در نظرم آمد . الان که بیدار شده ام
یادم است همین کلاسهای مطرح شده در خواب را قبلاً در خواب دیده ام و این درحالی
است که یادم نیست آنها را یادداشت کرده باشم . الان از آن کلاسها اینطور در نظرم
است که قبلاً خواب دیده ام موقتاً به کلاسهای درس ریاضی یا رشته ای دیگر مانند
ریاضی میرفتم و چند جلسه ای هم این رفتنم تکرار شد . الان صحنه های آن اینطور در
نظرم است که اطاق کلاس ما احیاناً جائی بالاتر از پائین بود و احیاناً طاقی
کوتاه داشته . غیر از کلاس ما کلاسهای دیگری هم به همان سبک بوده . بهر صورت
دیشب توی خواب با صحبت اینکه ♂ برادر ♂ قرار است
به دانشگاه برود درس بدهد یاد این صحنه از کلاسهای دانشگاه رفتن خودم سر آن جلسه
افتادم . در صحنه ای هم توجهم از همین درب توی ایوان به توی اطاق سمت شرق جلب شد
، دیدم بین افراد توی اطاق ♀ هم حاضر است و فکر کردم باین
ترتیب بهتر است توی اطاق نروم . ضمناً بودن او هم بیشتر باعث میشد من از بی محلی
شدن به خودم ناراحت باشم . در صحنه ای دیگر در همینجا روی حیاط زنی را دیدم که
تیپ دخترانه داشت و لباس خاصی پوشیده بود که یادم نیست چه اتفاقی افتاد . صحنه
ای دیگر هم یادم است دختری که او را دختر ♂ میدانستم
(♀ ) روی حیاط با من مشغول صحبت شد ولی بعد متوجه شدم او
چهره♀ را ندارد . شاید ♀ زن ♀ را
هم دیده باشم ولی یادم نیست . فقط یادم است چهره ♀ را
به خوبی توی اطاق سمت شرق از درب توی ایوان دیدم ( در حال نشسته بین دیگران
نزدیک درب ) . بعد یادم است نمیدانم همان دختری که با من حرف زد یا کسی دیگر به
من مکان بودن
♀ را در آن لحظه گفت .
من در صحنه ای دیگر در فضائی در بیرون آن خانه بودم و
یادم است در محوطه ای توالت مانند ، مانند توالت های قدیمی که دارای چاله توالت
بود بودم . در نظرم است مسیر من به سمت شمال شرقی بود و سمت چپ من در سمت شمال
دیواری بود و اینطور در نظرم است که پای این دیوار کمی با فاصله نسبت به دیوار
چاله توالتی مانند چاله توالت های قدیمی هست . من در اینجا یادم است آمده بودم
دنبال ♂ و در نظرم است از فضای زمین بین دیوار و این چاله توالت
رد شدم و بعد توی سوراخی به اندازه قد خودم با طاقی هلالی و نیم دایره توی آن
دیوار شمالی بودم ، داشتم توی آن سوراخ راهرو مانند به اندازه خودم با طاق هلالی
میرفتم به سمت شمال . طول این سوراخ راهرو مانند زیاد نبود و من متوجه فضائی در
پشت این سوراخ در سمت شمال شدم اما دیدم دیوارخاکی رسی که آنرا زمین پشت این
سوراخ میدانستم در جلو این سوراخ در سمت شمال هست . در اینجا باز میدانستم دنبال
♂ آمده ام و یادم بود با من صحبتی از آسانسور شده . فکر
میکنم به من گفته شده بود باید با آسانسور برای پیدا کردن ♂
بروم ولی نمیدانم این حرف توی حیاط توسط آن دختر زده شد یا جائی دیگر کسی دیگر
به من گفت . فقط در اینجا میدانستم که صحبتی از آسانسور شده و الان که به این
دیوار در جلو این سوراخ برخورد کرده بودم همین دیوار با حالت زمین مانند را آن
آسانسور میدانستم . دیوار طوری جلو این سوراخ به اندازه قد من با طاق هلالی (
نیم دایره ) بود که میدیدم فضای خیلی کوچکی در بالای این سوراخ باز است ، من از
آن سوراخ کوچک فضای پشت این سوراخ راهرو مانند را میدیدم . در اینجا مثل اینکه
چند بار ♂ را صدا زدم و ♂ ♂
گفتم ( با فاصله زمانی ) . در همین حال وقتی از آن سوراخ باقی مانده داشتم به
آنطرف و فضای آنطرف نگاه میکردم متوجه شدم میله ای فلزی کوتاه توی همین زمین
دیوار مانند جلو این سوراخ قرار دارد ، با دیدن این میله دستم را به لبه این
دیوار گرفتم و میدانستم با فشار دادن به این دیوار ، دیوار جابجا میشود ومن
میتوانم از این سوراخ به آنطرف بروم ، مثل اینکه این کار را کردم و دیوار برای
جابجا شدن تکان هم خورد ولی چیزی دیگر از این صحنه یادم نیست . بعد یادم است از
توی همین سوراخ توجهم به سمت جنوب یعنی به همان مسیر آمده خودم جلب بود . در
اینجا متوجه شدم صدای پای ♂ دارد از آن سمت یعنی سمت جنوب میآید
و این صدای پا خیلی آرام ، با وقار ، و قاطع بود . من توی همان سوراخ در حالی که
توجهم به سمت جنوب و آن صدا بود جذب این صدا و وقار آن شدم و حدس میزدم این صدای
پا باید صدای پای ♂ باشد . به همین جهت توجه بیشتری
کردم ، چون آهنگ صدای پا نشان دهنده نزدیک شدن صاحب آن بود صبر کردم صاحب آنرا
ببینم . اول متوجه پای آن فرد شدم و بعد یادم است متوجه نیمه بدن او شدم ، بعد
هم یادم است بالاتنه او را دیدم و بعد توجهم به چهره آن شخص جلب شد و متوجه
لبخند ♂
شدم . البته وقتی کم کم شروع به دیدن ♂ با آن شرایط از توی آن سوراخ شدم
متوجه شدم ♂
لباس ارتشی پوشیده . میدانم پاهای اورا دیدم ولی در صحنه دوم که نیمه بدن او در
دید و نظرم بود متوجه بودم که فقط این نیمه بدن پیدا است و بالاتنه و پائین تنه
در دید و نظرم نبود . مثل اینکه من بجای آن سوراخ به اندازه خودم با طاق هلالی
از درون یک مستطیل عرضی به ♂ و آمدن او به سمت خودم نگاه کنم .
در اصل این مراحل که من نوشتم دیدن میانی تنه و دیدن چهره ♂
کاملاً به طور روشن و واضح یادم است ، صحنه های دیگر در ابهام یادم است . دیگر چیزی
یادم نیست اگر یادم آمد مینویسم . ساعت شش بامداد . از لحظه شروع به نوشتن تا
حالا یک سر نوشته ام . ♠
توضیحات و یافته ها : ساعت هفت
و بیست و پنج دقیقه صبح . این چند روز بیشترین توجهم به نحوه بیدار شدن ما از
خواب و آمدن پیام از بالای مغز به پوست صورت و بعد به اعصاب نخاعی c2 و c3
و بعد به بقیه بدن جلب بوده . دیروز خواب پریشب خودم را با عنوان کامیون ♂
راه آهن 24/10/76 پاکنویس کردم . یادم است توجهم به موضوع پریدن آن دختر و آن زن
از پنجره به پائین جلب شد ، ¶ بنظرم رسید پریدن آن دختر و آمدن او
با پا روی زمین و بعد خوردن او به زمین با سینه و دستها و چهره همان بیدار شدن
پوست بدن ما از پائین به بالا است ، وباز یاد خوابِ یاددادن به من که چگونه از
خواب بیدار شوم تاریخ 28/11/72 افتادم که در شناخت آن خواب و تفسیرهای آن ¶ متوجه
شده ام ما بعد از یک خواب طولانی از پائین بدن و قوزک پا شروع به بیدار شدن
میکنیم وآخر بار چشم ما بیدار میشود ، ¶ بعد
یاد خواب کار سلولهای پوست سر تاریخ 11/5/70 افتادم که کاری همانند پیک پست
داشتم و خورجینی به کولم بود و در جائی کارتهای ورزشی برای شرکت در یک مسابقه
ورزشی جهانی دیدم . ¶ از این خواب و تفسیر آن اینطور
برداشت دارم که من وآن خورجین پست ، آمدن پیام از بالای مغز به ماهیچه ها برای
بیدار شدن بوده ایم . دیروز با توجه به این خواب و پریدن آن زن از پنچره به
پائین و راه رفتن او بعد از پریدن در خواب کامیون ♂
راه آهن ،¶ به این نتیجه رسیدم که اول پیامهای بیدار شدن
، از پائین بدن به بالای مغز میرود و بعد از بالای مغز پیامهائی برای بیدار شدن
کامل ما به ماهیچه ها میرسد . خلاصه اینکه دیروز توجهم به این مسائل و مسائل
دیگری در باره خواب کامیون ♂ راه آهن جلب بود که امکان میدهم
خواب دیشب من در همین رابطه ها باشد . ¶ نکته
دیگری هم که دیروز به ذهنم رسید این بود که ¶ راه آهن
مطرح شده در این خواب باید نمادی برای نخاع باشد ¶ به
اینصورت که مهره های کمری و تراورس ها یکی باشند . برای درک بیشتر این مساله که
دیروز چه فکر هائی داشته ام به تفسیری که امروز برآن خواب مینویسم مراجعه شود
.
افکار و رفتارهای قبل از خواب :
ساعت یازده و نیم شب . امروز و امشب با پاکنویس کردن خواب دیشب ... با عنوان
کامیون ♂ راه آهن متوجه شناختهائی در رابطه با آن شدم . اول تصمیم
داشتم تفسیری بر آن خواب بنویسم اما آنرا موکول کردم به فردا . ده دقیفه ای پیش
مشغول مطالعه فهرست مطالب شدم و نکاتی به ذهنم رسید . اول متوجه خواب 3/11/74 با
سؤال توت یعنی چه شدم . در این خواب رئیس یک دفترخانه اسناد رسمی بودم و چون
دفترخانه اسناد رسمی را نمادی برای میتوکندری میدانم متوجه شدم ¶ توت میتواند نمادی برای
میتوکندری باشد و دانه های توت نمادی برای سرهای کروی . بعد در یکی دو
خواب دیگر ♂ درچه ای را در رابطه با توت و مسائل مربوط به توت دیدم و
¶ حدس
زدم ♂ درچه ای هم باید در رابطه با میتوکندری و سرهای کروی
باشد . مثلاً در خواب 10/11/74 با سؤال معنی توتکان یا خواب 4/9/74 با سؤال ♂ ها
یعنی چه . ¶ بعد
یاد خواب دکتر یعنی چه 1/2/76 افتادم که
پشت میزی بودم و ♂ درچه ای روبرویم بود و مسائلی پیش
آمد من این خواب را در رابطه با پوست صورت میدانم . بعد یاد خواب فکر کردن یعنی
چه تاریخ 13/7/73 افتادم که در آن ¶ آقای ♂ را
نمادی
برای پوست صورت دانسته ام . ¶ بعد در اینجا به این نتیجه رسیدم که ♂
درچه ای میتواند نمادی برای سرهای کروی ر وی کریستاهای میتوکندری سلول های پوست
صورت باشد . با این فکر سؤال بالا را مطرح کردم و دوست دارم امشب خوابی در باره ♂
درچه ای و معنی ♂ درچه ای ببینم .
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : بشکن زدن : : تلو تلو خوردن ♀ و ♀ همان
بشکن زدن بوده 2.185 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : چاله توالت : : سرهای کروی روی کریستاهای میتو کندری 12.431 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : دیوار سمت شمال چاله توالت : : کریستاهای میتوکندری . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : سوراخ به اندازه قد خودم با طاق هلالی
توی دیوار : : محل تماس
کریستاهای میتوکندری با سرهای کروی . ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : مردی نجف آبادی : : پیام
های مربوط به پوست پشت سر . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : زنی با سر باز و بعد با کلاهی بزرگ بصورتی خاص : : پوست شست دست همراه با ناخن شست . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♀ : : انگشت میانی دست . ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : ♀ : : انگشت
شست دست 12.433 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : دیوار : : حد فاصل پوست انگشت شست و انگشت میانی 12.474 . ¶ . تفسیرها : 25/10/76 - . ¶ . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در رابطه با کار
میتوکندری های سلول های پوست بدن از پوست صورت تا پوست کف دست و انگشتان است
9/7/91 . ¶ . در حاشیه : امروز نهم مهر ماه سال نود ویک با پاکنویس کردن این خواب در
فایل کامپیوتری متوجه شدم در رابطه با مکان خواب چیزی ننوشته ام در صورتیکه هر
وقت به فکر این خواب می افتم یا آنرا مطالعه میکنم یادم میآید مکان خواب
دوم جائی در محوطه خانه دائی ♂ آقا اتفاق افتاده (♂ ) . . ¶ . معانی و مفاهیم : نجف آباد : : نجف + آباد ، در لغت به معنی تل
، پشه ، و زمین بلندی که آب به آن نرسد ، به این ترتیب نجف آباد به معنی زمین
بلندی است که آب به آن رسیده آباد شده ،
در نتیجه در این خواب نجف آباد میتواند نمادی برای پوست صورت و پشت سر وگردن
باشد ، البته با این شناخت که پوست در خوابهای ما میتواند با نماد زمین ظاهر شود
. تل و پشته بودن آن هم همان پوست صورت و پشت سروگردن میباشدکه بالاتر از بقیه
قسمتهای پوست بدن است . ¶ . همانند و یکی بودن
: کسی با سرِ باز و کلاهی بزرگ در خواب اول : : ♂ در
خواب دوم . ¶ . من یا دیگران : : من در خواب اول پوست انگشت با نگاه از روی اپی
درم پوست بوده ام . ¶ . من یا دیگران : من در خواب دوم : : پوست انگشت با نگاه از درون
هیپودرم پوست بوده ام . ¶ . مرز مشترک /
گفتمان خواب و بیداری : دیوار : حد فاصل پوست نوک انگشت شست با پوست نوک انگشت
میانی در زمان چسبیدن این دو پوست به هم برای بشکن زدن در بیداری ، در اینجا این
دیوار یا فاصله مرز مشترکی بوده بین پوستهای این دو سر انگشت . ¶ . من یا دیگران : یک جا پشت دیوار ♀ را دیدم : : من اپی درم پوست نوک انگشت شست دست راست و
♀ اپی درم پوست نوک انگشت میانی دست من بوده
. ¶ . من یا دیگران : خود من هنگام دیدن ♀ از پشت
دیوار ♀ مادر ♀ یا شست
دست راست ، و♀ انگشت میانی این دست بوده . ¶ . پیش بینی ها / درستی دیدگاه : قبلاً متوجه شده بودم که دیدن ♀ و
دختران او در خوابهایم در مواردی میتواند به این صورت باشد : ☺ : ♀ مادر
بچه ها شست دست به دلیل اینکه چهار انگشت دیگر با کمک شست میتوانند کار انجام
دهند . ♀ انگشت
سبابه . ♀ انگشت
میانه ، ♀ انگشت
چهارم و ♀ انگشت
کوچیکه ، که با توجه به داستان این خواب درستی پیش بینی من اثبات میشود ، چرا که ♀ نمادی
برای شست و
♀ نمادی برای انگشت میانی بوده ، همین انگشتان کار بشکن زدن را
انجام داده اند 9/7/91 . ¶ . معانی و مفاهیم /
گفتمان خواب و بیداری : حالت دایره ای بیضی
مانند : : شکل پوست بند آخر انگشت میانی و شست 10/7/91 . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : سوراخی به اندازه قد خودم با طاقی هلالی و
نیم دایره : : پوست بند آخر انگشت . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : خانه ♂ : پوست و ناخن بند آخر انگشت . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : ♂ : : ناخن انگشت . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : محوطه ای توالت
مانند ، مانند توالت های قدیمی : : آخرین بافت سطح زیر ناخن در تماس با روئی
ترین بافت زیر ناخن . ¶ . من یا دیگران / گفتمان خواب و بیداری : من در اینجا یادم است آمده بودم دنبال ♂ : : من در اینجا روئی ترین بافت زیر ناخن بوده ام و آمدن دنبال ♂ همان دنبال کردن ناخن از جائی در زیر ناخن بوده . ¶ . معانی و مفاهیم / گفتمان خواب و بیداری : در نظرم است از فضای زمین بین دیوار و این چاله توالت رد شدم : : این نقطه
درست نقطه بیرون زدن ناخن از گوشت بوده
که در لفظ عامیانه تیرانی ها به آن گوشت و ناخن میگویند . ¶ . معانی و مفاهیم / گفتمان خواب و بیداری : داشتم توی آن سوراخ راهرو مانند به اندازه خودم با طاق هلالی میرفتم : :
درون بافت و فضای گوشت و ناخن . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : طول این سوراخ راهرو مانند زیاد نبود : : حد فاصل چاله توالت ( فضای بسته
زیر ناخن ) ، و فضای باز زیرناخن بیرون زده از گوشت . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : فضائی در پشت این سوراخ در سمت شمال : : حد فاصل و فضای زیر ناخن بیرون
زده از گوشت . ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : سمت شمال : : شمال و به سمت شمال در خوابها به معنی بالا و
بالای مغز و دراصل قشر منتشر و پرده های مغز است . ¶ . مرز مشترک / گفتمان خواب و بیداری : دیدم دیوار خاکی رُسی که آنرا زمین پشت این سوراخ میدانستم در جلو این سوراخ
در سمت شمال هست : : این دیوار خاکی رُسی که همان گوشت و ناخن گفته شده قبلی است
مرز مشترک بین درون و بیرون بدن در زیر ناخن و بافتی باکاری در شرایط خود مثل
ختنه گاه پنیس میباشد . ¶ . کار گزینی های درون بدن : چاله توالت قدیمی : : اطمینان دارم آن
چاله توالت قدیمی که در اصل تمام فضای زیر ناخن است هماهنگ کننده تمام موارد
مربوط به ناخن از جمله شکل گیری ناخن و
ارتباطات بافتهای درگیر با ناخن است . ¶ . نکته ها و دلایل / درستی دیدگاه : دیوارخاکی رُسی که آنرا زمین پشت این سوراخ میدانستم در جلو این سوراخ در سمت شمال : ☺ : از آنجا که خاک رُس چسبناک ترین خاک در فرهنگ شناختی مغز من است ، این
بافت گوشت و ناخن که یکی از کار هایش چسبانده نگه داشتن ناخن به گوشت است در این
خواب بصورت دیوار خاک رُس نمایانده شده . ¶ . معانی و مفاهیم : به من گفته شده بود باید با آسانسور برای پیدا کردن ♂ بروم : : آسانسور وسیله یا فضائی برای جابجائی عمودی است مانند ماشین که
وسیله ای برای حرکت افقی است . ¶ . معانی و مفاهیم : الان که به این دیوار
در جلو این سوراخ برخورد کرده بودم همین دیوار با حالت زمین مانند را آن آسانسور
میدانستم : : این میرساند که این دیوار رسی یا بافت گوشت و ناخن درجلو این سوراخ
همان آسانسور گفته شده است که میتوان از اینجا به بالا و آنطرف رفت . ¶ . معانی و مفاهیم / من یا دیگران : دیوار طوری جلو این سوراخ به اندازه قد من با طاق هلالی ( نیم دایره ) بود
که میدیدم فضای خیلی کوچکی در بالای این سوراخ باز است و من از آن سوراخ کوچک
فضای پشت این سوراخ راهرو مانند را میدیدم : : من همان فضا و سوراخ خیلی کوچک
بوده ام که با نگاه بیداری جایگاه آن درست نقطه وسط هلالی ناخن در زیر ناخن محل
چسبید گی گوشت و ناخن است . ¶ . معانی و مفاهیم : در اینجا مثل اینکه چند
بار ♂ را صدا زدم و ♂ ♂ گفتم ( با فاصله زمانی ) : کوشش برای
ارتباط یا به عبارتی بالا رفتن از آسانسور . ¶ . معانی و مفاهیم / همانند و یکی بودن : در همین حال وقتی از آن سوراخ باقی مانده داشتم به آنطرف و فضای آنطرف نگاه
میکردم متوجه شدم میله ای فلزی کوتاه توی همین زمین دیوار مانند جلو این سوراخ
قرار دارد . با دیدن این میله دستم را به لبه این دیوار گرفتم و میدانستم با
فشار دادن به این دیوار ، دیوار جابجا میشود و من میتوانم از این سوراخ به آنطرف
بروم : : برایم ثابت شده در خوابهایم صدا و میله آهنی جای هم قرار میگیرند در
نتیجه آن صدا زدن من همین میله آهنی بوده
10/7/91 . ¶ . همانند و یکی بودن / من یا
دیگران : در این خواب : : صدا ، میله آهنی ، آسانسور ، و خود من که آن فضا و
سوراخ کوچک بوده ام یکی بوده ایم ، سوراخی که با نگاه بیداری جایگاه آن درست
نقطه وسط هلالی ناخن در زیر ناخن محل چسبیدگی گوشت و ناخن بود 5/5/92 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۳ مهر ۱۶, چهارشنبه
♂ دُرچه ای یعنی چه ، معنی ♂ دُرچه ای چیست
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر