2485
|
25/11/76
|
ماشین تریلی حسین و راننده بودن من
|
1
|
1
|
1369
|
||
♣ چکیده خواب : ساعت پنج و بیست و پنج دقیقه صبح . الان از خواب بیدار
شدم . یادم است در تیران مشغول رانندگی با تریلی ... بودم . اینطور یادم است
جائی مثل خیابان جلو مسجد ... بودم . درست یادم نیست که اینجا با منظره سابق آن
بود یا منظره فعلی . از نظر جمعیتی و ساختمانی بنظرم اینجا با منظره سابق آن بود
ولی درست یادم نیست . مسائلی در اینجا و جاهائی دیگر گذشت که یادم نیست فقط
میدانم ماشین تریلی سفید رنگ ... دست من بود و من داشتم رانندگی آنرا میکردم .
مشکل من در رانندگی این بود که هر وقت ترمز میگرفتم به خوبی ترمز نمیگرفت . یک
موضوع دیگر اینکه پدال ترمز و گاز در شرایطی یکی بود . در جائی یادم است آمده
بودم توی کوچه ♀ و میخواستم به سمت خانه ♀
بیایم . بعد جائی مثل جلو دکان سابق سلمانی را رد کرده بودم و جلو ماشین درست
نبش کوچه برای ورود به کوچه ♀ از جائی مثل جلو کوچه حمام
... بود . اینجا کوچه خیلی تنگ بود و چهارچوب دری مستطیل شکل هم اینجا توی کوچه
سر نبش قرار داشت . در اینجاها و این کوچه یادم است توجهم به کلیدها و سویچ های
جلو داشبرد ماشین جلب بود . یک جا میخواستم چراغ های تریلی را روشن کنم ولی
نمیدانستم سویچ آن کدام است . یک سویچ را فشار دادم ولی آن نبود . شاید سویچ های
دیگری را هم فشار داده باشم . در اینجا دیگران هم بودند و مثل اینکه یکی از آنها
به من گفت سویچ مورد نظر من کدامیک از آنهاست . اینجا مسائل ، خیلی معمولی و
آرام ادامه داشت که هم نمیدانم چی بود و هم نمیتوانم آنها را بصورت کلمات در
آورم . بیشترین مسائل من در اینجا نگاه و توجه به سویچ های جلو داشبرد و توجه به
کوچه مقابل بود که قصد داشتم ماشین را از آن کوچه تنگ جلو ببرم . داشتم فکر
میکردم میشود چنین کاری کرد یا نه . حتی فکر این هم افتادم که این کوچه تنگ است
و امکان دارد ماشین های دیگری هم توی کوچه باشد و نتوانم ماشین را از کنار آنها
رد کنم . یک جا در صحنه ای در چند متری جلو خودم یکبار ماشینی را توی کوچه دیدم
و روی اینکه میشود از بغل آن گذشت یا نه فکر کردم . میخواستم تریلی حسین را از
آن مسیر به در خانه آنها ببرم که البته در خواب مناظر کوچه ♀ و
خانه حسین و جلو خانه حسین جور دیگری به ذهنم میرسید . بالاخره مثل اینکه
نتوانستم تصمیم بگیرم جلو بروم و فکر کردم ماشین را عقب بیاورم و کنار دیوار
بگذارم و روی آن فکر کنم . نمیدانم ماشین را روشن کردم یا اینکه بدلیل سرازیر
بودن به سمت عقب ، پایم را از روی پدال ترمز بر داشتم و تریلی شروع به عقب عقب
رفتن کرد . من آنرا آوردم و جائی روبرو و شاید کمی پائین تر از مغازه سابق
سلمانی تریلی را کنار دیوار جنوبی کوچه قرار دادم . در این مرحله به دلیل سرازیر
بودن کوچه پایم روی ترمز بود و میخواستم تریلی عقب نرود . نمیدانم وقتی در حال
رفتن به سمت عقب بودم یا وقتی ایستاده بودم دیدم ♂
دایزه از سمت شمال کوچه به سمت وسط و جنوب کوچه آمد و خوشحال از این بود که او
را زده . از حرفهایش من اینطور برداشت دارم که او توی خانه یا خانه های سمت شمال
کسی را که مدتها بوده قصد زدنش را داشته زده . در همین احوال چیزی هم از حسین
میدانم که او هم همانجا بود و کسان دیگری هم بودند . ...
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : کوچه جلو دکان سلمانی : : تریلی حسین 2.193
. ¶ . همانند و یکی بودن : کوچه بعد از سر کوچه حمام ... به سمت خانه ♀ : : دکان سلمانی
2.193 . ¶ . همانند و یکی بودن : جلو ماشین تریلی : : داشبرد جلو ماشین
2.193 . ¶ . همانند و یکی بودن : بچه های ♂ : : ♂ 2.193
. ¶ . همانند و یکی بودن : ♂ : : کلوخ 2.194 . ¶ . همانند و یکی بودن : کودکان♂ در این
خواب : : مورچه های خواب کار سلول های نرمه لاله گوش 13/9/68 – 2.194 . ¶ . من یا دیگران : من ماهیچه کشنده پرده صماخ گوش بوده ام 15/12/76
- 6.31 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ماشین تریلی حسین : : استخوانهای سه گانه گوش میانی 12.470 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : راننده : : ماهیچه کشنده پرده صماخ . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : کوچه جلو دکان سلمانی : : گوش میانی . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : کوچه بعد از کوچه حمام ... : : گوش خارجی . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : جلو ماشین تریلی : : دسته استخوان چکشی . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : چهارچوب دری مستطیل شکل : : پرده
صماخ گوش . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : داشبرد جلو ماشین : : دسته استخوان چکشی . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : پاهای من : : ماهیچه کشنده پرده
صماخ گوش . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : عقب تریلی و دیوار روبروی مغازه سلمانی : : استخوان رکابی گوش میانی . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♂ : : پیامهای صوتی در گوش میانی . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♂ : : پیامهای صوتی گوش خارجی انتقال داده شده به گوش میانی . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : بالای دیوار :
: ماهیچه کشنده پرده صماخ گوش . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : سنگ های آمده از بالای دیوار : : پیام های
حرکتی حسی .
¶ . گفتمان خواب و بیداری : دو نبش عقب
تریلی : : دو بازوی استخوان رکابی . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : گوشه سمت راست
ماشین تریلی : : بخش فوقانی پرده صماخ گوش 12.473 . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
# این خواب تکمیل خواهد شد #
|
|||||||
۱۳۹۳ مهر ۹, چهارشنبه
ماشین تریلی حسین و راننده بودن من
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر