|
2493
|
18/12/76
|
دره ای زیبا به سمت شرق با دو جاده پیچ واپیچ
|
|
1
|
1
|
|
1376
|
|
♣ تمام خواب : ساعت شش و سی دقیقه صبح . دیشب خوابهای زیبای فراوانی
دیدم که همه دنبال هم و زیبا بود . متاسفانه صحنه ها طوری بود که یادم نماند ،
در این میان یک صحنه بخوبی یادم است که منظره ای زیبا روبرویم در سمت شرق بود .
یادم است روبرویم منظره دره ای زیبا در سمت شرق بود که دو جاده پیچ واپیچ به سمت
شرق داشت . یکی از این جاده ها بصورت پیاده رو درکف دره بود و یکی دیگر در دامنه
کوه های اطراف این دره قرار داشت که من آنرا بصورت پیاده رو نمیدانستم . حالا
نمیدانستم بصورت سوار بر ماشین و ماشین رو بود یا مسیری برای رفتن هواپیما ولی
هر چه بود من دره ای زیبا به سمت شرق میدیدم که دو جاده یکی کف دره و یکی در
سینه کشی اطراف تقریباً بالای دره به سمت شرق بود . میدانستم پایان این دره و
جاده ها یک محل بالا تر از کف دره است که شاید جائی زیارتگاهی در آنجا قرار داشت
، یک صحنه از این دره و جاده های بالا و پائین آن به خوبی و به زیبائی یادم است
دیدم و میدانستم در پایان این دره یک مکان بالاتر از کف دره بصورت لبه دار محل
زیارتگاهی وجود دارد ، ضمناً میدانستم از هر دو مسیرپیچ واپیچ کف دره و بالائی
میشود به آن مکان زیارتگاهی رفت ، یک جا هم یادم است با کسانی بودم و زنانی
نزدیک و در اطرافم بودند ، شاید لبه جائی بلند نشسته بودیم و متوجه بودم زنی در
کنار من با من گرم گرفته ، او داشت خاطره ای از من را برایم میگفت ، من با تعریف
او به نظرم رسید خاطره او باید از شخصی دیگر باشد چون متوحه بودم صحنه تعریف شده
او را من به یاد ندارم . به نظرم او چیزی از لبه کلاه یا بِلت شلوار یا کمر بند
در حرفهایش بود که آنرا در رابطه با خاطره خودش از من میدانست ولی من چنین چیزی
یادم نبود . این زن با گرمی و محبت با من مشغول صحبت بود و من داشتم جذب او
میشدم ، در نظرم است ... بلند و ستبر شده بود و من تمام اینها را در رابطه با هم
میدانستم ، در اینجا به نظرم میرسد در لبه جائی نشسته بودیم که مکان ما میتوانست
یک مکان وسیع و بزرگ را شامل شود ، فعلاً با توجه به صحنه های قبلی خواب به نظرم
میرسد در اینجا مکان ما باید لبه ی همان مکان زیارتگاهی صحنه ی قبل در بالای آن
دره زیبا بوده باشد ، وقتی با این زن مشغول صحبت بودم و او داشت برایم از خاطره
خودش در رابطه با من میگفت زنها وکسان دیگری هم نزدیک و پیرامون من بودند ،
نمیدانم همین زن مشغول صحبت با من یا دیگری و دیگران را در رابطه با آهنگر و
فامیل های آهنگری میدانستم البته از فامیل های آهنگر ... ولی شخص آشنا و شناختی
در بین آنها ندیدم غیر از اینکه چیزی از آهنگری های ... در نظرم بود ، بهر صورت
خواب دیشب من نمادهای خیلی فراوانی داشت که یادم نیست . ♠
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : پایان دره و جاده ها : : محل زیارتگاهی
2.196 . ¶ . همانند و یکی بودن : لبه جائی بلند : : لبه مکان زیارتگاهی
2.196 . ¶ . همانند و یکی بودن : ماشین : : هواپیما / درخواب دره ای زیبا
جاده ماشین رو را مسیر رفتن هواپیما دانسته ام و در خواب معنی زمان 30/1/73 ضمن
اینکه خودم توی ماشین و توی جاده بوده ام دو کلاغ را توی هوا در پرواز در حالی
دیده ام که هر کدام دو تایر ماشین در منقار داشته اند و این میرساند که آن دو
کلاغ و تایر هایشان همان ماشین بوده اند 2.197 . ¶ . معانی و مفاهیم : محل زیارتگاهی : : محل زیارتگاهی در این خواب
به معنی مکانی برای دیدار و محلی برای رسیدن دوباره به هم بوده ، در اصل این محل
نقطه تماس پره پوس با قسمت بر جسته گلانس پنیس بوده 3.51. ¶ . من یا دیگران : من ماهیچه های صاف گلانس پنیس بوده ام : : در
بخشی از این خواب نوشته ام وقتی با این زن مشغول صحبت بودم و او داشت برایم از
خاطره خودش در رابطه با من میگفت زنها و کسان دیگری هم نزدیک و پیرامون من بودند
، نمیدانم همین زن مشغول صحبت با من یا دیگری و ... 16/2/77 - 6.32 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : دره ای زیبا به سمت شرق : : تناسلی مرد12.480 . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : دو جاده پیچ واپیچ به سمت شرق : : اعصاب
رسیده به پوست و فضا های غاری تناسلی . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : جاده پیاده رو در کف دره : : اعصاب رسیده به فضاهای غاری تناسلی . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : جاده ماشین رو در سینه کشی اطراف : : اعصاب رسیده به پوست تناسلی . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : پایان دره و جاده ها : : گلانس پنیس . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : محل زیارتگاهی : : گلانس پنیس . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : لبه جائی بلند : : قسمت بر جسته گلانس پنیس . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : مکان وسیع وبزرگ : : پوست گلانس پنیس . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : فامیل های آهنگری ... : : ماهیچه
های صاف پره پوس .
¶ . گفتمان خواب و بیداری : زن یا زنهائی نزدیک و پیرامون من : : ماهیچه های صاف پره پوس . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : سینه کشی اطراف دره : : پوست تناسلی . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : محل زیارتگاهی : : قسمت برجسته گلانس پنیس 12.484 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : فامیل های آهنگری : : پیامهای در ارتباط با ماهیچه ها 12.538 . ¶ . تفسیرها : - . ¶ . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در رابطه با فعالیت های حیاتی گلانس پنیس میباشد . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : دره ای زیبا در سمت شرق که دو جاده پیچ
واپیچ به سمت شرق داشت : : فضای درون گلانس پنیس به سمت نوک پنیس. ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : جاده پیاده رو در کف دره : : مسیر پیشابراه
به سمت نوک پنیس . ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : جاده در دامنه کوه های اطراف دره :
: تمام سطح "پوست غشاء" گلانس پنیس . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : کوه های اطراف : : برجستگی های پنیس . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : جاده در سینه کشی اطراف و تقریباً بالای دره به سمت شرق : : "پوست
غشاء" پنیس تماماً و حد فاصل فضای بین "پوست غشاء" تاپیشابراه . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : پایان این دره و جاده ها یک محل بالا تر از
کف دره : : "پوست غشاء" و نوک گلانس پنیس . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : کف دره : : پیشابراه . ¶ . همانند و یکی بودن : این خواب دره
ای زیبا ... 18/12/76 همانندی دارد با : : خوابهای کار سلول های خال سیاه 6/7/70
، انسان حیوان نما 7/7/76 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : یک مکان بالاتر
از کف دره بصورت لبه دار محل زیارتگاهی : : لبه ی "پوست غشاء" گلانس
پنیس و ختنه گاه . ¶ . همانند و یکی بودن : یک مکان بالاتر
از کف دره بصورت لبه دار محل زیارتگاهی : : همانندی دارد و یکی است با آن چیز
لاستیک مانند که من و آن کودک نزدیک به آخر آن سوار بودیم در خواب کار سلول های
خال ... 6/7/70 . ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : محل زیارتگاهی : : در این خواب لبه ی
"پوست غشاء" گلانس پنیس با "پوست غشاء" ختنه گاه . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : زیارتگاه : : مرز مشترک بین دو ذره ، دو
اتم ، دو مولکول ، دو ارگانل سلولی ، دو سلول ، دو ... . ¶ . من یا دیگران : یک جا هم یادم است با کسانی بودم و ... شاید لبه جائی
بلند نشسته بودیم : : من همان جای بلند و به عبارتی لبه برجسته گلانس پنیس در
محل ختنه گاه بوده ام . ¶ . تحقیق شود : متوجه بودم زنی در
کنار من با من گرم گرفته ، او داشت خاطره ای از من را برایم میگفت ، من با تعریف
او به نظرم رسید خاطره او باید از شخصی دیگر باشد چون متوحه بودم صحنه تعریف شده
اورا من به یاد ندارم ، ... ، ... ، در اینجا به نظرم میرسد در لبه جائی نشسته
بودیم که مکان ما میتوانست یک مکان وسیع و بزرگ را شامل شود : : با توجه به
ادامه داستان خواب زن یا زنهای اطراف من
پیامهای بیداری قبلاً بایگانی شده در میتوکندریهای گلانس پنیس بوده اند که در
دوران خواب rem
فعال شده در لبه گلانس پنیس تجمع کرده احساس یک نزدیکی جنسی بوجود آورده اند . ¶ . معانی و مفاهیم : در لبه جائی نشسته
بودیم که مکان ما میتوانست یک مکان وسیع و بزرگ را شامل شود : : لبه جائی ، لبه
ی بر جسته گلانس پنیس در محل ختنه گاه بوده که آن مکان وسیع و بزرگ "پوست
غشاء پنیس" را شامل میشده . ¶ . ذرات بنیادی/ معانی و
مفاهیم : دُرچه : : دُرچه در خوابهای من به معنی
دُرِ کوچک میباشد که نمادی است برای ذرات بنیادی موج و جاذبه یا زن و مرد . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : فامیل های آهنگری دُرچه : : زیر مجموعه
هائی از ذرات بنیادی موج و جاذبه انبار شده در میتو کندریهای ... با برنامه کاری
تبدیل پیامهای حرکتی حسی به پیامهای حسی حرکتی ، البته با توجه به شناخت بدست
آمده در یافته های خواب 12/6/76 با سؤال با توجه به مطالب زیر میخوابم . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : دُرچه : : سرهای کروی روی کریستاهای میتوکندری
.
¶ .
|
|||||||
۱۳۹۳ شهریور ۳۰, یکشنبه
دره ای زیبا به سمت شرق با دو جاده پیچ واپیچ
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر