2503
|
27/1/77
|
جمعیت هایی و گشتن دنبال شلوار
|
1
|
1
|
1387
|
||
♣ چکیده خواب : ساعت شش و سی دقیقه صبح . ... ، یادم است خواب دیدم توی
خانه ای بودم که اطاق های آن در سمت جنوب محوطه خانه بود . خانه خانه خیلی بزرگی
بود و فکر میکنم در سمت شمال محوطه خانه دیواری نبود . من اینطور یادم است که
میهمان بودم و جمعیت زیاد دیگری هم بود . یک جا متوجه شدم از همان سمت شمال ♀
همراه با ♂ و ♀ و بچه ها هم آمدند و به جمع
میهمانان اضافه شدند . من اول برایم مساله ای نبود ولی بعد به دلیل اینکه ♀
همراه ♂ آمده بود ناراحت شدم و تصمیم گرفتم شلوارم را بپوشم و از
آنجا بروم . در اینجا میدانم ... ، گشتن دنبال شلوار ، شلوار ورزشی با رنگ مشکی
و نوار سفید پایم بود ، شلوار طوسی که مارک توکیو دارد ، خانواده های ... ، ♂
پیشنهاد کرد شطرنج بزنیم ، یک نفر با مایو کپ خوابیده بود ، برای من خوابیدن
کنار دریا تداعی شد ، دریائی ندیدم ، دنبال دمپائی هایم میگشتم ،
|
|||||||
۱۳۹۳ شهریور ۳۰, یکشنبه
جمعیت هایی و گشتن دنبال شلوار
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر