2502
|
26/1/77
|
توی ایوان غربی شرقی فرش شده با
تخته سنگهای کوچک و ...
|
1
|
1
|
1386
|
||
♣ چکیده خواب : ساعت شش و بیست دقیقه صبح . دیشب خوابی دیدم ولی بلند
نشدم بنویسم . بعد یکی دوبار خواب و بیدار شدم و باز همان خواب در نظرم بود . یک
جا در نظرم است چیزی از حسن آقا ... و مادرش ♀
خواب دیدم و جائی دیگر یادم است توی اتاقی بودیم که دری کوچک سکودار در سمت شمال
غربی داشت .اینطور در نظرم است که فضای جلو در در این اطاق یک فضای طاق دار بود
. در نظرم است ما توی اتاقی بودیم و یادم است خواهرم توی اطاق بود . شاید مادرم
هم توی اتاق بوده ولی چیزی از مادرم یادم نیست . در صحنه ای یادم است ... ، توی
ایوان ، حالت هیجانی پر حرف ، توجهم به کف ایوان جلب بود ، تخت سنگ فرش شده کف
ایوان ،
|
|||||||
۱۳۹۳ شهریور ۳۰, یکشنبه
توی ایوان غربی شرقی فرش شده با تخته سنگهای کوچک و بزرگ
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر