2510
|
8/2/77
|
من توی فضای جلو در اطاق و حرارت
پریموس
|
1
|
1
|
1393
|
||
♣ تمام خواب : ساعت شش و بیست و چهار دقیقه صبح . دیشب خوابهائی بصورت
سریال و دنبال هم دیدم . صحنه های چندی خواب دیدم که یادم نیست . فقط یک صحنه به
یادم مانده . در اصل اینطور یادم است که یک جا در یک محوطه باز و یک بار در فضای
جلو در اتاقی بودم . در این فضای جلو در اتاق مثل اینکه توجهم به کلیدی بود که
نمیدانم مساله چی بود . شاید توی جیبم دنبال کلید میگشته ام و شاید کلید دستم
بوده و شاید هم موضوع کلیدی در رابطه با در آن اتاق بوده . مکان خواب برایم آشنا
نیست و وقتی هم از خواب بیدار شدم مکان برایم معلوم نبود . الان بعد از بیدار
شدن و کمی بیدار ماندن ( بودن ) یک در هزار میتوانم قبول کنم مکان من نزدیک به
اتاق منزل ... امینی در تیران بود که قبلاً دایزه ... توی آن بود . در اصل در
خواب دیشب اتاق مطرح شده سمت جنوب بود و من توی فضای جلو در اتاق جلو در بودم .
نمیدانم طاق آن فضای در اتاق کوتاه بود یا چگونه بود که میدانم من تمام فضای آن
در اطاق را پر کرده بودم حتی بالاتنه ام کمی خمیده بود و نوجهم بیشتر به میانه
فضای جلو در اطاق بود . چیزی ندیدم ولی در خواب اینطور احساس داشتم که چراغی
حرارتی مثلاً پریموس در میانه این فضا روشن است و من برای همین مثل اینکه خودم
را به دیوار آن فضای جلو در اتاق چسبانده بودم . یعنی میشود گفت با این کار و
عقب کشیدن خودم قصد داشته ام خودم را از حرارت پریموس دور کنم . من پریموس یا
چراغ حرارتی در فضای میانه جلو در اتاق ندیدم ولی مسائل را آنطور میدانستم و در
همین حال یادم است توجهم به کلیدی هم بود . در صورتی که یک در هزار بپذیرم مکان
من در اینجا همان خانه محمود امینی با کرایه نشینی دایزه ... در تیران بوده
میتوانم بگویم اتاق مزبور اتاق جنوبی نزدیک به مطبخ آنها بود که من در فضای جلو
در آن اتاق بودم . صحنه های قبل از این صحنه چیزی از مادرم یادم است که نمیدانم
چی بود . ♠
|
|||||||
۱۳۹۳ شهریور ۱۰, دوشنبه
من توی فضای جلو در اطاق و حرارت پریموس
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر