2564
|
17/6/77
|
جلو خانه سلمانی ها ، سقوط به چاه
|
1
|
1
|
1429
|
||
♣ چکیده خواب : ساعت شش و ده دقیقه صبح . از جائی مثل سمت دروازه هادی و
دکان سلمانی به طرف منزل بتول آمدم و از سرکوچه حمام خان رد شدم ، در اینجا
روبروی خانه سلمانی ها سمت شمال کوچه جلو خانه ای رسیدم ، یک جا میدانم با لباس
کامل بودم و یک جا میدانم شلوار و شورت پایم نبود و از پائین تنه لخت بودم ،
شاید این لخت بودن مال خوابهای قبلی ام بوده ، در این صحنه از خواب جائی مثل جلو
خانه سلمانی ها درب خانه ای در سمت شمال کوچه بود . مسائلی بود که من در اینجا
توقف کردم ، یک مورد این بود که با یک پسر و دختر جوانی برخورد کردم ، این دو
جوان پسر و دختر با تیپ و لباس غیر اسلامی
و مدی بودند ، خیلی با احترام و شاد با من برخورد کردند . نمیدانم چه مساله ای
بین ما بود که مشغول صحبت شدیم ، صحبت ما به دلایلی جنبه علمی و درسی داشت ولی
نمیدانم چی بود ، کنار دیوار شمالی کوچه ، صحنه ای دیگر یادم است توی همین منزل
روبروی منزل سلمانی ها در سمت شمال بودم و جمعیتی و مسائلی بود که یادم نیست ،
یک جا میخواستم بلند شوم بروم متوجه شدم جورابم نیست ، متوجه شدم کنار دیوار در
سمت شمال غربی یک دو چرخه است و دیدم کسی دو چرخه را بدست گرفت تا آنرا جلو ببرد
، کرسی ، رختخواب دور کرسی طرف غرب ، دوچرخه نبش لحاف و دیوار ، بسته جوراب ،
حرکت دوچرخه ، سقوط در چاه ، سرباز ، مساله و موردی در باره ... رئیس جمهور
یافته ها : . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
# این خواب تکمیل خواهد شد #
|
|||||||
۱۳۹۳ مرداد ۱۶, پنجشنبه
جلو خانه سلمانی ها ، سقوط به چاه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر