۱۳۹۳ مرداد ۱۶, پنجشنبه

جلو خانه سلمانی ها ، سقوط به چاه

2564
17/6/77
جلو خانه سلمانی ها ، سقوط به چاه

1
1

1429
چکیده خواب : ساعت شش و ده دقیقه صبح . از جائی مثل سمت دروازه هادی و دکان سلمانی به طرف منزل بتول آمدم و از سرکوچه حمام خان رد شدم ، در اینجا روبروی خانه سلمانی ها سمت شمال کوچه جلو خانه ای رسیدم ، یک جا میدانم با لباس کامل بودم و یک جا میدانم شلوار و شورت پایم نبود و از پائین تنه لخت بودم ، شاید این لخت بودن مال خوابهای قبلی ام بوده ، در این صحنه از خواب جائی مثل جلو خانه سلمانی ها درب خانه ای در سمت شمال کوچه بود . مسائلی بود که من در اینجا توقف کردم ، یک مورد این بود که با یک پسر و دختر جوانی برخورد کردم ، این دو جوان پسر و دختر با تیپ و لباس غیر  اسلامی و مدی بودند ، خیلی با احترام و شاد با من برخورد کردند . نمیدانم چه مساله ای بین ما بود که مشغول صحبت شدیم ، صحبت ما به دلایلی جنبه علمی و درسی داشت ولی نمیدانم چی بود ، کنار دیوار شمالی کوچه ، صحنه ای دیگر یادم است توی همین منزل روبروی منزل سلمانی ها در سمت شمال بودم و جمعیتی و مسائلی بود که یادم نیست ، یک جا میخواستم بلند شوم بروم متوجه شدم جورابم نیست ، متوجه شدم کنار دیوار در سمت شمال غربی یک دو چرخه است و دیدم کسی دو چرخه را بدست گرفت تا آنرا جلو ببرد ، کرسی ، رختخواب دور کرسی طرف غرب ، دوچرخه نبش لحاف و دیوار ، بسته جوراب ، حرکت دوچرخه ، سقوط در چاه ، سرباز ، مساله و موردی در باره ... رئیس جمهور
یافته ها : . . تفسیرها : - . .
# این خواب تکمیل خواهد شد #


هیچ نظری موجود نیست: