۱۳۹۳ مرداد ۱۲, یکشنبه

بردن میهمانان همسایه به خانه خودم

2577
11/8/77
بردن میهمانان همسایه به خانه خودم

1
1

1446
تمام خواب : ساعت پنج و چهل و پنج دقیقه صبح . در خواب دیشب جائی سید کریم و بعد سید محمد را با قیافه جوانی شان دیدم و موضوعات دیگری هم بود که یادم نیست . بعد از دیدن این صحنه مثل اینکه بیدار شدم و دوباره خوابم برد . در خواب دوم صحنه های زیادی خواب دیدم که یادم نیست . یک جا عده ای روستائی مرد دیدم آمده بودند دیدن همسایه ما . نمیدانم اول به من مراجعه کردند که با هم به منزلشان رفتیم یا خودشان مستقیماً به منزل همسایه رفتند و من همراه آنها بودم . متوجه شدم یکی از آنها میخواست به اطاقی توی منزل همسایه وارد شود که معلوم شد توی آن اطاق آخوندی هست و آنها مشغول کاری مثل دعا خواندن هستند . در اینجا یکی از زنان بالای سن توی اطاق به نمایندگی از بقیه بیرون آمد که با آن مهمانان حرف بزند ولی بقیه مشغول دعا خواندن و کار خود بودند . مثل اینکه آن زن به همان دلیل از من خواست مهمانهای آنها را به منزل خودم در همسایگی آنها ببرم . او پیشنهاد کرد آنها را توی اتاقی از منزلم بنشانم که دیوار آن با دیوار اتاقی از منزل آنها یکی و پشت اتاق آنها قرار دارد . مثل اینکه من با آن مهمانهای همسایه شروع به بیرون آمدن از خانه همسایه کردیم . چون اتاق پیشنهادی آن زن موکت فرش بود قصد داشتم آنها را توی اطاقی بنشانم که قالی توی آن پهن است ولی میدانستم اتاق قالی من دیوار به دیوار اتاق همسایه نیست . در اینجا اینطور در نظرم بود که اتاق دیوار به دیوار آنها با اتاق من در سمت جنوب اتاق من ، و اتاق من در سمت شمال اتاق آنهاست . ضمناً هنگام بر گشتن از خانه همسایه با قصد رفتن به خانه من ، دیدم یکی از آن مهمانان همسایه ظرفی زنبیل مانند دستش است که توی آن تعدادی شیشه شیر ( خالی ) است . همچنین دست دیگری چیزی دیگر دیدم . تقریباً میتوانم بگویم حیاط منزل و اتاق همسایه چیزی مثل خانه های دو اتاقی ما در روبروی فرودگاه بندر ماهشهر بود . در همین میان اینطور در نظرم بود که اتاقهای منزل من تیپ اتاقهای دفاتر پستی روستائی را دارد . بنظر من در خواب دیشب آن مردان مهمان را هم با چهره ای روستائی دیدم .  
یافته ها : . . تفسیرها : - . .

هیچ نظری موجود نیست: