2533
|
29/3/77
|
غش کردن دایزه ... ، نوشین در کنار
من
|
1
|
2
|
1407
|
||
♣ چکیده خواب : ساعت هفت و سی و هفت دقیقه صبح . خوابی طولانی دیدم که
یادم نیست . بطور پراکنده چیزهائی یادم است مینویسم . 1 : یک صحنه جائی بودم که
شاید حیاط خیلی بزرگ یک یک منزل بود و شاید هم جائی دیگر . این یادم است که با ♀ و
خانواده های در ارتباط با ♀ بودم و قرار بود جائی برویم
و کاری بکنیم . 2 : یک جا میخواستم به دستشوئی بروم ولی توالتی پیدا نمیکردم و
صحنه خواب مانند بعضی خوابهای دیگر بود که در جاهای مختلف دنبال دستشوئی میگردم
. 3 : یک جا متوجه شدم یک لحظه مدفوع زیادی از من خارج شد و توی شورت و شلوارم
ریخت . من در اینجا بیشتر دنبال توالت میگشتم . 4 : یک جا یادم است در محوطه ای
بودم و دایزه ... را دیدم که در کنار نزدیک او آفتابه ای مسی قد کوتاه و کُپُلی کوتاه
بود . مثل اینکه میخواستم از دایزه ... آفتابه بگیرم ولی او گفت ندارد و طوری
صحبت کرد که من بنظرم رسید دارد مرا راهنمائی میکند از جائی دیگر آفتابه بردارم
. در همین حال بود که آن آفتابه را نزدیک او دیدم و بعد متوجه شدم دایزه حالت غش
پیدا کرده و روی زمین دارای حرکاتی مثل غش کردن است . من متوجه شدم دایزه ... خودش
را به این حالت زده که آفتابه او را بر ندارم و میدانستم او دوست ندارد آفتابه
خودش را به کسی بدهد . 5 : در صحنه بودن در حیاط یک منزل ، ...
|
|||||||
۱۳۹۳ شهریور ۶, پنجشنبه
غش کردن دایزه ... ، نوشین در کنار من
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر