♣ چکیده خواب و یادداشت : ساعت هفت و پنجاه و سه دقیقه صبح . ♀ با
خط خودش برایم نوشت یک شب خواب دیدم در مدرسه سال اول ابتدائی بودم . آنوقت خانم
کلاس ما میخواست که جای من را در تیم والیبال به یکی دیگر بدهد . او میگفت که
باید با یکی از دوستانم که بازی او ضعیف است حتماً مسابقه بدهم و اگر او برد
باید در تیم بماند ( برود ) و من را بیرون کنند . من و او بازی میکردم که توپ
بیرون مدرسه رفت . من پی توپ دویدم و همین موقع باران گرفت و من ابتدای کوچه تنگ
و تاریک بودم . آخر کوچه بسیار مه آلود بود ، توپ را از ترسم برداشتم و دویدم
وقتی که به مدرسه رسیدم هیچکس در مدرسه نبود . هنوز باران میآمد . من به سالن
رفتم و خانم کلاسمان را دیدم که میخواهد یک امتحان از من بگیرد . تعجب کرده بودم
نمیدانستم که چرا معلمان دیگر پشت به من بودند و صورتشان را به به دیوار کرده
بودند . من از اینکه معلم به من گفت که ♀ تو از تیم
بیرون رفتی و دوستت سمیرا ... جای تو است . از گفته های او ناراحت شدم و شروع به
گریه کردم که ناگاه از خواب پریدم .
تفسیر و توضیحات : ...
اولین نتیجه گیری من این است که رفتن توپ به بیرون مدرسه و رفتن ♀
دنبال آن همان بیرون کردن ♀ بوده . 2 : فعلاً نمیدانم
معنی ♀ چیست ولی ...
# این خواب و یادداشت تکمیل خواهد
شد #
|
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر