۱۳۹۳ شهریور ۸, شنبه

غدیر یعنی چه ، معنی غدیر چیست

2514
25/2/77
غدیر یعنی چه ، معنی غدیر چیست
×
1
1  

1397
تمام خواب : ساعت شش و سی و چهار دقیقه صبح . دیشب چند بار خواب و بیدار شدم . یک بار بعد از بیدارشدن یادم آمد سؤالی کرده ام و روی آن فکر کردم . دیدم سؤال من در باره غدیر و معنی غدیر است ، دوباره خوابم برد و فعلاً اینطور یادم است که جائی مثل جلو خانه و توی کوچه آنها بودم . یادم است توجهم به کوچه و خانه روبروی خانه بود . متوجه بودم خانه روبروئی آنطرف کوچه نوسازی شده . من در خواب میدانستم باید آن خانه هنگام نوسازی عقب نشینی میکرده ولی میدیدم عقب نشینی او خیلی کم است و باید بیشتر عقب نشینی میکرد . در صحنه ای یادم است من جلو در منزل ... یا کنار دیوار منزل آنها بودم و توجهم به دیوار نوساز آنطرف کوچه ( سمت جنوب ) و عقب نشینی آن جلب بود . از روی آثار کف کوچه ، پای دیوار نوساز و دیوار آجری نوساز متوجه بودم چیزی عقب نشینی نکرده و وقتی بیشتر دقت کردم دیدم یک وجب کمی بیشتر عقب نشینی کرده . من فکر میکردم او عقب نشینی نکرده و کاری دیگر نمیشود کرد ولی یادم است کسی کنار سمت راست من بود و او اینطور میگفت که میشود از آنها خواست عقب نشینی کنند . من به دلیل نوساز بودن چنین فکری نداشتم و فکر میکردم او عقب نشینی نکرده ( کم کرده ) و کاری دیگر نمیشود کرد ، ولی شخص کنار سمت راست من اعتقاد داشت که میشود به او مجوز نداد ( احیاناً منظور او مجوز بهره برداری بود ) اما من فکر میکردم در آنصورت باید این خانه نوساز خراب شود که در ذهنم اینرا بعید میدانستم . در هر صورت من توجهم به یک دیوار آجری در آنطرف کوچه ... در سمت جنوب ، حد فاصل آن دیوار با کف کوچه و کوچه جلب بود . در این فکر بودم که باید آنها عقب نشینی میکردند و نکرده اند . وقتی بیشتر توجه کردم دیدم کمی بیشراز یک وجب عقب نشینی کرده . حتی در خواب یادم است توجهم به آثار عقب نشینی در کف کوچه ( کوچه سیمانی ) جلب شد و در همان حال که سمت شمال کوچه ایستاده بودم فاصله عقب نشینی شده را از روی آثار کف کوچه تخمین زدم . در ذهنم این فاصله را با وجب اندازه گیری کردم . اول متوجه شدم یک وجب باید باشد ولی بعد دیدم بیش از یک وجب عقب نشینی شده . در شرایطی هم مثل اینکه توجهم به خانه های سمت شمال و دیوار شمالی کوچه جلب شد . از همان محل ایستادنم دیدم دیوار شمال همان دیوار سابق است . به ذهنم رسید اینها هنوز نوسازی نکرده اند و دیوار همان دیوار قدیمی است که عقب نشینی نشده و باید بعداً عقب نشینی کنند . در اینجا مسیر نگاهم به سمت بالای کوچه بود یک جا هم مثل اینکه از همان نقطه نگاهم به سمت پائین کوچه بود و احیاناً توجهم به سقاخانه یا محل سقاخانه جلب شد ولی مسائل آن یادم نیست . یک جا هم در بین صحبتها چیزی از اورولوژیست به ذهنم رسید یا مطرح شد که یادم نیست چی بود . کلاً خواب من صحنه های دیگری هم داشت ولی یادم نیست . الان که بیدارم کلمه فیزیوتراپیست در ذهنم است ولی یادم نیست در خواب چنین کلمه ای به ذهنم رسیده باشد . الان میدانم در حرفهای ما توی خواب یا در ذهن خودم کلمه اورولوژیست بود . کلاً وقتی به سمت جنوب نگاه میکردم آن دیوار مقابل ما در آنطرف کوچه و عقب نشینی آن مساله و بحث ما بود ، وقتی هم به سمت بالای کوچه نگاه میکردم آن شخص سمت راستی من و دیوارهای طرف شمال کوچه ( طرف خودم ) مورد توجهم بود . یک بار هم که یادم است به سمت پائین کوچه نگاه کردم ، نقطه ای مانند سقاخانه و احیاناً پیچ داشتن کوچه در آن نقطه در توجهم بود .
یافته ها : . . گفتمان خواب و بیداری : اورولوژیست : : مثانه 12.496 . . گفتمان خواب و بیداری : فیزیوتراپیست : : ماهیچه های در رابطه با مثانه . . 
# یافته های این خواب تکمیل خواهد شد #


هیچ نظری موجود نیست: