♣ چکیده یادداشت : ساعت دوازده و سه دقیقه شب . یکی دوسه روز است خیلی کم
حالت گیجی و عدم کنترل دارم . البته ... . بهر صورت این دو سه روز اصلاً کلمه ای
ننوشته و مطالعه نکرده ام . الان هم به دلیل آمدن یک فکر به ذهنم و یک شناخت مهم
جدید بهتر دیدم شروع به نوشتن این یادداشت کنم . 1 : در تاریخ 22/2/78 خوابی
دیدم با عنوان کوچه استاد عابد شمال تیران . در این خواب کودکی بصورت لخت مادر
زاد روی دستهای من در بغل من بوده و من در تفسیر این خواب در همان یادداشت متوجه
شده ام این کودک نمادی بوده برای چشمهای من . و دستهای من نمادی بوده برای
ماهیچه های مایل بالائی و مایل پائینی چشم . ضمناً متوجه شده ام نگاه من در نگاه
کودک نمادی بوده برای چهار ماهیچه کناری و پائین و بالائی . 2 : لخت بودن کودک
در این خواب مرا یاد خواب کار رشته های عدسی چشم تاریخ 15/10/70 انداخت که
میدانم خوابی است در رابطه با چشم . در این مرحله بنظرم رسید لخت بودن من در
خواب کار رشته های عدسی میتواند همین لخت بودن کودک در خواب 22/2/78 باشد و این
کودک همان خود من در خواب کار رشته های عدسی چشم باشد که لخت مادرزاد بودم . 3 :
با روی هم ریختن این دو خواب نتیجه گرفتم لخت بودن و پوشش نداشتن در خواب
میتواند به معنی و مفهوم این باشد که در آن لحظه از خواب شخص یا نماد لخت سمبلی
برای غشاء و پوست آن بافت یا سلول مطرح شده باشد . برای مثال اگر بپذیرم خود من
در خواب کار رشته های عدسی ...
#. این یادداشت تکمیل خواهد شد #
|
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر