۱۳۹۳ تیر ۳۰, دوشنبه

کار پرده های مغز : نرم شامه ، عنکبوتیه ، سخت شامه .

2697
6/3/81
کار پرده های مغز : نرم شامه ، عنکبوتیه ، سخت شامه ...
×
1
1

1505
تمام خواب : دیشب خوابی دیدم ولی زیاد روشن و بیاد ماندنی نبود . خواب من طولانی بود اما چیزی از آن یادم نیست . یک صحنه اینطور یادم است که در ماهشهر بودم ، جائی در بین لین های غربی طرف فرودگاه که نام آنها لین های m  بود . شاید بتوان گفت از جائی مثل محدوده منزل در حال آمدن به سمت شرق از توی پیاده رو کنار جوی های سیمانی بین لین ها بودم . حرکت من به سمت شرق در فکر رسیدن به جائی و سوار شدن برای رفتن به جائی بودم . اینطور در ذهنم هست که دیگری یا دیگرانی نیز به همان صورت حرکت من در حال آمدن به سمت شرق هستند ، گاهی خودم را همراه آنها و گاهی آنها را در حال رفتن از بین لین منازل سمت راست خودم و میدانستم مقصد ما یکی و ما و آنها به آن مقصد میرسیم . یک صحنه یادم است حرکت من در پیاده رو بصورت قدم بر داشتن نبود بلکه بصورت لیز خوردن بود ، در حال لیز خوردن روی زمین در حال رفتن بودم . در اصل میشود گفت حرکت من یک حرکت یک نواخت لیز خوردن بود و حالت پا بر داشتن و قطع و حرکت نبود . در این صحنه یادم است کمی بالاتر از زمین توجهم به زمین و مسائل آن در سمت چپم جلوتر جلب شد و متوجه روی زمین شدم . یادم آمد باید در کنار سمت چپ این پیاده رو و من یک جوی سیمانی و آنطرف جوی نیز پیاده رو باشد اما اول دیدم جوئی سیمانی نیست ولی زمین خاکی معمولی با گیاهانی در آن سمت چپ من و آنطرف آن احیاناً پیاده رو وجود دارد اما وقتی بیشتر دقت کردم متوجه شدم جوی سیمانی سابق هنوز وجود دارد ولی لبه های آن خاکریزی وکاشته شده ، به عبارتی لبه های جوی سیمانی تا مقداری پائین تر آن زیر خاک رفته بود اما این خاک خاک خالص نبود بلکه خاکی کاشته شده و خاک کشاورزی شده بود ، البته لبه خاک در سمت جوی سیمانی و داخل جوی خاک معمولی بود ولی بالای خاک و در ادامه به سمت چپ که سمت شمال بود خاک کشاورزی و کاشته شده بود . بهر ترتیب میدانستم این پیاده رو و جوی سیمانی و احیاناً پیاده روسمت چپ جوی در اطراف تمام لین های منازل هست و میدانستم دیگر یا دیگرانی نیز احیاناً با مینی بوس از مسیری دیگر در همین پیاده رو و اطراف منازل در حال رفتن و نهایت رسیدن به هم در جائی دیگر هستیم . الان اینطور به ذهنم رسید که حرکت دیگر یادیگران با مینی بوس باید خیلی دور از من نبوده باشد بلکه مسیر آنها باید پیاده رو آنطرف لین باشد که من در سمت شمال آن در حال حرکت از سمت غرب به سمت شرق هستم . در اصل شاید بتوان گفت حرکت من و آنها از غرب لین به سمت شرق بصورتی بوده که من به سمت چپ لین و آنها به سمت راست لین رفته اند و بعد در آنطرف لین دوباره به هم میرسیده ایم و شاید دوباره این کار تکرار میشده ، الان به ذهنم میرسد اینطور در نظرم هست که باید مینی بوس مطرح شده مینی بوس ( برادر ) بوده باشد هر چند من مینی بوسی ندیدم فقط میدانستم دیگر یا دیگرانی احیاناً با مینی بوس به همان صورت من در حال حرکت به سمت شرق لین های منازل غرب ماهشهر هستیم . فکر میکنم پیاده رو و جوی سیمانی بغل آن بصورت تعریف شده جائی مثل جنوب لین باشد که با ( ) نشسته بودیم . به این ترتیب در زمان توجه به پیاده رو و جوی سیمانی و آنطرف جوی باید لین فوق در سمت چپ من یعنی در سمت شمال ما باشد . هر چند حرکت من به سمت جلو قدم بر داشتن نبود ولی حرکتی بود که میشود آنرا لیز خوردن یا حرکت یکنواخت به سمت جلو دانست از آنجا که نگاهم به جلو و جوی سیمانی ، نگاهی از بالا به پائین بود میتوانم حدس بزنم حرکت من به سمت جلو نیز چیزی مثل حرکت مینی بوس به سمت جلو بوده .
تفسیر خواب : ساعت نُه و چهل و هفت دقیقه صبح . صبح تا حالا بیشتر روی خواب دیشب فکر کرده ام نکاتی به ذهنم رسیده که بهتر دیدم در اینجا یادداشت شود . الف : در یاد داشت این خواب آنجا که به تشریح پیاده رو و محل عبور خودم و جوی سیمانی سمت چپ آن و کاشته شده های سمت چپ جوی تماماً در سمت شمال رسیدم مانده بودم سبزه ها و گیاهان آنطرف جوی سیمانی را چگونه تشریح کنم زیرا از سوئی میدانستم آنها کاشته شده نبود و از سوئی میدانستم آنها گیاهان کاشته شده بودند . الان به این نتیجه رسیدم که علفها و گیاهان خاصی از آن مجموعه خود رو و گیاهانی مثل درختچه ها کاشته شده بودند . ب : دیشب قبل از خواب به کتاب سیبا مراجعه کردم و توجه زیادی به عکسهای صفحه 54 و 55 آن کتاب کردم متوجه شدم پرده نرم شامه درست بر روی قشر منتشر مغز ، روی نرم شامه عنکبوتیه ، و روی عنکبوتیه سخت شامه در سه لایه قرار دارد . یکی سه لایه بودن سخت شامه مورد توجهم  قرار گرفت یکی عنکبوتیه . در رابطه با عنکبوتیه توجهم به وریدهای گردش خون مغز در این لایه جلب شد یکی هم موضوع شکل لایه که بصورت عنکبوت مطرح شده ، برای دانستن این موضوع که آیا واقعاً عنکبوت به معنی آراکنوئید است به فرهنگ فشرده فارسی به انگلیسی آریانپور مراجعه کردم دیدم درست است وآراکنوئید همان عنکبوت است .
بهر صورت بعد از آن افکار شبانه و دیدن خواب دیشب فعلاً در حال رسیدن به نتایج زیر هستم . 1 - خواب دیده شده دیشب در پاسخ به افکار من و کلاً داستانی در رابطه با پرده های مغز است . 2 - پیاده رو محل عبور من در کنار جوی سیمانی و پیاده رو آنطرف جوی بصورت کشت وزرع خود رو و کاشته شده و کلاً مسائل خواب دیشب در رابطه با پرده های مغز بوده .   به این ترتیب ماهشهردر خواب دیشب من سمبلی بوده برای پرده های مغز . الف :   اول به این دلیل که ماه  در خوابها سمبلی برای موجودی در آسمان است و آنجا که بالاترین قشر مغز و حتی بالاتر از آن در خوابهای ما میتواند آسمان باشد پس ماه در آسمان میتواند سمبلی برای جایگاهی در آسمان باشد و چون آسمان در خوابها مغز و قشر منتشر مغز شناخته شده پس بالاتر از آن نیز میتواند آسمان باشد . به این ترتیب ماه در آسمان میتواند سمبلی برای پرده های مغز در بالاتر از قشر منتشر مغز باشد . ب : شهر در خوابهای ما نشانه بیداری و روستا نشانه خواب یا نیمه بیداری است ، از طرفی ماه نشانه شب و خواب است  به این ترتیب ماهشهر نشانه خواب در بیداری یا بیداری در خواب است که این هر دو میتواند سمبلی برای مراحل نیمه خواب و نیمه بیداری یا دوران خواب rem  و دیدن رؤیا باشد . ج : دیروز توجهم زیاد به این مساله جلب شده بود که شاید پرده های مغز جایگاه و محل بایگانی شدن افکار دوران خواب یا رؤیاها باشد ، این را دیشب در اول این یادداشت نوشتم .   الان با توجه به خواب دیده شده میتوانم بپذیرم شناخت من صحیح بوده و پرده های مغز جایگاهی برای انبار شدن خوابها و رؤیاهای ما باشد . توجه شود در تفسیر خواب چهار راه تاریخ 27/4/68 نیز متوجه شده بودم فضای وارد شده در آن در پایان خواب را محلی برای بایگانی شدن رؤیاها دانسته ام و اکنون میتوانم بپذیرم آن فضا چیزی جز پرده های مغز نبوده . دال : با شناخت فعلی میتوانم بپذیرم جوی سیمانی و دو پیاده رو اینطرف آنطرف آن بصورت تشریح شده سمبلی بوده برای عنکبوتیه و لین های منازل ماهشهر سمبلی برای دو غشاء سخت شامه و نرم شامه بوده . دال : 1 جوی سیمانی سمبلی بوده برای سرخ رگ و سیاهرگهای عنکبوتیه با توجه به اینکه اولاً دیشب توجهم به این رگها در عنکبوتیه جلب شد دوماً این جوی های سیمانی در واقعیت بیداری مسیر فاضلاب خانه ها در زمان بودن ما در ماهشهر بود اما در خواب دیشب بدلیل گیاهان خود رو و کاشته شده در سمت شمال آن وحتی در ظاهر دیدن آن در خواب میتوانسته جوی آب برای کشاورزی باشد . از آنجا که آن جوی ها نقش فاضلاب و دادن حیات داشته میتوانسته سمبلی برای رگهای خونی عنکبوتیه باشد با این بر داشت که سیاهرگها مسیر فاضلاب و سرخرگها مسیر رساندن آب و دادن حیات باشند . دال : 2 - جنوب در خوابهای ما به معنی بیرون و بیرونی ترین بخش از درون است . در این خواب اگر ما رگهای خونی موجود در عنکبوتیه را حد واسط و میانه این پرده از پرده های مغز بدانیم پیاده رو در سمت جنوب آن بخش بیرونی این لایه در تماس با سخت شامه و پیاده رو قسمت شمال آن بخش درونی این لایه در تماس با نرم شامه خواهد بود . دال : 3 - به این ترتیب لین های منازل در سمت جنوب و شمال پرده های سخت شامه و نرم شامه بوده است . اما از آنجا  که لین ها تشکیل شده از خانه ها و خانه ها محل اجتماع و زندگی خانواده هاست میتوان به نتیجه رسید و پذیرفت که نرم شامه و سخت شامه از پرده های مغز محل انبار شدن و بایگانی شدن رؤیا ها باشد . دال : 4 - شاید به جرآت بتوان گفت و پذیرفت که نرم شامه بخش درونی پرده های مغز محل بایگانی شدن رؤیاها آمده از سیستم اعصاب به مغز برای مثال از طریق راه و هسته های حسی حرکتی عصب سه قلو در مسیر مزانسفال به بالای مغز - و سخت شامه یا بخش بیرونی پرده های مغز محل بایگانی شدن رؤیاها آمده از پوست مستقیم به پرده های مغز برای مثال شاخه گوشی عصب واگوس انتقال دهنده پیامهای حسی حرکتی لاله گوش به پرده های مغز - باشند . ساعت یازده سی دقیقه صبح . مثل اینکه این خواب و یادداشت ول کن ما نیست . بعداز مطالب بالا و دانستن این موضوع که پرده های مغز جایگاه بایگانی شدن و انبار شدن رؤیا هاست اکنون این فکر در مغز من خطور کرده که پرده های مغز میتواند پردازشگر و تصمیم گیرنده افکار و تصمیمات بیداری ما در رابطه با مسائل پیرامونی و عکس العمل تصمیمات بخشهای خود آگاه  ما در بیداری باشد . به این ترتیب تصمیمات ما در بیداری برای توجه به پیرامون  یا عکس العمل در برابر پیرامون و قصد ما برای برداشت از انبار های فکری مغز جهت تصمیم گیری میباید در پرده های مغز گرفته شود و انجام عمل یا عکس العمل نیز در همین بخش طرح ریزی شود .  نتیجه اینکه پرده های مغز در اجرا و تصمیم گیری صفحه کلید ورود به مغز خواهند بود .
یافته ها : . . تفسیرها : - . . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در پاسخ به سؤال است . . گفتمان خواب و بیداری : ماهشهر : : پرده های مغز . . گفتمان خواب و بیداری : لین های m : : پرده های مغز . . گفتمان خواب و بیداری : جوی سیمانی : : عنکبوتیه . . گفتمان خواب و بیداری : پیاده رو- بصورت لیز خوردن : : نرم شامه . . گفتمان خواب و بیداری : خاک ریزی و کاشته شده لبه جوی سیمانی : : سخت شامه در تماس با عنکبوتیه . . گفتمان خواب و بیداری : خاک ریزی و کاشته شده : : دو لایه مجزای پرده ی سخت شامه . . گفتمان خواب و بیداری : مینی بوس : : پرده ی نرم شامه مغز . . اولین ها / گفتمان خواب و بیداری : حرکت من بصورت لیز خوردن روی زمین : : من جریان خون سرخ رگهای پرده عنکبوتیه مغز بوده ام - الان توجهم به این خواب و یادداشت شناخت آن جلب شد تصمیم گرفتم کامل این خواب و یادداشت را در اینجا تایپ کنم ، ضمناً برای اولین بار متوجه معنی و مفهوم لیز خوردن روی زمین در خواب شدم . 17/9/90 . .

هیچ نظری موجود نیست: