۱۴۰۰ خرداد ۱۹, چهارشنبه

 

60

    21/4/68

کار کروموزوم شماره یک از گروه a

  2

  3

    41

تمام خواب اول : ساعت پنج صبح . اَلآن از خواب بیدار شدم . ... بنظرم میآید توی یک شهر بودم و یک وسیله نقلیه را داشتم میراندم ، نمیدانم آن چه نوع اتومبیلی بود . فقط همین میدانستم که سوار بر ماشین بودم و یوسف .... پسر سید هم همراهم بود . به یک مسافرخانه رفتیم و میخواستیم آنجا بمانیم . من و ماشین را ندیدم ولی عملی که انجام میدادم اینطور بود . از یک پیچ خیابان آسفالت به سمت راست پیچیدم . بعد به سمت چپ رفتم . موقع ورود به خیابان اتومبیل های دیگری که آنها را دیدم و سواری بودند از جلو من توی خیابان اصلی رد میشدند . من در اینجا ترمز نکردم و رد شدم ، با آنها تصادف نکردم اما منتظر بودم تصادف کنم . خلاصه به مسافرخانه یا هتل رسیدم که این زمان و فاصله خیلی کوتاه بود . صحنه بعدی که یادم است توی مسافرخانه بودیم ، که البته من حس میکنم آنجا بودیم در صورتیکه من از ساختمان و وضع چیزی یادم نیست . کنار یک راهرو و در یک محل بالاتر از زمین داشتم خاطرات یوسف را میخواندم که نوشته بود چه‌کار کرده‌ ایم  و کجا رفته‌ایم . در همین حال مثل اینکه آمد . منهم میخواستم وسایل همراهان را جمع کنم و حرکت کنم که متوجه شدم یک مجموعه خوشه انگور در دستم است . اینطور فهمیدم که یوسف خاطراتش را روی انگور نوشته بود ، در صورتیکه من وقتی خاطرات او را میخواندم انگور ندیدم . در اینجا من ناراحت شدم که چرا خاطرات او را خوانده ام . صحنه های دیگرهم بود که یادم نیست .

تمام خواب دوم : ساعت هشت و نیم صبح . بعد از بیدار شدن و نوشتن خواب قبلی دو باره به خواب رفتم . خواب دیدم توی یک اتاقی من و بودیم . داشتم به او ور میرفتم و به صورت و سینه اش بوسه میزدم . ترس داشتم کسی بیاید و حساب کرده بودم در منزل قفل است و کسی هم کلید ندارد . دو سه بار میخواستم او را روی زمین بخوابانم و بیشتر بازی کنم ، ولی هنوز ایستاده بودیم که یک مرتبه و یک نفر دیگر توی در اتاق پیدایشان شد . او را ول کردم و به طرف در اتاق رفتم . با آمدند توی اتاق و من با شورت از در اتاق بیرون رفتم که چیزی بپوشم ، ولی دو دل بودم که آیا آنها ما را در حال ماچ و بوسه دیده اند یا نه . در مورد هم همین فکر را میکردم ولی حتم داشتم آنها ندیده اند . پیش خود گفتم به میگویم من جلو همه شورت میپوشم و جلو او هم برایم مهم نیست شورت بپوشم .

صحنه بعدی از در منزل بیرون آمدم و از توی کوچه به در دوم آن منزل رفتم دیدم یک کلید داخل یک قفل است و قفل به دیوار آویزان . فهمیدم این همان کلیدی است که داشته و من نمیدانستم . بعد چند زن و مرد آنجا بودند و نمیدانم کی بودند . من کمی به در ور رفتم . البته درب آن یک درب معمولی نبود و نمیتوانم آنرا تشریح کنم . یک صحنه دیگر در آنجا دیدم که وقتی درب را بستم و داخل منزل شدم به دیوار یک چیزی بود که نمیدانم چراغ بود یا لوله آب برای حمام کردن . اما شکل چراغ های فلور سنت توی خیابانها و خیلی کوچکتر بود . مثل اینکه توی دیوار جاسازی شده بود . من آنرا از لولای آن تا کردم و مثل یک چراغ آویزان کردم ولی درست نایستاد . من دوباره سر جایش پس زدم . بعد یک سیم برق بود که از دیوار در آمده بود ، من به آنهم ور رفتم تا سر جایش گذاشتم . بعد یک صحنه هم همانجا چند زن را دیدم که یکی از آنها هیکل بزرگی داشت و خودش را نیمه لخت کرده بود . من اول او را میشناختم ولی بعد که به او و چهره اش توجه کردم نشناختم .

بعد جائی بودم که منتظری ... به من گفت آنجا را دیدی . گفتم کجا را ، او اشاره کرد و من به دیوار یک آگهی فوت دیدم . او گفت موحدی و من اینطور برداشت کردم که پدر بصیرت ... فوت شده ، چهره پدر بصیرت در خواب بنظرم جور خاصی بود . بصورت آگهی های بیداری به دیوار نبود و بقیه اش را من فکرکردم . یعنی فکر کردم موحدی فوت شده و این موحدی پدر بصیرت است . در خواب هرچه فکر کردم اسم بصیرت یا بهجت بنظرم بیاید نیامد ولی میدانستم منظور پدر است . اما پدری که از در خواب بیاد داشتم این پدر اصلی او که در بیداری بیاد دارم نبود . بعد یادم هست کلیدی را که از توی قفل در آورده بودم نگاه کردم و دندانه هایش را دیدم یکنواخت بود ، پیش خودم گفتم مواظب باشم یادم نرود این کلید که دندانه هایش صاف است مال درب این منزل است و با دیگر کلید ها قاتی نشود .

توضیحات :

1 - اتاقی که اول توی آن بودیم و آمد مثل اتاقی بود که در منزل پدرم توی آن بودم و درب آن توی ایوان باز میشد . منتها خیلی بزرگتر و طاق و چشمه ای . / 2 - فضای خانه ای که از درب اول آن بیرون آمدم مانند فضای خانه ای بود که چند بار دیگر هم خواب آنرا دیده ام . / 3 - از درب اول تا درب دوم کوچه پیچ داشت تا به درب دومی رسید. 4 / - منظره درب دومی یک فضای جلو داشت با طاق منحنی و بعد منظره درب مثل درب های زندان میله ای بود و یک قسمت آن بصورت لولائی باز و بسته و روی زمین قفل میشد . کلید با وجودی که کلیدی بود مانند قفل هائی که اکنون در منزل خودم هست ولی توی یک قفل و قفل به دیوار آویزان بود . 5 - این اتفاقات بنظرم غروب و شب اتفاق افتاد . / 6 - اول که با توی اتاق بودم و به او ور میرفتم اینطور بود که بقیه جائی رفته اند که بعد ما هم باید برویم. / 7 - این خواب خیلی طولانی و سریال بود ، فقط یک دوربین فیلم برداری کم داشت .

/////////////////////////////////////////////

شرح و بیان این خواب و تاریخ تفسیرهای انجام‌شده :

// 26/4/68 - 27/4/68  - //

// گفتمان این خواب حرکت اسپرم به سمت تخمک مادری و انجام عمل لقاح بوده. //

/////////////////////////////////////////////

نمادهای مطرح‌شده در خواب، و معانی و مفاهیم آنها در مراحل اول :

الف :

ب :

// 22/5/71 / در خواب کار کروموزوم شماره یک من می‌دانستم یوسف در سمت راست من است در حالی که او را ندیده‌ام، در آن شرایط من اسپرماتوزوئید در حال حرکت به طرف اووول بوده‌ام و یوسف باید همان من و تحمک باشد که در اینجا من یعنی اسپرماتوزوئید یوسف یا گم شده تخمک و تخمک یوسف یا گم شده ی من معنی میدهد. در اصل یوسف در اینجا به معنی ی گمشده ای است که پیدا میشود. 3.1 .

// 2/6/71 / مطرح شده در خواب دوم دیشب با سؤال کار کروموزوم شماره یک ... جانشین یوسف مطرح شده در خواب اول شده. این موضوع در خواب معنی یوسف به خوبی نمایانده شده. 2.3 .

// 16/4/73 / صبح وقتی از تیران به اداره میآمدم توی ماشین یاد خواب کار کروموزوم شماره یک افتادم و متوجه شدم در آن خواب چراغ فلورسنت دیده شده توی خواب شکلاً مانند اسپرماتوزوئید بوده و از آنجا که در تفسیرهای متعدد چراغ فلورسنت را اسپرماتوزوئید دانسته‌ام بهتر دیدم این موضوع در این یادداشت نوشته شود. 12.8 .

// 11/12/73 / اکنون برایم اثبات شده آگهی فوت پدر بصیرت ... بر روی دیوار همان اسپرماتوزوئید است و چون قبلاً دانسته بودم در خواب کار کروموزوم شماره یک 21/4/68 چراغ فلورسنت روی دیوار اسپر ماتوزوئید است نتیجه میشود آگهی فوت پدر بصیرت ... روی دیوار هم همان چراغ فلورسنت تصویر شده است. 2.54 .

// 11/12/73 / با توجه به شناخت‌های امروز در رابطه با خواب کار آکروموزوم شماره یک 21/4/68 و خواب 24/12/69 با عنوان عکاسی و فیلم عکاسی ی ظاهر شده دارای عکس و خط برایم اثبات شده آگهی فوت پدر بصیرت ... بر روی دیوار همان چراغ فلورسنت روی دیوار و در اصل اسپر ماتوزوئید قرار گرفته در درون دیوار است که احیاناً بعداً بیرون انداخته شده. 12.30 .

// 11/12/73 / با توجه به خواب کار کروموزوم شماره یک 21/4/68 و یافته‌های من در رابطه با این خواب، پدر بصیرت موحدی نماد اسپرماتوزوئید وارد شده به سلول تخم بوده. 12.30 .

// 14/12/73 / در خواب کار کروموزوم شماره یک 21/4/68 وقتی از توی اتاقی با شورت بیرون آمدم و توی کوچه رفتم. در اصل وارد غشاء سلول تخم اولیه وجودی ی خودم شده ام و فصد ترمیم این غشاء را به دلیل پارگی غشاء بر اثر ورود اسپرماتوزوئید به داخل سلول تخم داشته ام. 12.33 .

// 17/12/73 / در خواب کار کروموزوم شماره یک 21/4/68 ناهید همان کلید دیده شده در صحنه ای از خواب بوده.

// 17/12/73 / در خواب کار کروموزوم شماره یک 21/4/68 وقتی با یوسف سوار ماشین بوده توی خیابانی میرفتم کروموزوم شماره یک هسته ی سلول اسپرماتوزوئید بوده ام که به سمت تخمک مادری ی خود میرفته ام 6.9 .

// 13/2/74 / با توجه به یادداشت 10/2/74 تفسیر خواب کار میتوکندری و بخش خارجی ی سلول مخروطی 30/11/73 و خواب کار کروموزوم شماره یک تاریخ 21/4/68 شهر و مسافرخانه میتوانند در شرایطی جای هم قرار گیرند. 2.62 .

// 13/2/74 / با توجه به یادداشت 10/2/74 تفسیر خواب کار میتوکندری و بخش خارجی سلول مخروطی 30/11/73 و خواب کار کروموزوم شماره یک 21/4/68 کلمه آویزان در خواب های من به معنی ی داشتن یک حالت نامتعادل است، 3.23 .

// 5/11/74 / در خواب کار کروموروم شماره یک تاریخ 21/4/68 بعد از ورود به مسافرخانه و دیدن خوشه انگور در دستم و خواندن خاطرات یوسف از روی آن من سلول تخم و دست من اسپرماتوزوئید وارد شده به سلول تخم بوده. 6.13 .

// 5/11/74 / با توجه به شناختهای دیشب تا الان و خواب معنی ی انگور 30/6/72 خوشه انگور در خواب کار زوج کروموزوم شماره یک21/4/68 نمادی بوده برای اسپرماتوزویید وارد شده به تخمک. 12.118 .

// 5/11/74 / با توجه به این شناخت که خوشه انگور در خواب کار زوج کروموزوم شماره یک 21/4/68 نمادی است برای اسپرماتوزوئید یوسف دیده شده در مقابلم که همان انگور دیده شده در دستم بوده میتواند نمادی باشد برای اسپرماتوزوئید. 12.118 .

// 6/11/74 / با توجه به این شناخت که اشیاء یا اجسام توی دست ما ، در خواب میتواند با نمادی دیگر در مقابل دید ما ظاهر شود . و به دلیل دیدن یوسف بعد از توجه به خوشه انگور در دستم ، یوسف همان خوشه انگور بوده، و چون خوشه انگور نمادی برای اسپرماتوزوئید است یوسف می‌تواند اسپرماتوزوئید باشد. 5.46 .

// 6/11/74 / به عبارتی این نظر قبلی من که نوشته ام در این خواب هنگام رفتن با یوسف به سمت مسافرخانه همراه اسپرماتوزوئید بوده ام نظر درستی است - 5.46 . 128 .

 // 29/11/74 / با توجه به یکی بودن نمادهای منتظری با یوسفی و خوشه انگور، و اسپرماتوزوئید بودن این نمادها میتوان پذیرفت در خواب دوم کار زوج کروموزوم شماره یک منتظری همان چراغ فلورسنت و در اصل اسپرماتوزوئید آمده در خواب بوده. 2.86 .

// 3/12/91 / در این خواب وسیله نقلیه همان اسپرماتوزوئید بوده.

// 3/12/91 / در این خواب، من زمان توی یک شهر بودن و راندن یک وسیله نقلیه، کروموزوم شماره یک هسته اسپرماتوزوئید پدری همراه با دیگر کروموزوها و اندامکها در حرکت به سمت سلول تخم مادری برای لقاح در رحم مادر جهت شکل گیری نوزادی خود بوده‌ام.

// 4/12/91 / امروز متوجه این مورد شدم که خاطرات به روز شده یِ دوران حیات و زندگی روزانه در میتوکندریها بایگانی سپس از راه سلول تخم و اسپر ماتوزوئید به نسلهای بعد انتقال می یابد.

در حاشیه / 4/12/91 / هرچند قبلاً از تلویزیون ماهواره ای فارسی وان فیلم همسان را دیده بودم اما با پخش مجدد ، دوباره بعضی مواقع تکرار آنرا میدیدم ، تا پریروزکه شکایت به دادگاه رفته بود مشخص شود چه کسی میتواند قانوناً پدر و مادر دانییِل باشد . در صحنه ای گفته شد مادر دانییِل آزمایش dna پلاسما بدهد و توضیح داده شد پلاسما یکی از ترکیبات خون است و اگر انجام شود قسمتی از سلول بنام میتوکندری توی آزمایش دیده میشود ، اما از آنجا که این میتوکندریها از طریق مادری که آن کودک را زائیده منتقل و هیچ خواص ارثی انتقال نمیده ، و میتوکندری های خون لوکاس و دانییِل هم با هم فرق دارند معلوم میشود « دورا » مادر قانونی دانییِل است . با شنیدن این مطالب توجه من به آن جلب شد و یاد خوابهای کارکروموزوم شماره یک از گروه a 21/4/68 و شیشه شراب 5/5/72 افتادم و متوجه مسائل جدیدی شدم از جمله اینکه خوشه انگور درخوابهای من نمادی برای میتوکندری است . همچنین با توجه به داستان و معانی و مفاهیم خواب کارکروموزوم شماره یک، خاطرات به روز شده یِ دوران حیات و زندگی روزانه در میتوکندریها بایگانی سپس از راه سلول تخم و اسپر ماتوزوئید به نسلهای بعد انتقال می یابد.

// 4/12/92/ جمله‌ی چه‌کار کرده‌ایم و کجا رفته‌ایم که در خواب به ذهن من رسیده می‌تواند کوتاهترین تعریف برای خاطره‌های مطرح شده در خواب باشد.

//20/4/93 / مدتی است متوجه شده‌ام کار سیتوپلاسم تخمک آماده‌ی لقاح کاری مانند مغزمیانی در بدن پرسلولی و سانترومر در کروموزوم ها است.

// 20/4/93 / تا کنون به این نتیجه رسیده ام هر جا در خواب های من رنگ زرد یا نمادهائی با رنگ زرد دیده ام آن رنگ و نماد در رابطه با ماده وراثتی dna می باشد مانند خوشه یِ انگور در خواب 21/4/68  با سؤال کار کروموزوم شماره یک که آنرا نماد میتوکندری های اسپر ماتوزوئید دانسته ام ، یا پیراهن زرد قشنگ شهناز و انگور و برگهای زرد قشنگ انگور در خواب کار زبان تاریخ 25/8/68 که نمادهائی بوده برای مینای دندان و میتوکندری های لبها و دهان.

// 28/6/93 / به نتیجه رسیده ام سیتوپلاسم هر سلول مغزمیانی ی آن سلول است.

// 27/10/93 / متوجه شده ام پلاسمای خون به رنگ زرد کار مغزمیانی جریان خون را به عهده دارد. به عبارتی پلاسمای خون افق رویداد جریان خون است.

// 28/10/95 / مدت های زیادی است متوجه شده ام یکی دیگر از اعمال و کارهای گردش خون کاری مانند کار سیستم اعصاب است اما دلیلی برای آن نداشتم، تا امروز که اطلاعات بیشتری از کار پرده‌های مغز و ارتباطات آنها با گردش خون پیدا کردم و به یاد dna موجود در پلاسمای خون افتادم که حاوی رشته های انرژی یا ریسمان ها از نوع پروتون‌هاست. نتیجه این که به نظرم رسیده dna موجود در پلاسمای خون به مانند سیستم اعصاب عمل کرده پیام رسان بین گیرنده‌های حسی پیرامون مخصوصاً پنیس با پرده‌های مغز و بالعکس است.

من در این خواب اسپرماتوزوئید در حال حرکت به سمت اوول بوده ام.

/////////////////////////////////////////////

تغییرات و یافته‌های جدید :

// 6/10/98 / اکنون در حال مطالعه روی خواب « کار کروموزوم شماره یک از گروه a » تاریخ 21/4/68 بودم که به یک نکته جالب و اساسی رسیدم و آن این است که در این خواب انگور به‌صورت (عَن+گور) بامعنی ی (پَسماند + انبارشده) می‌باشد که همان خاطرات مطرح‌شده در این خواب است.

// 5/11/98 / در این خواب یوسف با معنی و مفهوم گم شده ای که پیدا میشود. بصیرت با معنی آگاهی، بینایی، بینش، نهانبینی، هوشیاری و ... . و موحدی با معنی و مفهوم یکتاپرستی. یگانه پرستی. اعتقاد به وجود خدای یگانه مطرح شده اند.   

// 5/11/98 / در اولین خواب آن شب خود من نماد خاطرات یوسف و یوسف نماد اسپرماتوزوئید پدری ی من در حال رسیدن به تخمک مادریم بوده که به‌صورت مسافرخانه مطرح‌شده.  

// 5/11/98 / در گذشته ها که تاریخ آن یادم نیست یک بار توجهم به معنی چراغ فلورسنت جلب شده بود و فهمیده بودم منظورِ خواب چراغ با نور مهتابی است و اکنون نیز این تجربه را تکرار کردم.

// 5/11/98 / با توجه به گفتمان خواب اول و دوم و بخش پایانی خواب. چراغ فلورسنت روی دیوار همان آگهی فوت پدر بصیرت ... و در اصل همان خود من و یوسف حسینی بوده که به سمت مسافرخانه که تخمک مادریم بوده می‌رفتیم.   

// 5/11/98 / با توجه به اینکه متوجه شده ام در خوابهای ما ماه نماد ریزدانه های الکترون متراکم پرده ی عنکبوتی ی در فضای گنجه مانند سینوس ساژیتال فوقانی مغز میباشد، میباید چراغ فلورسنت مطرح شده در این خواب جمع آن ریزدانه‌های الکترون متراکم با ماهیت نطفه های خدای هستی در جایگاه فرضی ی سینوس ساژیتال فوقانی ی اسپر ماتوزوئید بوده باشد.

// 5/11/98 / ریزدانه‌هایی که حاوی ی اطلاعات ساختاری و بنیادی ی آباء و اجدادی ی من بوده و در این خواب به‌صورت خاطرات یوسف مطرح شده. خاطراتی که به صورت بصیرت با معنی (آگاهی، بینایی، بینش، نهانبینی، هوشیاری و ... . و موحدی با معنی و مفهوم (یکتاپرستی. یگانه پرستی. اعتقاد به وجود خدای یگانه) نمایانده شده.

در حاشیه : / 6/10/98 / اکنون در حال مطالعه روی خواب « کار کروموزوم شماره یک از گروه a » تاریخ 21/4/68/ بودم که به یک نکته جالب و اساسی رسیدم و آن این است که در این خواب انگور به‌صورت (عَن+گور) بامعنی ی (پَسماند+انبارشده) می‌باشد که همان خاطرات مطرح‌شده در این خواب است.

/////////////////////////////////////////////

مطالب انتقال داده‌شده از پایان‌نامه ...

تعداد دیگری از همانندی‌های مطرح‌شده در خواب‌هایم که زبان گفتمان درونی ی من بوده‌اند :

هیچ نظری موجود نیست: