|
174 |
4/8/68 |
حسینی و آیت الله منتظری |
1 |
1 |
88 |
|
♣ تمام خواب : خواب های پراکنده ای دیدم . یکی اینکه از راه پله ای رفتم
پائین جلو یک در که فکر میکردم درِ یک توالت باشد آیت الله منتظری نشسته بود .
من نزدیک رفتم و با او دست دادم ، فکر کردم او منتظر است دستش را ببوسم ولی این
کار را نکردم . فکرکردم در رابطه با برداشتهایم از خوابها با او صحبت کنم ولی
نکردم . یک انگشتر بزرگ هم در انگشتش بود . بعد مثل اینکه رفتم و خوابهای دیگری
هم دیدم که یادم است عده ای در یک محوطه جمع بودند و آقای حسینی راننده مان را
دیدم که همراه دیگران بدنبال برنامه ای بودند ولی چیزی نمیگفتند . فکر کردم آنها
مردم نجف آباد هستند که دارند برنامه ریزی میکنند آیت الله منتظری را از جلو
توالت بیاورند چون زشت است آنجا نشسته باشد و فکر کردم کم کم مردم نجف آباد
کارهائی خواهند کرد . ♠ افکار و رفتارهای قبل از خواب : سؤال های زیادی مانند کار سلول
های آندوتلیال قرنیه به نظرم رسید مطرح کنم و بخوابم ولی بهتر دیدم بدون سؤال
بخوابم . یافته ها : . ¶ . معانی : آیت الله منتظری : : در این خواب آیت الله
منتظری را دم در توالت در انتظار دیده ام این انتظار همان معنی اسم اوست 3.4 . ¶ . تفسیرها : - . ¶ . |
|||||
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر