۱۴۰۰ خرداد ۱۲, چهارشنبه

 

164

27/7/68

کار سلول‌های کپسول عدسی چشم چیست

×

1

1

 

84

تمام خواب : ساعت سه و ده دقیقه بعد از نیمه شب . اکنون خوابی دیدم که از ترس بیدار شدم . قبل از اینکه خواب ببینم بیدار شدم و دیدم تا آنوقت خواب ندیده ام . به بیرون نگاه کردم به نظرم نزدیکی های صبح بود . تعجب کردم چرا خواب ندیده ام . دو باره خوابم برد و خواب دیدم در یک جا هستم و کسانی هم بودند . در کوچه ای راه میرفتم ولی یادم نیست چی بود ، هوا نیز روشن و معمولی بود . بعد وارد خانه ای شدم که فکر میکردم خانه اولی است که قرار بوده اجاره کنم و داشتم میآمدم داخل آن . تصمیم داشتم همین خانه را اجاره کنم ولی تنها بودم و کسی با من نبود . از کوچه بغل اتاق های سمت غرب آن خانه وارد شدم . پس از اینکه به سمت چپ پیچیدم توی حیاط ، دَم در ورودی حیاط یک شیر آب بود . مثل اینکه آفتابه ای از شیر آب کردم و بلند شدم . منظره اتاقی را که در سمت شمال و مدل قدیمی طاق و چشمه ای بود نگاه کردم و وارد اتاق شدم . یک اتاق طاق چشمه ای که یادم هست حد فاصل طاق و دیوار روبرو را دیدم . فکر کردم باوجودیکه دیوار سالمی ندارد ولی یک پرده بزنم قشنگ میشود و دیوار روبرو را میپوشاند . و باز فکر کردم چوب پرده ام برای کوبیدن به دیوار مناسب است و درست به اینطرف و آنطرف دیوار میرسد . بعد به صندوق خانه نگاه کردم دیدم یک اتاق دیگر هم پشت این اتاق است . بعد از آن یک درِ مشبک چوبی ( که شبکه های آن درشت بود ) باز به دیوار مقابل و پشت آن یک حیاط دوم بود و نور (آفتاب افتاده به دیوار ) را آنجا دیدم . فکر کردم در آن اتاق هم میشود زندگی کرد ، چون نور از حیاط دوم که در سمت شمال بود به آن میتابد . وارد آن شدم و بعد مثل اینکه از راه پله ای در سمت راست بالا رفتم وارد اتاق دیگری در سمت راست شدم که میدانستم بالاتر از این اتاق دومی پائینی است . این اتاق تاریک و خاک آلود و تار عنکبوت گرفته بود . به دیواره شمالی اتاق نگاه کردم باز یک اتاق دیگر در پشت این اتاق که با دربی مشبک به حیاط شمالی باز میشد و نور پیدا بود دیدم . یک جاهم توی دیوار شمالی که فکر میکنم سمت راست آن درب بود و حالت تاریک و عنکبوت گرفته داشت یک گربه سیاه بزرگتر از یک سگ خشکیده بود ، خشک شدن او اینطور بود که از روبرو دستها و پاهایش به طرفین باز بود و پستی بلندی های بدنش را احساس کردم و دیدم شکمش بزرگتر از سینه اش است . این گربه مثل این بود که او را توی دیوار کار گذاشته باشند . گربه با منظره ای وحشتناک خشکیده بود . در این حال سمت راست خودم یک گربه کوچک آبی رنگ که چمباتمه زده بود دیدم . بنظرم سالم آمد ولی دور او تار عنکبوت بود . من نمیدانستم با دستم یا با چیزی دیگر به او زدم . او کمی سر خودش و چشمانش را تکان داد و من حس کردم او زنده است ولی از جایش تکان نخورد . من دو باره به او زدم باز فهمیدم زنده است ولی حرکت نکرد . زنده بودن او را غیر از حرکت دادن به سر و چشم و گردن خودش تقریباً حس کردم ولی باز دیدم که اطراف او تار عنکبوت گرفته . من تصمیم به برگشتن گرفتم و آمدم از راه پله ای که بالا رفته بودم برگردم اما پله ای نبود و یک سوراخ کف اتاق در جائی که باید پله باشد بود ، من میخواستم از این سوراخ پائین بیایم و به اتاق اولی و حیاط برگردم ولی چیزی به زمین گیر میکرد ومن نمیتوانستم وارد سوراخ شوم  همین موضوع یعنی نتوانستن به رفتن پائین از سوراخ باعث ترس بیشتر من شد . و وقتی دقت کردم حس کردم آفتابه ای که آب کرده بودم و به شانه ام آویزان است به زمین گیر میکند و من نمیتوانم وارد سوراخ شوم . دو سه بار خودم را بالا کشیدم و دو باره پائین آمدم که آفتابه وارد سوراخ شود و من بیایم پائین ولی نشد و از ترس بیدار شدم . ساعت سه و چهل و پنج دقیقه شب .  

خلاصه مطالب : / 1 - از کوچه بغل اتاق ها و پیچیدن سمت چپ وارد حیاط منزل شدم . / 2 - قبل از ورود به خانه میدانستم که این خانه اولی است که میخواهم اجاره کنم و میخواستم ببینم چه جوری است اگر نشد خانه دومی را اجاره کنم . / 3 -  قبل از آن صحنه هائی دیده بودم که مربوط به همین خواب میشد. / 4 - دَم در ورودی یک شیر آب بود و میدانم از آن آب برداشتم ولی شیری و آفتابه ای ندیدم فقط میدانم آب بر داشتم . / 5 - داخل اتاق بالای در صندوق خانه کاملاً حد فاصل طاق و دیوار و هلالی و قدیمی بودن آنرا دیدم . / 6 - روشنی اتاق در حد متعارف بود . / 7 - پشت این اتاق اتاق دیگری را دیدم و قبول کردم که میشود در اتاق دوم هم زندگی کرد . / 8 - در همین جا یک در مشبک که شبکه های آن بزرگ بود در پشت اتاق دیدم و حس کردم بعد از آن یک اتاق دوم هست . / 9 - آن حیاط را من روشن تر دیدم و این دو اتاق تاریکی معمولی خودشان را داشتند . / 10 - از سمت راست اتاق دوم رفتم بالا داخل اتاق ی دیگر ولی راه پله ای یادم نیست بوده باشد . / 11- داخل آن اتاق بالائی دو گربه ای را که شرح دادم دیدم . / 12 - آن اتاق هم یک اتاق دیگر پشتش بود و دری مشبک درست به حیاط شمالی داشت . / 13 - سوراخی که میخواستم از آن برگردم پائین دایره مانند بود . / 14 - حس کردم آن چیزی را که آب کرده ام و به کولم است به زمین گیر میکند و نمیگذارد من داخل سوراخ شوم .

توضیحات و یافته‌ها : ... ، فکر میکنم خواب من در رابطه با سؤالم باشد . چون در کتاب خواندم کپسول عدسی حالت ارتجاعی زیادی دارد. / فکر میکنم فاصله بین این حیات و حیات دوم ضخامت کپسول و اتاق ها فضای خالی درون کپسول باشد که باعث میشود کپسول حالت ارتجاعی داشته باشد. / در خواب چند روز پیش هم ( خواب 14/7/68 با موضوع رودخانه و تپه و دو گربه )  که بود و توی رودخانه راه میرفتم یک غار با دو گربه دیدم. / آن غار باید یکی از غارهای همین کپسول عدسی باشد که من امشب آنرا بصورت اتاق برای اجاره دیدم. ساعت چهار و پنج دقیقه صبح . .. ، / بزرگنمائی مغز ما : با دیدن این خواب و اینکه قطر کپسول عدسی چشم بین 10 تا 20 میکرو متر میباشد ( حساب کردم بزرگنمائی مغز ما در این خواب بین یک تا ... برابر میباشد ) .  

یافته‌ها : . . همانند و یکی بودن : آفتاب : : گربه 2.23 . . معانی و مفاهیم : گربه آبی : : در یک صحنه گربه سیاه بزرگ خشک شده ای توی دیوار دیده ام و در یک صحنه گربه آبی رنگی که کمی حرکت داشت و در تار عنکبوت هائی گرفتار بود و باز در صحنه ای آفتابه ای آب ، به نظر من این سه صحنه یکی و هر کدام تکمیل کننده معنی دیگری است . به نظر من گربه آبی رنگ همان آب موجود در آفتابه و آفتابه همان گربه سیاه خشک شده توی دیوار بوده که باتوجه به معنی کلمه آبی در خواب های من گربه آبی به معنی گربه ای است که آب است 31/4/73 - 3.16 . . من یا دیگران : : من در زمان گیر کردن توی دیوار گربه خشک شده توی دیوار بوده ام 4.1 . . من یا دیگران : : من آفتابه آب بوده ام 4.2 . . معانی و مفاهیم : : معنی ترس در خواب : : ترس در خواب گذشتن از مرحله ای به مرحله ای دیگر یا عوض شدن و دیگر شدن است 6/3/72 - 11.7 . . گفتمان خواب و بیداری : گربه خشک شده توی دیوار : : روح و سیستم مردانه کپسول عدسی چشم . . گفتمان خواب و بیداری : گربه خشک شده توی دیوار : : حالت الاستیک خشک شده کپسول عدسی چشم 12.40 . . گفتمان خواب و بیداری : درب مشبک چوبی : : کلاژن نوع 1V و گلیکو پروتئین بی شکل 12.57 . . گفتمان خواب و بیداری : گربه : : فضاهای خالی و هیچ کپسول عدسی چشم 12.82 . . پزشکی : پیرچشمی وکار کپسول عدسی چشم در جهت شکل دادن به عدسی برای تمرکز بر روی اشیاء دور و نزدیک : : با تفسیر خواب کار کپسول عدسی چشم این شناخت برایم پیدا شده که این کپسول دارای حالت ارتجاعی اسفنجی است و این حالت باعث شکل دادن به عدسی برای تمرکز روی اشیاء دور ونزدیک میشود . به نظر من پیر چشمی نتیجه از بین رفتن یا کم شدن این حالت به دلیل تماس امواج مادون قرمز نور خورشید با کپسول عدسی چشم است 29/4/73 - 16.2 . . پزشکی : جریان نور باعث خشکی کپسول عدسی چشم و پیرچشمی میشود 19/6/74 - 16.8 . . تفسیرها : 24/6/70 - 28/2/71 -21/4/71 - . . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در پاسخ به سؤال و در رابطه با کار کپسول عدسی چشم است . . همانند و یکی بودن : گربه سیاه خشک شده توی دیوار : : خود من گیر کرده توی سوراخ سقف . . گفتمان خواب و بیداری : سوراخ توی سقف : : راه یا هر مسیر عصبی دیگر در راستای رسیدن به بخش‌های بالای مغز - 21/7/89 . . گفتمان خواب و بیداری : گربه سیاه خشک شده توی دیوار در این خواب : : پیام‌های حرکتی حسی فریز شده و از حرکت باز ایستاده کپسول عدسی چشم 21/7/89 . . گفتمان خواب و بیداری : تار عنکبوت : : مدارِ ارتباطاتی سمپاتیک عدسی چشم با پرده عنکبوتیه مغز 7/12/92 . . گفتمان خواب و بیداری : تار عنکبوت : : فیبرهای سمپاتیک 7/12/92 . . گفتمان خواب و بیداری : آفتابه آب : : نوترون کوانتوم نور 22/2/97 . . همانند و یکی بودن : دیوار و تار عنکبوت : : در این خواب دیوار همان تار عنکبوت و تار عنکبوت همان دیوار بوده 5/3/97 . . گفتمان خواب و بیداری / من یا دیگران : در این خواب من در تمامیت وجود فوتون‌های نور با دو بخش پروتون‌ها و نوترون‌ها بوده‌ام که با نماد گربه و آفتابه‌یِ آب مطرح‌شده، پروتون‌ها گربه، و نوترون‌ها آفتابه‌ آب، و هردو خود من که فوتون‌های نور باشد بوده‌ام. مَنی که در جای دیگری از این خواب به‌صورت گربه‌یِ آبی مطرح‌شده‌ام.  14/3/97 . . گفتمان خواب و بیداری / گربه‌یِ آبی و آفتابه آب : : امروز متوجه شدم در این خواب گربه‌یِ آبی همان آفتابه‌یِ آب و در اصل این هر دو نماد پروتون‌های کوانتوم نور که سفید چاله‌اند بوده. 23/3/97 / این یافته در تاریخ 12/3/1400 به‌روز گردید.. .



   84


هیچ نظری موجود نیست: