|
114 |
5/6/68 |
کار بخش اول سلول استوانه ای شبکیه |
1 |
1 |
65 |
|
♣ تمام خواب : ساعت دو و ده دقیقه شب . خواب دیدم در یک محلی بودم که
جمعیت زیادی از آشنایان بودند ، مثل اینکه عروسی یا جشنی بود . یک جا ♂ ♀ را دیدم داشت دست نماز میگرفت .
یک جا ♂ ... و یک جا ♀ ... را دیدم . یک جا ♂ را با خانواده اش دیدم مثل اینکه
داشتند وارد عروسی یا جشنی میشدند . دیدم آنها دو عدد نان دارند که لای آن پنیر
بود . مثل اینکه من نانها را گرفتم و مثل اینکه یک یا چند نفر دیگر شروع به
گرفتن از من کردند ، یک نفر با حالت مسخره گفت این و یا گفت اینها یخنی است . من
میخواستم ♂ نفهمد که آن شخص میگوید
اینها یخنی است . بنظر من مثل اینکه نان و پنیر را میگفت یخنی ولی وقتی من نگاه کردم
نفهمیدم پنیر است یا چیز دیگر . بهر صورت آن چیزی که من به عنوان دو عدد نان از ♂ گرفته بودم کم شده بود و داشت
کمتر میشد . ضمناً مثل اینکه یک عده مثل ♀ و ♂
و بقیه را در یک جا دیدم و ♂
را با خانواده اش در جائی پشت محل اولی . توضیح : مدتی است .. . ♠ یافتهها : . ¶ . همانند و یکی بودن : نان و پنیر لای آن : : یخنی
2.205 .
¶ . تفسیرها
: - . ¶ . |
|||||
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر