|
255 |
22/10/68 |
چه کسی همراه زلیخا است |
1 |
1 |
141 |
|
♣ تمام خواب : ساعت شش صبح . در جائی بودم که میتوان یک مغازه یا یک
بازار یا یک اطاق فرض کرد ، مثل اینکه خیاطی میکردم یا میخواستم بکنم ، مثل
اینکه چیزی میخواستم برای یک زن و یک جوان بدوزم و اینطور به نظرم آمد شوهر آن
زن آقای لقمانی دوست من است و آن جوان هم پسرش، و من نمیدانم به آنها گفتم یا
میدانستم که شوهر آن زن یعنی لقمانی ( مجید ) فوت شده و یکی دو سال است که فوت
شده . ♠ نکات : 1
- حقیقت در بیداری به این صورت است که خانم آقای لقمانی یکی دو سال پیش فوت کرده
و خودش تا آنجا که سراغ دارم زنده است. 2
- آن زن وآن جوان هیچکدام چهره و قیافه اصلی زن و فرزندان حقیقی آقای لقمانی را
در خواب نداشتند و دیگری بودند . 3
- دیشب قبل از خوابیدن یادداشتی در رابطه با آقای صابری که قبلاً استاد خیاطی من
در ماهشهر بود نوشتم . یافته ها : . ¶ . تفسیرها
: - . ¶ . |
|||||
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر