|
280
|
12/11/68
|
احساس پشیمانی چگونه احساسی است
|
×
|
1
|
2
|
|
157
|
|
♣ تمام خواب : اولین
خوابی که دیدم این بود که در یک بیابان بودم، زمین پر از برف بود و من تنها بودم.
نمیدانم چهکار میکردم و چه برنامهای داشتم ولی میدانم
توی بیابانی پر از برف بودم. اتفاقاتی افتاد که یادم نیست. بعد خوابهای زیادی
دیدم. مشخصاً یادم است در رابطه با سؤال خواب دیدم توی منزلی بودم و جمعیتی که
همه تیرانی بودند، نمیدانم دیدن خواهرم یا دیدن پسر عمویم میآمدند و این جمعیت
به ترتیب زیادتر میشدند. بهصورت خلاصه مینویسم : 1 - عدهای دیدن ♀ یا پسر عمویم میآمدند.
2 - یکجا جمعیت کم و یکجا زیاد بود. 3 - صحنههایی دیدم که یکجا چند نفر ایستاده
و صحنههایی که یک یا چند نفر نشسته بودند. 4 - میدانم با میوه پذیرایی نمیشدند
و من ناراحت بودم چرا میوه برای پذیرایی نیست . 5 - یکجا مقداری پرتقال کنار اتاق بود که میدانستم آنها کم است و برای کسی هم نمیآوردند،
من فکر میکردم آنها را برای اشخاص بخصوص گذاشتهاند. 6 - مثل اینکه من آنها را
راهنمایی میکردم بروند بنشینند. 7 - یکجا مثل اینکه چیزی روی زمین ریخته بود
ومن میخواستم مواظب باشم روی آن راه نروند. 8 - آنچه در رابطه با سؤال دیشب من
بود این صحنه بود که یک زن چادری جوان را که پشتش به من بود داشتم راهنمایی میکردم
بنشیند. شاید منظورم این بود توی آن چیزی که روی زمین ریخته بود پا نگذارم. اما
او مثل آدمهای دودل نمیرفت بنشیند. من چون میخواستم او بنشیند از پشت با دو
دستم دو بازوی او را گرفتم. منظورم این بود که او برود بنشیند. چون پشتش به من
بود و من فکر میکردم آشناست. دریک لحظه نمیدانم او را بهطرف خودم کشیدم یا او
خودش را به عقب آورد و در بغل من قرار گرفت. در اینجا چهره او را دیدم و دیدم
آشنا نیست (چهرهای بین چهره ♀ زن ♂ و ♀ زن ♂ داداش ♂ ) و من از این حرکت
خودم بی اتدازه ناراحت و پشیمان شدم. 9 - صحنه بعد یادم است که ♀ ... میخواست موضوع
را توجیه کند و داشت برای آن زن اتفاقاتی را تعریف میکرد که دیگران انجام داده
بودند. اینطور میخواست موضوع را توجیه کند که این حرکت من در مقابل کار آنها
خیلی کوچک است. ولی با وجود این من ناراحت بودم از اتفاقی که افتاده بود و فکر
میکردم چرا این کار را کردم. 10 - بعد دیدم که نمیدانم در همان مکان اتفاق
افتاد یا جایی دیگر ولی بیشتر در همان فضا و ساختمان بود، به این صورت که♀ را دیدم خوابیده و حرفی
میزد که یادم نیست چی میگفت.11 - چهرهیِ آن زن وقتی از پشت در بغل من قرار گرفت
و من از سمت راست او به چهرهاش نگاه کردم قیافهاش را شاد و خوشحال دیدم. 12 -
یک صحنه هم اطراف اتاق چند نفر تیرانی را دیدم که درخوب یادم
بود ولی اَلآن یادم نیست اما همه تیپ هایی بودند که با ♀ و ... رابطه دارند.
یک صحنه هم ♂ داداش ♂ را دیدم که دیدن من
آمده بود . ♠
یافتهها : . ¶ . احساس حس شده در خواب : احساس ناراحتی / احساس پشیمانی : : در این خواب من
بازوی زنی را از پشت گرفتهام و بعد او خودش را توی بغل من انداخته. در این صحنه
از خواب من بیاندازه ناراحت و پشیمان شدهام11/7/71 - 7.2 . ¶ . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در پاسخ به سؤال است چون در مرحلهیِ دیدن خواب احساس پشیمانی کردهام . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : بیایان : : پوست بدن 14/10/90 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : برف : : پیامهای بیداری غیر فعال در میتوکندریهای پوست بدن . ¶ . همانند و یکی بودن : ♂ : : ♂ . ¶ . گفتمان خواب
و بیداری : ♂ : : سرهای کروی روی کریستاهای میتوکندری در ناحیه پوست سینه و پستانها در
زمان خواب. ¶ . گفتمان خواب
و بیداری :♂ : : سرهای کروی روی کریستاهای میتوکندری ناحیه پوست سینه و پستانها در
زمان دیدن رؤیا و بیداری. ¶ . معانی و مفاهیم : : عدهای دیدن ♀ یا ... میآمدند :
دیدن هردو میآمدهاند . ¶ . معانی و مفاهیم / گفتمان
خواب و بیداری : توی منزلی بودم و جمعیتی که همه تیرانی بودند : : توی مغز میانی بودهام و جمعیت
تیرانی پیامهای بیداری بخشی از پوست بدن آمده به مغز میانی در دوران خواب remبوده . ¶ . گفتمان خواب و بیداری
: جمعیت : : پیامهای بیداری
آمده از بالای مغز و پوست . ¶ . معانی و مفاهیم :
یکجا جمعیت کم و یکجا زیاد بود : : کم و زیاد بودن اطلاعات وارد شده به بخشهای مختلف
مغز میانی . ¶ . معانی و مفاهیم : یکجا چند نفر ایستاده و یکجا چند نفر نشسته :
: شرایط فعال و غیر فعال بودن پیامهای بیداری وارد شده به مغز میانی . ¶ . معانی و مفاهیم :
یک جا مثل اینکه چیزی روی زمین ریخته بود و من میخواستم مواظب باشم روی آن راه
نروند : : آن چیز (برای مثال توت ریخته شده روی زمین) میتواند میتوکندریهای
بخشهایی از پوست بوده باشد که در آن لحظه (یعنی زمان دیدن رؤیا) من که بخشی از مغز میانی بودهام جلوگیری کننده آمدن بخشهایی از پیامهای
بیداری به بخشهای خاصی از پوست بودهام . ¶ . گفتمان خواب و بیداری
: روی زمین : : رویِ و یا درونِ
پوست . ¶ . معانی و مفاهیم : توی آن چیزی که روی زمین ریخته بود پا نگذارم
: : با توی میتوکندریهای پوست بدن ارتباطی نداشته باشم . ¶ . همانند و یکی بودن : ♀ زن ♂ : : پروانه هلیکوپتری که ♂ در خواب 29/2/76 با سؤال پیراهن یعنیچه،
سوار آن بود . ¶ . معانی و مفاهیم : ♀ : در لغت به
معنی ... ، و نیز نرگس و نرگس مست و نرگس جادو در اصطلاح شعرا، و کنایه از چشم
معشوق است . ¶ . گفتمان خواب
و بیداری : ♂ : : میتوکندریهای پوست صورت، تحقیفاً میتوکندریهای درم پوست صورت . ¶ . معانی و مفاهیم / گفتمان خواب و بیداری :♀ زن ♂ داداش ♂ : : اطلاعات بیداری مربوط به بخش بالایی
پوست صورت که چشمها نیز در آن بخش است ارسال شده یا در حال ارسال از بخش تحتانی
مغز میانی . ¶ . گفتمان خواب
و بیداری : ♀ : : پیامهای بیداری درم پوست صورت ناحیه پیشانی و چشمها . 14/10 90 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۷ فروردین ۱۷, جمعه
احساس پشیمانی چگونه احساسی است
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر