|
313
|
14/12/68
|
خانواده من کیست. چه کسی جُزو
خانواده من است
|
×
|
1
|
2
|
|
173
|
|
♣ تمام خواب : ساعت شش صبح ... . اول
خواب دیدم مثل اینکه در همین رختخواب اینجا بودم و بجای من ♀ خوابیده بود. من میدانستم
که نباید به او ور بروم. ولی مثل اینکه بخواهم امتحان کنم یا او را خوشحال کنم
نزدیک رفتم و او را بوسیدم و کم کم خودم را روی او انداختم. او و من با لباس
بودیم، داشت به من حالت شاد عشقبازی دست میدادکه دیگر چیزی یادم نیست.
صحنهای دیگر در یک خانه بودم که شاید دو یا سه اتاق رو به قبله داشت.
من در اتاق وسطی بودم و عدهای زن هم بودند که قاتی هم وول میخوردیم اما نمیدانم
چهکار
میکردیم. فقط اینطرف و آنطرف میرفتیم. هر بار میخواستم بروم میدیدم از جا
تنگی و شلوغی راه نیست بروم، و در جلو و اطرافم زنهایی هستند که نمیشود رفت.
یکی دو جا هم در جلو من زنی دولا بود که اول فکر کردم دستم را به باسن او بگذارم
و رد شوم، ولی مثل اینکه این کار را درست ندانستم و نکردم. اما فضای اتاق شاد و
زنها بدون چادر ولی در هم و شلوغ بود. بعد مثل اینکه در ایوان این اتاق بودم و ♀ بود که گفت فارغ شد، اَلآن دارد بیرون میآید.
من اینطور فهمیدم که ♀ دارد بچه دار میشود و هم اکنون توی اتاق دارد بچه دنیا میآورد،
صحبتهای دیگری هم شد که یادم نیست. صحنه
بعد توی حیات همین منزل دنبال آفتابه میگشتم میخواستم بروم توالت و آفتابه نمیدیدم،
عاقبت توی زیر زمین طرف جنوب منزل که حالتی مانند مطبخ داشت و میدانستم توالت
است آفتابه را پیدا کردم. مثل اینکه سر توالت هم نشستم ولی چیز دیگری یادم نیست.
صحنه بعدی در محلی بودم که عدهای جوان دور هم جمع بودند. نمیدانم چهکار میکردند
اما به استناد دنباله خواب فکر میکنم هنر پیشه بودند و کار هنری و سینمایی میکردند.
البته در فضایی باز بود. در اینجا مثل اینکه یک نفر از آنها یک سر کلیدی به من
داد که فرم آن در نظرم بود و مثل اینکه قبلاً آنرا از من گرفته بود. بعد یک نفر
عدهای را از آن محل بیرون کرد. مثل اینکه ما دو گروه بودیم یک عده آنها که کار
هنری میکردند و یک عده مثل من که شاید تماشاچی بودیم. من وقتی قاتی و با آن
افراد بیرون آمدم متوجه شدم سر کلیدی که به من داده شده سر کلیدی خودم نیست. بر
گشتم به آن شخص بدهم عوض کند دیدم راه نمیدهند. مثل اینکه ما پشت دری ماندیم
که نمیشد داخل شویم. از پشب در که نگاه کردم دیدم عدهای جوان آنطرف هستند.
معلوم بود یک جلسه بحث و مشاوره در باره کارشان دارند. صحبت میکردند اینطور
بشود یا آنطور نباید بشود. یکی از آن جمع که جوانی قد بلند با چهرهای جالب بود
خود را مانند زنها آرایش کرده کاملاً شکل زن بود. ولی من میدانستم او مرد است
و صدای مردانه داشت. چهرهاش زنانه و آرایش زنانه داشت. مخصوصاً لبهایش را نگاه
کردم ماتیک مالیده بود و کاملاً چهره زنانه داشت. او به یک نفر (معلوم بود ریاست
بقیه را داشت و پشت میزی نشسته بود) که پشتش به من و دری بود که بین ما قرار
داشت، به نحوه کار خود و گروه اعتراض داشت. عدهای دیگر هم بودند (جوان و مرد)که
آنها هم صحبت میکردند. اما من (اکنون که بیدار شدهام) نمیدانم چی میگفتند.
البته درخواب حرف و بحث آنها را متوجه بودم. یکجا هم تعدادی سرکلیدی دیدم که
نمیدانم از نوع سرکلیدی من بود یا جور دیگری. بهر صورت دو جور سرکلیدی در کل
این خوابها دیدم، یک نمونه از آن، از یک یا دو تا نمونه دیگر زیادتر شاید ده تا
بود. ♠
یافتهها : . ¶ . نکتهها و دلایل : در بیشتر خوابهایم توالت و مطبخ با هم تصویر
شدهاند مسلماً این دارای معنی است ولی فعلاً معنی آنرا نمیدانم 24/9/71 - 11.2
.
¶ . تفسیرها : - . ¶ . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب پاسخ به سؤال و خود من در
این خواب پرده عنکبوتیه مغز و خانواده من پرده نرم شامه مغز ومسائل مربوط به
آنها بوده . ¶ . گفتمان خواب و بیداری
: دو یا سه اتاق : : پردههای مغز . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♀ : : عنکبوتیه (قبلاً نوشتهام نرم شامه) ≥ . ¶ . گفتمان خواب و بیداری
: یک عده آنها که کار هنری میکردند : : ذرات بنیادی دافعه
.
¶ . گفتمان خواب
و بیداری : یک عده مثل من
که شاید تماشاچی بودیم : : ذرات بنیادی جاذبه . ¶ . گفتمان خواب و بیداری
: چهره زنانه : :
ذرات بنیادی دافعه . ¶ . گفتمان خواب
و بیداری : صدای مردانه : : ذرات بنیادی جاذبه . ¶ . معانی و مفاهیم : دو یا سه اتاق رو به قبله : : چند سال است متوجه شدهام پردههای مغز بالاترین ناظر و
تصمیم گیرنده برای تمام وجود ما با داشتن حق وتو است، به همین دلیل اطمینان دارم
وجود و کاربُرد پردههای مغز در آسمان سیستم اعصاب و مغز خمیر مایهای شده تا
انسان در درازای تاریخ حیات خود باورمند به موجودی موهوم بنام ... در آسمان
پیرامونش گردد. نهایت با توجه به اینکه پذیرفتهام دو یا سه اتاق مطرح شده در این خواب نمادی بوده بجای پردههای مغز نتیجه میگیرم رو به قبله بودن این دو سه اتاق همان ... یا خانه ... بودن این دو سه اتاق یا پردههای مغز است. ¶ . گفتمان خواب و بیداری : قبله : : پردههای مغز . ¶ . گفتمان خواب و بیداری
: اتاق وسطی از سه اتاق رو به قبله : : پرده
آراکنوئید مغز . ¶ . گفتمان خواب
و بیداری : ایوان : : پرده نرم شامه مغز . ¶ . وظایف وکار : پردههای مغز : : پردههای مغز جایگاه باورها ، آرزوها ، رؤیاها ، عواطف ، تصمیم
گیری و اقدام، و ناظر بر تمام امور جسمی و روانی ما در خوابوبیداری است .
¶ . گفتمان خواب
و بیداری : ♀ : : ذرات
بنیادی فعال در پردههای مغز 6/10/89 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♀ : : زیر مجموعهای از ذرات بنیادی موجود در پردههای مغز (♀ ) ، یا همان کودک زاده شده ♀ . ¶ . ذرات بنیادی : کار هنری : : ذرات بنیادی دافعه . ∞ . تماشاچی : : ذرات بنیادی جاذبه . ¶ . همانند و یکی بودن : ♀ : : کودک زاده
شده ♀ .
¶ . زبان رؤیا : معانی : من در اتاق وسطی بودم و عدهای زن هم بودند که قاتی هم وول میخوردیم : : ذرات بنیادی
در حال جنب و جوش در پردههای مغز . ¶ . زبان رؤیا : یکی دو جا هم در جلو
من زنی دولا بود که اول فکر کردم دستم را به باسن او بگذارم و رد شوم : : تصادم
ذرات در پردههای مغز و به وجود آمدن ذرات جدید ( بچه ♀ ) .
¶ . همانند و یکی بودن : سرکلیدی : : ♀ .
¶ . همانند و یکی بودن : ♀ : ♀ در این خواب همان دستگاه خواب چهارراه
است که فرمانداری برای برگشتن کبوتر در بدن کبوتر قرار داده بود و آخر آن
خواب بهصورت خود من سوار بر وانت پشت به مسیر در حال برگشتن به سمت خانهام
(پردههای مغز) بودهام . ¶ . علمی / پزشکی : مرکز فکر و
تصمیم گیری برای درون و بیرون بدن : Sc : به درستی مرکز فکر و تصمیم گیری برای درون و بیرون بدن ما پردههای
مغز ماست که جایگاه ... درون نیز میباشد. 6/10/69 . ¶ . زبان رؤيا / من يا ديگران / پرسش و پاسخ : خانواده من کیست ، چه کسی جزء
خانواده من است : : من ... وجود خود يا مجموعه ذرات بنيادي جاذبه بهصورت يك
گروه با نمادهاي ♀ ، ♀ زير مجموعه
♀ يا همان كودك او، تماشاچي و صداي مردانه،
و گروه ديگر با نمادهاي خانه وسطي رو به
قبله، بچه دار شدن، و آرايش زنانه و چهره زنانه 25/10/89 . ¶ . پرسش و پاسخ : من و خانواده من : : من و منها ذرات بنيادي جاذبه، وخانواده
من ذرات بنيادي موج، همگي ساكن و فعال در پردههاي مغز 11/11/89 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : قبله : : ذرات بنيادي جاذبه . ¶ . گفتمان خواب و بیداری / همانند و یکی بودن : سه اتاق رو بهقبله : : سه اتاق همان زنهاي
ديده شده (جسم و اجسام) و سه بخش پردههاي مغزكه ذرات بنيادي موج ميباشند رو به
من و منها يا مردهايِ (روح و ارواح) بيحركت و ساكن پردههاي مغز كه ذرات
بنيادي جاذبه ميباشند (دكتر ♂ در خواب 30/4/70 معني
زن) 11/11/89 . ¶ . من یا دیگران : آنها که کار هنری میکردند : : زنها که در اصل ذرات
بنیادی موج بودهاند . 17/9/90 . ¶ . من یا دیگران : آنها که تماشاچی
بودند مثل من : : مردها که ذرات بنیادی جاذبه بودهاند . 17/9/90 . ¶ . قوانین بنیادی / تعاریف / اولینها : تعریف و شناخت ماهیت مادی ... : Sc : امروز 4/11/90
برای اولین بار به یک جمع بندی شناخت ماهیت مادی ... و تعریفی برای آن رسیدم و در
بخش چکیده تحقیقات انجام شده روی خواب و رؤیا اینطور نوشتم : برنامه ریزی ومدیریت و نظارت بر ساخت
و انهدام بود و نبود جهان با شروع از
نیستی به هستی و ادامه از هستی به نیستی است درنتیجه ... همان اولین و شروع و نیستی است که ذرات بنیادی جاذبه میباشد.
4/11/90 ≥ . ¶ . در حاشیه / علمی : ... مدیر و سازنده و ناظر بر جهان وکائنات : Sc : از آنجا که برنامه ریزی و ساخت و نظارت و
مدیریت بر بود و نبود جهان با شروع از نیستی به هستی و از هستی به نیستی است ، و
اینکه ذرات بنیادی جاذبه روح و نیستی و نرم افزار، و ذرات بنیادی موج جسم و هستی
و سخت افزار میباشند، و با این شناخت که ذرات بنیادی جاذبه و موج در ذات و ماهیّت خود یکی اما درشکل و صورت
وکردار با هم مغایرند، میتوان پذیرفت ... مدیر و سازنده و ناظر برجهان وکائنات،
آن شکل و صورت روح گونهیِ ذرات بنیادی است که دنیای نرم افزاری و سخت افزاری
خود را نظارت و مدیریت میکند. بر این اساس تا آنجا که من شناختهام این صورت
نرم افزاری ذرات بنیادی همراه با همهیِ صورتها و تواناییها از جمله تأثیر پذیری از
پیرامون، درآسمان مغز ما نظارت و مدیریت و ... بر درون و بیرون بدن را بر عهده
دارند. این آسمان مغز بطور قطع و یقین
پردههای مغز و در دل این پردههای مغز پرده آراکنوئید (که پردازشگر مرکزی این
مجموعه میباشد) مرکز تفکر و تصمیم گیری برای درون و بیرون بدن پر سلولی است. بر
این اساس هرکس در آسمان مغز خود ... دارد که نظارت و مدیریتش بر درون بدلیل
شناختها، داناییها و احاطهیِ فیزیکی، علمی و حقیقی است اما در رابطه با بیرون
بدن، بهدلیل ناشناختهها، ناداییها و عدم احاطهیِ فیزیکی، غیر علمی،
موهومی، و غیر واقعی است. 25/11/90 ≤ . ¶ . گفتمان خواب و بیداری
: ♀ : : نرم شامه. 4/12/90 ≤ . ¶ . ذرات بنیادی / معانی و مفاهیم : من در اتاق وسطی بودم
و عده ای زن هم بودند که قاتی هم وول میخوردیم اما نمیدانم چهکار میکردیم. فقط اینطرف و آنطرف میرفتیم و هر بار که میخواستم
بروم میدیدم از جاتنگی و شلوغی راه نیست که بروم و درجلو و اطرافم زنهایی
هستند که نمیشود رفت. یکی دو جا هم در جلو من زنی دولا بود که اول فکر کردم
دستم را به او و باسن او بگذارم و رد شوم ولی مثل اینکه این کار را درست
ندانستم و نکردم اما فضای اتاق شاد و زنها بدون چادر ولی درهم و شلوغ بود : Sc : اتاق وسطی پرده عنکبوتیه مغز یا آراکنوئید
بوده که روبه قبله بودنش ... گونه بودن آن میباشد، اما این مراحل طی شده در این
صحنه از خواب برخورد ذرات بنیادی در این بافت مغزی است که نتیجهاش بهوجود آمدن
ذرات بنیادی جدید است. این نتیجه در خواب بهصورت بچه دار شدن ♀ و آن
بچه بهصورت♀ نمایانده شده، اما دلایل من برای ارائهیِ
این نظر. الف : توجه به باسن آن زن هنگام برخورد که هرکدام نمادی از یک ذره
بنیادی بودهایم. ب : بهدلیل گِرد و میانهیِ بدن بودن باسن، آن زن یک ذره
بنیادی بوده . ج : بهدلیل بچه دار شدن ♀ ، ♀ ذره
مقابل من هنگام برخورد بوده. دال : به دلیل معنی و مفهوم ♀ (آنطورکه
قبلاً نوشتهام) او سکون و حرکت یا ذرات بنیادی جاذبه و موج پرده عنکبوتیه بوده.
هه : بهدلیل اینکه ♀ خواهر♀ درخوابهای
من نماد حرکت یا ذرات بنیادی موج در پرده عنکبوتیه مغز من است خود من هنگام
برخورد با آن زن که ♀ باشد ♀ خواهر
او بودهام . و : من هنگام وول خوردن و حرکت
بین زنها♀ (ذرات بنیادی موج) و هنگام بیحرکتی (اگر
احیاناً درآن زمان بوده) روحِ ♀ (ذرات بنیادی
جاذبه) بودهام . ز : بهدلیل معنی♀ (نا + هید) . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۶ دی ۲۹, جمعه
خانواده من کیست. چه کسی جُزو خانواده من است
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر