|
325
|
25/12/68
|
کار یون سدیم در خون چیست
|
×
|
3
|
4
|
|
181
|
|
♣ تمام خواب اول : ساعت یک و نیم بعد از
نیمه شب. اکنون بیدار شدم و خوابی میدیدم جالب، خوابی نمونه که به هیچ وجه نمیتوانم
آن را آنطور که بود روی کاغذ بیاورم. با شناختی که در باره خوابهایم پیدا کردهام
این خواب صد در صد در رابطه با سؤال است اما نمیدانم منظور خواب من چیست، چون
کلاً از کار یون سدیم در خون اطلاعی ندارم و نمیدانم این خواب چه میگوید. بهر
صورت آنچه از این خواب در نظرم است اینطور است. یادم است جایی بودم و کاری میکردم
که نمیدانم این کار یا فکر موقع خواب چطوری با هم پیوند داشت. مثل اینکه در یک امتحان
یا کنکور شرکت کرده بودم و میدانستم حد اعلای آن این است که باید سه بار در این
امتحان قبول شوم که هر بار قبول شدن یک مقام و موقعیتی داشت. در خواب یادم بود
که اول و دوم آن چه مقامی بود ولی اکنون که بیدارم مقام آن را نمیدانم، قبولی
دفعه سوم را اینطور میدانستم که اگر بار سوم قبول شوم به پادشاهی انگلستان
خواهم رسید، در قبولی اول مقامهایی پایینتر از این مقام بود. البته این حرف
من خنده دار است ولی در خواب هیچ ایرادی نبود و هیچ شکی نداشتم. یعنی در خواب میدانستم
که من انگلیسی نیستم ولی حتم داشتم اگر در امتحان سوم قبول شوم به پادشاهی
انگلستان خواهم رسید. حالا این پادشاهی انگلستان در مغز من چه معنی میدهد نمیدانم،
یادم هست امتحان اول و دوم من کاری بود که کرده بودم ولی نمیتوانم آن را شرح
دهم، فقط میدانم در یک سطحی یک تشکیلاتی به وجود آورده بودم که جنس و ابعاد و
موضوع کار انجام شده یادم نیست، فقط میدانستم بعد از کار اول روی آن کار دومی
انجام داده بودم که داشتم کار دوم را وارسی میکردم و اطراف آن تاب میخوردم ببینم
ایراد دارد یا نه. در یک گوشه آن یادم است کار انجام شده زیر، و کار انجام شده
روی آن را داشتم مقایسه میکردم و تفاوتهایشان را میدیدم. دیدم در این گوشه
کار خاصی انجام شده و به شکل خاصی در آمده که نمیتوانم با قلم شرح دهم. در گوشهای
دیگر که میتوان آن را گوشه مقابل این گوشه به حساب آورد دیدم صدای رفتن آب میآید.
من دستم را بالا برده بودم و داشتم یک شیر آب را سفت میکردم. میتوانم اندازه
آن را به اندازه شیر آب روی حیات خانه قبلیام یعنی خانه امینی بدانم (که بعد آن
را با شیر آب خودم به دلیل خراب بودن عوض کردم). این شیر آب کمی بالا بود و من
با دست راستم که بالا دراز کرده بودم داشتم آن را در جهت عقربههای ساعت تاب میدادم
که سفت شود و از آن آب نرود. دیدم یک جا سفت میشود ولی آب بند نمیآید، بیشتر
سفت کردم دیدم شیر رَد کرد آب بیشتر شد (اتفاقی که در بیداری در خانه کرایهای اکبر
افتاد). من با دست چپ پیچ درونی شیر را گرفتم و باز با دست راست آن را سفت کردم آب
کم شد ولی کاملاً بسته نشد. بهر صورت داشتم به این شیر آب ورمیرفتم که آب را
ببندم و آب نیاید. بعد هم مثل اینکه به کسی دیگر گفتم کارم را کامل کند. فکر میکنم
آن شخص همکار اداریام آقای باقر ... بود. میدانستم امتحان سوم یا کنکور من
باعث میشد طبقه دیگری روی این دو طبقه ساخته شود، در آن صورت من پادشاه
انگلستان میشدم ولی میدانستم انگلیسی نیستم. بهر صورت خواب جالبی بود. اگر
بخواهم جنبههای روانی بیداری برای آن پیدا کنم چیزی ندارم. در خواب هم همه چیز
صحیح و درست بود و واقعیت داشت، شاید نحوهیِ خراب شدن و بستن شیر در بیداری
نمونهای داشته باشم ولی موضوع دیشب در خواب با مسائل بیداری تماماً تفاوت داشت.
توضیح : ساعت دو بعد از نیمه شب. میدانم وقتی بخوابم باز خواب خواهم
دید. راستی یک موضوع دیگر اینکه شیر آب توالت اینجا امروز خراب شد و فکر کردم به
آقای عباسی بگویم درست کند ولی آن شیر خراب (در خواب) با این شیر و مسائل آن از
زمین تا آسمان فرق داشت. بهر صورت میدانم خواب امشب من کاملاً در رابطه با سؤال
است به همین جهت باز با این سؤال که کار یون سدیم در خون چیست به رختخواب میروم. ♠
تمام خواب دوم : ساعت چهار
ربع کم صبح. اکنون داشتم خوابی میدیدم باز متفاوت و جالب و عجیب. عجیب از این
نظر که این صحنهها در بیداری نمیتواند اتفاق بیفتد ولی هر چه هست من خواب دیدم.
تا آنجا که یادم است مینویسم و میدانم نمیتوانم آنطور که اتفاق افتاده
بنویسم، چون خیلی از آن یادم رفت و میرود. شروع خواب (که البته شروع آنجایی است
که یادم مانده و الا قبل از آن هم خواب دیدهام و یادم نیست) داشتم به تندی میرفتم
سوار ماشین شده به شهر دیگری بروم که آن شهر محل زندگی من بود و تعجیل داشتم.
دیدم همانطور که دارم میروم کمی مدفوع در شلوارم کردهام. اول چون تعجیل داشتم
میخواستم به راه خود ادامه دهم ولی دیدم توی شلوارم کمی مدفوع کردهام و حتماً
توی راه بو میدهد و برای اطرافیان درست نیست. به همین جهت با سرعت دنبال جایی
گشتم که بروم خودم را فوراً تخلیه کنم و برگردم. از دور دیدم یک درب چوبی بزرگ
هست و زنی جلو آن ایستاده. متوجه شدم آن زن بچهاش را فرستاده توی آنجا دستشویی.
از حالت درب فهمیدم میخواهند درب را ببندند. من با سرعت رفتم تو و بنا کردم
دنبال توالت گشتن. میخواستم تا نگهبان آنجا نفهمیده زود کار خودم را بکنم و بر
گردم. باز دیدم شکمم حالتی دارد که به سرعت مشغول پیدا کردن توالت شدم. آنجا پر
از توالت بود و هر توالت شاید ده بیست سانت دیوار اطراف داشت که آنهم گِلی بود.
من مرتب به توالتها نگاه میکردم ولی آنها را نمیپسندیدم، به دلیل اینکه آنطور
که میخواستم نبود. آمدم سر یک توالت بنشینم دیدم پاهایم خیلی باز میشود و رفتم
سر توالتی دیگر، دیدم آنهم دهانهای گشاد دارد ولی متوجه شدم که آخر آن تنگ است.
رفتم آنجا نشستم دیدم کسی به لبه توالت مدفوع کرده. پاهایم را کمی بیشتر باز
کردم که به آن نمالد و نشستم. من به چند دلیل تا اینجا تعجیل داشتم. یکی اینکه
اول میخواستم به ماشین برسم، دوم اینکه دیدم آن درب را میخواهند ببندند و من
عجله کردم. سوم هم وقتی وارد فضا و محوطه شدم به خاطر اینکه نگهبان آنجا درب را
نبندد باز تعجیل داشتم، چهارم هم متوجه شدم غیر از کمی مدفوع که از من آمده بود
دارد شکمم طوری میشود که لازم بود فوراً سر توالت بنشینم. بعد متوجه شدم اینجا
زیر توالت من یک طبقه دیگر است که در روی زمین آن درخت مو کاشته شده و مدفوع من
همراه با آبی که با آن خودم را میشستم روی آن موها ریخته میشود، اینطور فهمیدم
دهانه این توالت که من نشستهام زیرش خالی و پائین درخت مو کاشتهاند. بعد نگاه
کردم روبرو دیدم روبروی اینجایی که من نشستهام یک نفر مرد خارجی آمد آرامآرام
اطراف را نگاه کرد. معلوم بود او هم میخواست خودش را تخلیه کند. مثل اینکه او
مرا ندید ولی من او را میدیدم. مثل اینکه روی لبه یک دیوار گِلی نشست و شروع به
ادرار کرد و من میدانستم که او مرا ندید. یک وقت متوجه شدم که فهمید من آنجا
هستم و همانطور که داشت ادرار میکرد و من صدای ادرار او را که میریخت میشنیدم
بلند شد و تکانی خورد و بنا کرد راه برود. من دیدم که ادرارهایش به صورت و بدن
خودش پاشید و باز در حال ادرار بود و به بدن و صورت خودش پاشیده میشد. او با لباس
بود و چهره و اندامی خارجی (شاید ژاپنی) داشت. یعنی من در خواب میدانستم او
خارجی است. بعد هم دیدم تناسلی خودش را با دست خودش کَند و سر آن را توی دهانش
گذاشت. با وجودی که آلت تناسلی خودش را کنده و در دستش گرفته و به دهان برده بود
باز از آن ادرار میآمد و او با قیافهای شاد آنرا گاهی به دهان خودش میگذاشت و
گاهی به صورت خودش میمالید. من در اینجا هیچ احساس نا خوشایندی نداشتم و میدانستم
که کار او صحیح است و اشتباه نیست. بههرروی او در یک لحظه آلت تناسلی خودش را
پرت کرد به طرف کسی که در سمت راست من بود. آلت تناسلی او در تمام حالات حالت
نعوذی داشت و کاملاً یک آلت مردانه درشت بود، من به نظرم میآید که یک یا دو
برآمدگی کوچک (نسبت به آلت بلند شده) در ته آلت بود که من آن را بیضههای آن مرد
میدانستم. در اینجا که آن مرد آلت خودش را پرت کرد، آلت او که روی زمین افتاد
شروع به جست و خیز کرد. جست و خیز آن به این صورت بود که بلند میشد و از طرفی
دیگر خودش را روی زمین میکوبید و دوباره بلند میشد (مانند ماهی که از آب گرفته
و روی زمین انداخته میشود). با این بلند شدن و کوبیدن خودش به زمین من اینطور
حس کردم که او میخواهد به اصل خودش بر گردد که این برگشتن به اصل را من در خواب
به یار و معشوق و دوست و صاحب و حتی به همان شخص که پرت کرده بود میدانستم. بهر
صورت میتوانم اینطور بگویم که آن آلت تناسلی میخواست به اصل خودش برگردد و به
یار و معشوق خودش بپیوندد حالا این، چی بود نمیدانم. بعد مثل اینکه همان آلت
تناسلی بود که با بالا و پائین رفتنها کمکم تبدیل به یک مرد لخت و مادرزاد شد
و باز همین کار را میکرد. یعنی بالا میرفت و خودش را به زمین میکوبید و من
باز همان احساس را داشتم که میخواهد به معشوق بپیوندد. دیگر از اینجا چیزی یادم
نیست اما.
صحنهای دیگر که خیلی جزئی از آن در ذهنم مانده و میدانم
دنباله همین ماجرا بود، در جایی دیدم ♀ به رفتار
یک مرد ایراد گرفت و مثل اینکه به یک مرد توهین کرد. علت و چگونگی این کار او را
نمیدانم اما من از این حرکت ♀ ناراحت شدم و خیلی خودمانی
به او اعتراض کردم و گفتم اگر او در جواب بگوید ... به تو چهکار دارد آنوقت چی
میگویی. ♀ مانند زمان بیداری در مقابل این
چنین اعتراضی گفت غلط میکند. البته این صحنه خیلی طولانی بود که یادم نیست
چگونه اتفاق افتاد.
صحنهای دیگر یادم است که یک محوطه باز بود و در دور دست
یک صحنهای دیدم مثل نمای ورودی یک سینما که از من خیلی دور و بزرگ بود یعنی میتوانم
فاصله خودم را تا آن نمای جلو، شاید سینما یا تأتر یک کیلومتر بدانم. بین من تا
آنجا زمین صاف بود و دیدم عدهای پسر و دختر با سرعت دارند خودشان را به آن نَما
میرسانند و میخواهند از دیوار آن بالا روند. روی دیوار هم نمیدانم منظره یا
تصویرهایی بود که با هم تفاوت داشت ولی در مجموع یک مفهوم را میرساند. این
افراد میخواستند خودشان را به آن تصویرها یا اجسام یا جانداران بالای دیوار (روی
دیوار) برسانند. میدانستم هر کدام از اینها که میدوند مقصدی مشخص در روی آن
دیوار دارند. در اینجا برداشت من و اطرافیانم اینطور بود که آنها دارند با سرعت
خودشان را به بالا میرسانند دنبال هدف و مقصد و معشوق خود هستند و با حالتی
عاشق وار دارند به طرف معبود خودشان میروند. همانطور که نوشتم نمیدانم آنها
که روی دیوار بود نقاشی یا مجسمه یا جاندار بودند. باز هم نمیدانم چی بودند
منظره بودند یا انسان یا چیز دیگر، ولی هرچه بود معجونی از تمام اینها بود. به اضافه
یک زیبایی دارای معنی (در رابطه با هم و هنرمندانه) و شاید یک کار گرافیتی بود.
اصل این بود که این آدمها میخواهند هر چه زودتر خودشان را با سرعت به آن چیزی
که دوست دارند و در آنجا هست برسانند. یکی از اینها که میدوید خودش را برساند ♀
بود. نمیدانم چند نفر بودند ولی میدانم که زن و مرد بودند. چیزی هم بهصورت کج
دارو مریز از پیمان میدانم، حالا یا جزء کسانی بود که از آنجا بالا میرفتند یا
در کنار من بود، درست نمیدانم. ولی میدانم بیشتر پیمان بود که گفت به خانواده
که رسید ایستاد و من فهمیدم منظور گوینده این بود که مقصد نهایی ♀
خانواده بوده. یعنی مقصود و معبود و هدف ♀ خانواده
بوده که این مقصد در سینه آن دیوار روبروی من در دور دست به تصویر بود و ♀
تلاش میکرده به آن مقصود برسد، همراه او دیگران هم بودند که مقصودی دیگر داشتهاند.
ساعت چهار و بیست و پنج دقیقه صبح، دوباره میخوابم.
♠
تمام خواب سوم : ساعت شش و
ده دقیقه صبح. خواب میدیدم در حال کاری بودم که نمیدانم چی بود. بعد داشتم میرفتم
که ♂ هم با من داشت میآمد. او گفت دیشب گفته شده که عاشق شدهای
گفتم کی ؟ گفت ♀ گفته تو نامه نوشتهای برای یک
رادیو خارجی که عاشق کنیز شدهای و من باز تعجب کرده بودم. این صحبت بین خودم و ♂ را
که اینجا نوشتم کاملاً نمیدانم همینطور گذشت یا جور دیگری ولی بهر صورت ♂ به
من گفت عاشق کنیز شدهام، البته در خواب میدانستم کنیز اسم یک دختر است ولی یادم
نیست کلمه عاشق گفته شده باشد. فقط میدانم که من به کنیز علاقهمند شدهام، در
خواب از این ماجرا (که من دختری بنام کنیز را دوست داشته باشم) چیزی نمیدانم
ولی ♂ از قول ♀ گفت، و♀ هم
از قول یک نفر دیگر که شاید یک رادیو خارجی بوده. فکر میکنم شاید منظورشان
رادیو بیبیسی باشد. البته در خواب اسم بیبیسی برده نشد ولی من حدس میزنم از
قول یک رادیو خارجی گفته. بهر صورت بعد یادم است ♂
دنبال یکی از دختر بچههایش بود که آنجا داشت بازی میکرد، میخواست او را بگیرد
و ببرد، آن دختر که او را دختر ♂ میدانستم قد و سنی در حدود ♀
داشت، ولی ♀ نبود و چهرهاش به ♀ بیشتر
نزدیک بود، ولی قد و هیکل بزرگی داشت (نسبت به هیکل فعلی ♀).
بچههای دیگری هم بودند که لای ساق و برگ درختان میدویدند و بازی میکردند. یک
جا قاتی دختر بچهها ♀ را دیدم که داشت بازی میکرد و در
سن و سال پنج شش سالگی بود. لباس و تیپ یکی از عکسهایش را داشت که آن عکس را
دارم و در حال دویدن است. اول میخواستم بروم او را بگیرم اما نرفتم و وقتی دیگر
او در دید من نبود به فکر افتادم که ♀ بزرگ شده و
چرا اینجا کوچک است، بعد فکر کردم شاید یکی دیگر از بچهها مثل ♀ یا
♀ باشد. در این حال موضوع فراموشم شد و به دنبال جایی میگشتم
بروم توالت. به یک محلی رسیدم که جمعیتی نشسته بود برای گوش دادن به یک سخنرانی
مذهبی. من داخل اتاقکی در آن حدود که بالاتر از زمین بود رفتم و عدهای دور
این اتاق
بودند، من رفتم بالای اتاقک و نشستم مدفوع کنم، این کار را به
دلیل عجلهای که داشتم کردم با وجودی که میدانستم عدهای اطراف نشستهاند. وقتی
نشستم دیدم کف اتاق آجرهای سوراخسوراخ گذاشتهاند و فکر
کردم مدفوع من از این سوراخها پائین خواهد رفت. بعد مثل اینکه سخنرانی تمام شد
و دیدم یک مرد دَم درب اتاقک نشسته، سرش را برگرداند و بنا کرد مرا نصیحت کردن،
آن شخص شکل منصور ... بود ولی فکر نمیکنم خودش بوده باشد. اول او را ناآشنا میدانستم،
بعد به نظرم رسید چهره یکی از بچههای ... ( عمو جون) را دارد و بعد فکر کردم
چهره منصور است که البته در خواب اسم منصور یادم نیامد. او داشت مرا نصیحت میکرد
که نمیدانم نصیحت او در این باره بود که چرا اینجا نشسته و دارم مدفوع میکنم
یا اینکه چرا در بین جمعیت این کار را میکنم و یا اینکه چیزی دیگر. بهر صورت
خیلی خیلی مؤدبانه و نصیحت وار با من صحبت میکرد که یادم نیست چی میگفت. بعد
شخص دیگری را دیدم که او بهصورت اعتراض و پرخاش با من صحبت میکرد. او را هم
نمیدانم چی میگفت. ولی میدانم من به آن سخنرانی که جنبه مذهبی داشت ایراد
داشتم و آنها به اینکه من آنجا نشسته و مدفوع میکنم. بعد بلند شده میخواستم
بروم. نگاه کردم دیدم خیلی کم مدفوع از من روی آجرهای سوراخسوراخ مانده و پائین
نرفته، با پایم روی آن مالیدم که پایین برود، مثل اینکه سخنرانی تمام شده بود و
جمعیت دور من (دور اتاقک) نشسته بودند. کاری میخواستند بکنند که من میدانستم
در بین آنها زیادی هستم. کمی آمدم بروم دیدم چیزی مثل بلوز جا گذاشتهام، بر
گشتم دیدم جای من نشستهاند و روی زمین (روی آجرها) فرش پهن کردهاند. دوسه تا
بلوز آنجا بود که من نگاه کردم دیدم مال من نیست. برگشتم و رفتم و دیگر یادم
نیست چی اتفاق افتاد. دیشب بار دوم که بیدار شدم ...، محل این درد در سمت چپ سرم
است، قبلاً یادم نیست این درد در سمت چپ سرم بوده باشد.
♠
یافتهها : . ¶ . همانند و یکی بودن : کنیز : : ♀ 2.19 . ¶ . همانند و یکی بودن : ♀ : : ♀ 2.19 . ¶ . معانی و مفاهیم : ♂ : : ♂ در این
خواب به معنی قرارداد و عهدنامه بوده 3.22 . ¶ . معانی و مفاهیم : ♀ : : در این خواب ♀ با
معنی زن عشوه گر طناز ظاهر شده جملهای که همردیف آن کلمه ... است و من در خواب
به ♀ گفتهام 3.22 . ¶ . نکتهها و دلایل : قرار گرفتن کنیز در مقابل غلام : : از آنجا
که مرد این خواب غلام بوده و عاشق شده عشق او و زن او کنیز تصویر شده 11/12/71 -
8.3 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♀ : : یون سدیم 12.24 . ¶ . تفسیرها : 5/6/70
- . ¶ . در حاشیه : ساعت یازده صبح روز جمعه 7/7/91 . دیروز تا حالا
مشغول هستم این خواب یون سدیم در خون چه کاری انجام می
دهد را در یک فایل کامپیوتری پاکنویس کنم. یادم است قبلاً و حتی زمان طرح سؤال
بیشتر توجه من به یون سدیم در خون مربوط به کلیهها بود ولی امروز با پاکنویس
کردن خواب دوم متوجه شدم این خواب وکار یون سدیم در خون میتواند در رابطه با
آلت تناسلی باشد و فکری بودم چطور ممکن است. اما حالا متوجه شدم بدلیل هجوم خون
به فضاهای غاری پنیس امکان این هست که این نظر جدیدم هم درست باشد. البته در
زمان دیدن این خواب نمای ورودی سینمای دیده شده را جایی مثل سینما ساحل اصفهان
به نظرم آمد ولی مثل اینکه در داستان خواب این موضوع نوشته نشده، باید در یادداشتهایم
بگردم ببینم در این رابطه یادداشتی دارم یا نه 7/7/91 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری
: سمت راست من : : سمت بیرون بدن، به سمت چیزی در بیرون . ¶ . گفتمان خواب و بیداری
: آلت مردانه درشت : : آلت ... در شرایط نعوذ . ¶ . گفتمان خواب و بیداری
: یک یا دو برآمدگی کوچک نسبت به آلت بلند شده در ته آلت : : بیضهها . ¶ . گفتمان خواب و بیداری
: جست و خیز آلت پرت شده روی زمین : : جست وخیز تناسلی مردانه هنگام ... با جنس
مخالف . ¶ . گفتمان خواب و بیداری
: ماهی مثال زده شده : : تناسلی مرد . ¶ . معانی و مفاهیم / گفتمان
خواب و بیداری : آلت او که روی زمین افتاد شروع به
جست و خیزکرد . جست و خیز آن به این صورت بود که بلند میشد و از طرفی دیگر خودش
را روی زمین میکوبید و دوباره بلند میشد (مانند ماهی که از آب گرفته و روی زمین
انداخته شود). با این بلند شدن و کوبیدن خودش به زمین من اینطور حس کردم که او
میخواهد به اصل خودش برگردد که این برگشتن به اصل را من در خواب به یار و معشوق
و دوست و صاحب و حتی به همان شخص که پرت کرده بود میدانستم : : با توجه به
تعریف انجام شده که کنایهای به اعمال تناسلی مرد هنگام نزدیکی است، و با توجه
به افتادن ماهی روی زمین که مردن و مرگ است. صحبت از برگشتن به اصل و به یار و
معشوق و ...، صحبت از مردن و بی حرکت شدن تناسلی در پایان یک ... و ... است .
اما از آنجا که مردن و مرگ و بی حرکتی خاص ذرات بنیادی جاذبه است و ... نیز در
این گروه قرار میگیرد برگشتن به اصل، برگشتن به ... و بی حرکت شدن است. توجه
شود که در خوابهای من جاهایی مثل خواب 25/2/73 با سؤال معنی ...، تناسلیام
بصورت ♂ یا دست ... تصویر شده . 7/7/91 . ¶ . توضیحات در رابطه
با : کار گرافیتی : : هر چند در یادداشت خواب دوم نوشتهام، شاید یک کار گرافیتی
بود، ولی شاید منظور من کار گرافیکی بوده. به هر حال در شرایط اکنون به نظرم میرسد
هر دومورد گرافیتی و گرافیکی صحیح است. این نظر را به این دلیل میپذیرم که در
خوابهایم بعضی مواقع بین دو انتخاب قرار میگیرم که باید هر دو مورد نوشته شود،
احیاناً آن شب هم بین گرافیتی وگرافیکی ماندهام و گرافیتی را نوشتهام در
صورتیکه اکنون میدانم صحیح تر و درست تر انتخاب هر دو مورد بوده است 8/7/91 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری
: یک محوطه باز و در دور دست صحنهای مثل
نمای ورودی یک سینما : : ختنه گاه پنیس ، حد فاصل بین دو فضای غاری پشتی پنیس و قسمت برجسته عقب
گلانس پنیس .
¶ . گفتمان خواب
و بیداری : نمای ورودی یک سینما : : قطع عرضی قسمت برجسته عقب گلانس پنیس . ¶ . همانند و یکی بودن : نمای ورودی یک سینما در این خواب : : طاق سینما که میتواند طاق پرده و سن جلو آن باشد بصورت خیلی بلند با حالت
قوسی و حالت آکاردئونی در خواب 28/2/76 با سؤال معنی برادر 8/7/91 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری
: خواب دوم : : خواب دوم میتواند در رابطه با پنیس ومسائل آن باشد. مثلاً دیوار
و حاشیههای آن گلانس پنیس و داستان خواب چیزی مانند خواب 26/7/72 با عنوان
میهمان ♂ بودم. داستان خواب دوم در باره دویدن به سمت گلانس پنیس از جایی
مثل ختنه گاه است 9/7/91 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۶ دی ۱۴, پنجشنبه
کار یون سدیم در خون چیست
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر