|
356
|
31/1/69
|
تعریف آقای ... درباره دیوانه شدن آقای ...
|
|
|
|
×
|
|
|
♣ تمام یادداشت : روز سه شنبه که
روستای ... بودم شب توی اتاق آقای ... خوابیدم و صبح چهارشنبه اداره نرفتم. سر سفره
هنگام خوردن ناشتایی آقای ... تعریفی کرد که به دلیل جالب بودن و اینکه خودم را
با آن مقایسه کردم مینویسم. آقای ... گفت قبل از انقلاب یک نفر به نام ... از
طرف ... برای درس دادن به بچهها به ... آمده بود که اخلاق و عقاید بهخصوصی
داشت. او مرد دانا و فهمیده و با سوادی بود که حتی ادعا میکرد بعد از حضرت ...
باید همه دستورات او را اطاعت کنند و او مدعی بود که نماز خواندن به طرف یک مکان
مثل کعبه یا قبله ...اشتباه است چون خدا یکجا نیست و خدا در همهیِ مکانها هست.
او میگفت ما باید نماز را به تمام جهتها بخوانیم و کارش به جایی رسیده بود که
وقتی نماز میخواند دور خودش چرخ میزد و به یک سو نمیایستاد. آقای ... میگفت چون او چنین عقایدی داشت و میرفت با
مردم بحثهای غیر معقول میکرد به ... اصفهان گفتیم و افرادی آمدند تحقیق کردند
و او را به ... فرستادند. او در آنجا هم پیروانی پیدا کرد به طوری که موقع نماز به
اطراف خودشان تاب میخوردند. کمکم هم ادعاهای او به جایی رسید که مدعی شده بود
خدا را میدیده و با او حرف میزده. به مرور زمان هم از مردم گریزان و دیوانه میشود
تا جایی که یک روز او را میبینند لخت مادرزاد رفته بالای درختی نشسته در شرایط
خیلی نا مساعد و گرسنه و بی جان. بعد هم معلوم میشود زمان زیادی بالای درخت
مانده بوده در حالی که از گرسنگی و تشنگی در حال مردن بوده. وقتی او را پایین میآورند
و دوا و درمان میکنند و کمی حالش جا میآید علت بالا رفتن از درخت و ماندن روی
درخت را از او میپرسند او میگوید من زیر درخت خوابیده بودم که خدا را بالای
درخت دیدم و آمدم اینجا بالای درخت نزد خدا باشم و او را ببینم. بعد از تعریف
... صحبتهای دیگری در اینباره و علت اینکه او چنین فکری میکرده پیش آمد اما
آنچه مرا تحریک به نوشتن این موضوع کرد این است که نکند من هم دارم از مسیر عقل
سلیم خارج میشوم. من هم بعضی مواقع مدعی شدهام که به خدا رسیدهام و حتی از
خدا هم گذشتهام. حال به فکر فرو رفتهام نکند روزی برسد که همانند آقای ...
چنان اعمالی از من سر بزند. البته من کوششم بر این است که به عقاید و نظرات خودم
یک مسیر علمی مشخص که دارای پایه و اساس باشد بدهم. اما دنیا را چه دیدهای شاید
من هم یک روز به صورت لخت مادرزاد از بالای درختی سر در آوردم.
|
|||||||
۱۳۹۶ تیر ۱۷, شنبه
تعریف آقای ... درباره دیوانه شدن آقای ...
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر