|
396
|
12/3/69
|
معنی مربای هویج چیست
|
×
|
3
|
3
|
|
209
|
|
♣ تمام
خواب اول : ساعت سه و دوازده دقیقه نیمه شب. خواب میدیدم
با یک سواری در حال مسافرت به اصفهان بودم. در بین راه لازم بود ماشین ما وارد
یک محلی که بهصورت یک رودخانه کوچک یا مادی بود شود و دو باره خشکی و سپس یک
جریان آب بود. از اول اینجا که آب شروع میشد من میدانستم قبلاً هم از این مسیر
رفته شده (شاید خودم رفته باشم) ولی اَلآن فکر میکردم این
ماشین که همراه ماست نمیتواند توی این آب برود و اگر رفت نمیتواند از آن طرف
خشکی بالا بیاید. در این فکر بودم که دیدم راننده ما ماشین را توی آب برده. او
یک جوان بود و در خواب او را میشناختم. یعنی میدانستم او راننده است. او درازی
ماشین را در عرض مادی و آب گذاشته بود بهطوری که ما میتوانستیم اول وارد صندوق
عقب ماشین شویم و سپس از روی طاق ماشین پیاده به آن طرف برویم، باز فکر میکردم
تصمیم این است که این ماشین ما را به مقصد برساند و میدانستم تا مقصد همینطور
آب و و زمین شن مانند رودخانه است. البته حَتم داشتم این ماشین نمیتواند ما را
برساند. بهر صورت یادم است از روی ماشین فرو رفته در آب آن طرف رفته بودیم و باز
فکر این بودم که حالا اینجا را آمدیم بقیه راه چه میشود چون باز این ماشین نمیتواند
ما را ببرد. در اینجا یادم نیست اول کدام یک از این کارها را کردم. یکی کیف پول
خودم را که در دستم بود برای اینکه توی آب نیفتد آن را به طرف آقای ♂ راننده ادارهمان پرت کردم بهطوری
که کیف به تخت سینه او خورد و نزدیک بود او را به عقب پرت کند، اما او کیف را
گرفت و کیف نیفتاد. منظورم این بود خودم بروم آن کیف را بگیرم. یکی دیگر اینکه
در عقب ماشین روی زمین از همان جایی که آمده بودیم یک مغازه بود که آنجا را کافه
میدانستم و تصمیم داشتم یک نوشابه و یک کیک بگیرم بخورم ولی مثل اینکه با یک
نفر دیگر میخواستیم این کار را بکنیم. خلاصه خواب کاملی بود ولی نمیتوانم تمام
صحنههای آن را تعریف کنم. 1 : فکر میکنم بین راه نجف آباد اصفهان حدود گورتون
(گورتان) و منارجنبان بودیم. 2 : رودخانه و آب و خشکی در سمت شمال بود. 3 : آنچه
از ماشین دیدم و یادم است صندوق عقب ماشین در موقعی بود که ماشین توی آب رفته
بود و در عرض آب ایستاده بود. 4 : تماماً من فکر میکردم این
ماشین نمیتواند ما را از این مسیر به مقصد برساند چون باید فاصله زیادی را درون
آب و روی خشکی میرفت ولی میدانستم قبلاً از این مسیر رفتهام . 5 : عدهای
دیگر هم بودند ولی تنها آن راننده نجف آبادی و آقای ♂ راننده
ادارهمان یادم است . 6 : فکر نمیکنم ولی شاید مقصد ما یک مکان مذهبی بود. 7 :
پرت کردن کیف دستیام به طرف ♂ برای این بود که نگه دارد و بعد بروم بگیرم. 8 : گرفتن
نوشابه و کیک از کافه در مقابل دادن پول که نمیدانم چقدر دادم ولی باید بیست و
دو یا بیست و سه تومان باشد . 9 : موقع گرفتن نوشابه و کیک یا چایی و کیک دو نفر
بودیم که نمیدانم آن شخص کی بود. 10 : جهت پرت کردن کیف و گرفتن چای مخالف
همدیگر بود. ساعت سه و سی و پنج دقیقه باز میخوابم.
تمام خواب دوم : ساعت شش
صبح. ساعت پنج و نیم بیدار شدم خوابی دیده بودم که بلند نشدم بنویسم. خواب دیدم
در یک منزلی بودم و توی حیاط با کسانی نشسته بودم که یادم نیست، فقط یادم است
وارد اتاق
شدم دیدم دایی ♂
توی اتاق
پای منقل نشسته و معلوم بود دارد تریاک میکشد. من اعتراض نکردم ولی او میخواست
به من حالی کند که چرا دارد تریاک میکشد. اما من اعتراض نداشتم و میگفتم طوری
نیست. من پیش او و روبرویش نشستم. چهره دایی ♂ را خیلی روشن و طبیعی دیدم
چهرهای قهوهای روشن داشت و منقل را جلو او دیدم. حالت دولا شدن او روی منقل
نشانه تریاک کشیدنش بود. بهر صورت او کوشش میکرد در رابطه با کشیدن تریاک مرا
توجیه کند و من هم قبول داشتم و اعتراضی نداشتم. قبل از آمدن توی اتاق
فکر میکنم کسانی بین مادرم و ♂ دایی یا کسانی دیگر که شاید روستایی بودند در حیات دیده
باشم ولی یادم نیست.
تمام خواب سوم : بعد از
دیدن این خواب بیدار شدم ولی بلند نشدم بنویسم و دوباره خواب دیدم مشغول کار
اداری بودم ولی مکان و فضا مانند محل فعلی ادارهمان نبود. توی یک ساختمان که
مانند منزل بود بودیم. آقای ♂ و ♂ برای بازرسی آمده بودند و داشتند کاری را بازرسی میکردند.
مثل اینکه در رابطه با همکاران من بود و میدانم در رابطه با من و خانم ♀
نبود. در خواب میدانستم چهکار میکنند اما اَلآن یادم نیست. یک لحظه فکر
افتادم با وجودی که ساعت آخر وقت یعنی دوازده یا یک ظهر است باز ممکن است بخواهند
موجودی مرا حسابرسی کنند. فکر افتادم که سه هزار تومان به صندوق بدهکارم و یادم
آمد هزار تومان هم خانم ♀ بدهکار است. بعد از اتاق رفتم بیرون
و میدانستم توی جیبم پول دارم، میخواستم آماده کنم و برگردم آن را روی پولهایم
بگذارم. موقع رفتن یک در چوبی دیدم که نمیدانم کی به من گفت که این در یک طرفش
نو است و هر وقت فروشنده بخواهد آن را بفروشد طرف نو آن را کار میگذارد. من میدانستم
فروشنده به دفعات این کار را کرده. بعد در جایی شاید روی میز چیزهای توی بغلم را
که پول و کاغذ بود ریخته بودم و میخواستم پولهایم را از توی کاغذها جدا کنم
ولی سریع نمیتوانستم این کار را بکنم. هر چه دنبال پول میگشتم کاغذ به دستم میآمد.
من مشغول تا کردن کاغذها برای گذاشتن توی جیبم بودم و یادم هست کاغذها با قطع
بزرگ و کوچک بود. حتی یک کاغذ را برای اینکه توی جیبم تا شود چهار تا کردم و در
خواب تعجب کردم که چطور این کاغذ توی جیبم تا نشده بوده. بالاخره اینقدر معطل
شدم که آقای ♂ سر
رسید و دید من دارم چهکار میکنم. بهصورت خودمانی و شوخی اعتراض کرد و گفت اینطور
قبول نیست و حرفهایی زد که معنیاش این بود فهمیده من میخواستهام پولی آماده
کنم و روی پولهای موجودیام بگذارم. من اول میخواستم به او حالی کنم اشتباه
کرده و پولهای موجودیام کامل و درست است و کسری ندارد. روی این موضوع هم پا
فشاری کردم. برخورد آقای ♂ دوستانه و شوخی مانند بود اما برخورد من تحکم آمیز و جدی.
میدانستم پولهایم کم است و روی آن بدهکارم ولی میخواستم خودم را از تا
نیندازم. ♂
بعد از کمی شوخی و اعتراض داشت میرفت که من دنبالش بودم، عاقبت اینطور گفتم که
حالا اگر پولهایم کم باشد هم طوری نیست میتواند صورتمجلس کند و از اینکه او
صورتمجلس کند ناراحت نبودم. خوابهای زیاد دیگری هم دیدم ولی یادم نیست. واقعیت
موجودی من این است که خودم چهار هزار تومان و ♂ هزار تومان به موجودی
بدهکاریم ولی در خواب خودم را سه هزار تومان و خانم ♀ را
هزار تومان بدهکار میدانستم.
افکار و رفتارهای قبل از خواب :
امشب مقداری یادداشت نوشتهام و کمی هم در باره کار زوج کروموزوم شماره چهار از
گروه c و خواب مربا و تخت من ... که مثل صندلی
موتور سیکلت بود فکر کردم. ضمناً در خوابی دیگر هم دیدهام (خواب دوم تاریخ
20/10/68 با سؤال چه کسی همراه یوسف است) که دست روی پریز برق گذاشتهام موقعی
که ♀ از من مربا خواسته. امشب به این فکر افتادهام که دیدن
مربا و هویج رنده کرده که میتواند در رابطه با برق و الکتریسیته و یا در رابطه
با ♀ باشد خواب ببینم. پس سؤال این است معنی مربای هویج چیست
.
یافتهها : . ¶ . تفسیرها : - . ¶ . رؤیا و برنامه داده
شده به مغز : خواب در پاسخ به سؤال است چون صحنههای
دیده شده در خواب جایی مثل روبروی کارخانه آیدا نزدیک منارجنبان در گورتون اتفاق
افتاد .
¶ .
|
|||||||
۱۳۹۶ فروردین ۲۱, دوشنبه
معنی مربای هویج چیست
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر