۱۳۹۵ بهمن ۶, چهارشنبه

رفتن اراک، مصادره خانه

430
1/5/69
رفتن اراک، مصادره خانه

1
1

222
تمام خواب : ساعت شش صبح. دیشب بدون سؤال خوابیدم، اکنون داشتم خواب می‌دیدم در یک فضایی مانند یک دبیرستان یا دانشگاه بودم. جنب این محوطه یک چند متری سمت راست و چپ اتاق بود و بین این دو اتاق فضای باز. اما دیوارها و ساخت گِلی بود. بعد از آن یک خانه قدیمی با دیوارهای گلی که یک یا دو اتاق و شاید یک اتاق با یک اتاق کوچکتر در عقب و گِلی داشت، . بعد از آن یک خانه گلی خیلی کوچکتر از این خانه که من در خواب می‌دانستم مدتی توی آن بوده‌ام. از محوطه اول مثل اینکه من و عده‌ای که آنها را ندیدم داشتیم این فاصله بین محوطه شاید دانشگاه و این خانه گلی بزرگ را بر می‌داشتیم ! ! (احیاناٌ منظور مصادره کردن بوده). رسیدیم به خانه دوم که گلی بود، در محوطه آن را دیدم که داشت به کسانی می‌گفت فردا می‌آییم و این را مصادره می‌کنیم (خانه را). در خواب می‌دانستم می‌خواهند برای افراد معلول و شاید دانشجویان مصادره کنند، آن وقت بود که دانستم من مدتی در خانه بغلی این خانه که هر دو خانه‌ای گلی بود زندگی کرده‌ام. فکر کردم چرا من خودم قبلاً نیامده‌ام این خانه را مصادره کنم و بنشینم چون کسی در آن زندگی نمی‌کند. بعد برگشتم به محوطه اولی و داشتم می‌رفتم که دیدم زنی از پشت سر به من رسید و گفت می‌روند اراک گفتم بلی. بعد یک یا دو نفر را دیدم که تفنگ بدست داشتند.
1 - این سه خانه به ترتیب از شرق به غرب بغل هم قرار داشتند. 2 - دیوارها تماماً گلی و قدیمی بود. 3 - خانه دوم اتاقی گلی داشت که می‌دانستم مدتهاست کسی در آن زندگی نکرده. 4 - در خواب می‌دانستم مدتی در خانه سومی زندگی کرده‌ام و فکر کردم چرا من قبلاً نیامده‌ام خانه دومی را مصادره کنم. 5 ناصر ... که از محوطه اول خانه دومی داشت بر می‌گشت گفت فردا می‌آییم و اینجا را مصادره می‌کنیم. 6 - می‌دانستم می‌خواهند برای یک گروه انسان خاص شاید دانشجو و شاید افراد عقب مانده و شاید معلولین مصادره کنند . 7‌ - در محوطه اول بود که آخر خواب یک زن پرسید اراک می‌روند گفتم بلی . 8 - در آخر و محوطه اول بود که یکی دو تا تفنگ در دست بعضی‌ها دیدم.   
یافته‌ها : . . تفسیرها : - . . در حاشیه / معانی و مفاهیم : اَراک : : درختی است شبیه به درخت انار، دارای برگ‌های پهن، همیشه سبز است، چوب آن سست و خاردار، گل‌هایش سرخ رنگ، ثمر آن خوشه‌ای و سبز رنگ، بعد از رسیدن سرخ یا بنفش می‌شود، طعمش اندکی تلخ است بعضی مردم آن را می‌خورند، از شاخه‌ها و ریشه‌های آن مسواک درست می‌کنند، در مناطق گرمسیر می‌روید، در فارسی درخت مسواک هم می‌گویند، جوج هم گفته شده (از فرهنگ عمید). 17/1/92 . . نکته ها و دلایل : ناصر ... : : ناصر ... به دلایل زیر در این خواب مطرح شده. الف : او شخص خَیری بود و به مردم کمک می‌کرد . ب : اسم او ناصر به معنی یاری دهنده بود . ج : اوآدمی نترس و رُک گو بود ، او دروغ و دغل نداشت . دال : در مراحل اولیه تشکیل دانشگاه ... او یکی از اعضای هیئت امنای دانشگاه ... بود . هه : ... . . معانی و مفاهیم : در یک فضایی مانند دبیرستان یا دانشگاه بودم : : در فضائی بوده‌ام که هم دبیرستان و هم دانشگاه بوده . . گفتمان خواب‌وبیداری : دبیرستان : : بخش تحتانی مغزمیانی و ساقه مغز . . گفتمان خواب‌وبیداری : دانشگاه : : بخش فوقانی مغزمیانی تا پرده‌های مغز . . همانند و یکی بودن : یک گروه انسان خاص شاید دانشجو و شاید افراد عقب مانده و شاید معلولین : : تمام این سه گروه یکی و همه اطلاعات و احساسهای گرفته شده از پیرامون ارسال شده به بالای مغز است . . معانی و مفاهیم / گفتمان خواب‌وبیداری : دانشجو : : اطلاعات به روز شده بایگانی شده در سیستم اعصاب و مغز . . معانی و مفاهیم / گفتمان خواب‌وبیداری : افراد عقب مانده : : اطلاعات به روز نشده بایگانی شده در سیستم اعصاب و مغز . . معانی و مفاهیم / گفتمان خواب‌وبیداری : معلولین : : هر دو گروه افراد دانشجو و عقب مانده که اطلاعات به روز شده و نشده‌اند بدون حرکت به‌صورت مرده بایگانی شده در سراسر سیستم اعصاب و مغز که در خواب‌های من به‌صورت قبرستان‌های متعدد مثل قبرستان محله بالا، قبرستان سرپل، قبرستان قِلاغی ( ... ) و ... مطرح شده 17/1/92 . .

هیچ نظری موجود نیست: