|
472
|
31/6/69
|
عفت و مادرش
|
|
1
|
1
|
|
244
|
|
♣ تمام خواب : یک
صحنه از خواب من به این صورت بود که من ♀ را در شرایط
و چهره زمان دختری و جوان دیدم که در خواب با چهرهای شاد بهطرفم آمد، مثلاینکه
با من گفتگو کرد و من در خواب خیلی خوشحال شدم از اینکه او بعد از سالها با من
برخورد دوستانه دارد. میدانستم او سالها است با من چنین برخوردی نداشته. در
خواب فکر کردم او قشنگ و زیبا است و به یاد این موضوع افتادم که میگویند او ...
است. خوشحال بودم که او با من برخورد دوستانه داشته، او کاملاً خوشگل بود و
زیبایی دخترانه زمان دانشآموزیاش را داشت. نمیدانم در همان حال یا چه وقت بود
که مادرش ... را هم دیدم که خوشحال و سرحال دارد به من یا به ما نگاه میکند.
اوهم سرحال و جوان، مانند دوران دانشآموزی ♀ بود. ♠
یافتهها : . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۵ آذر ۱۷, چهارشنبه
عفت و مادرش
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر