۱۳۹۵ آذر ۱۷, چهارشنبه

عفت و مادرش

472
31/6/69
عفت و مادرش

1
1

244
تمام خواب : یک صحنه از خواب من به این صورت بود که من را در شرایط و چهره زمان دختری و جوان دیدم که در خواب با چهره‌ای شاد به‌طرفم آمد، مثل‌اینکه با من گفتگو کرد و من در خواب خیلی خوشحال شدم از اینکه او بعد از سال‌ها با من برخورد دوستانه دارد. می‌دانستم او سال‌ها است با من چنین برخوردی نداشته. در خواب فکر کردم او قشنگ و زیبا است و به یاد این موضوع افتادم که می‌گویند او ... است. خوشحال بودم که او با من برخورد دوستانه داشته، او کاملاً خوشگل بود و زیبایی دخترانه زمان دانش‌آموزی‌اش را داشت. نمی‌دانم در همان حال یا چه وقت بود که مادرش ... را هم دیدم که خوشحال و سرحال دارد به من یا به ما نگاه می‌کند. اوهم سرحال و جوان، مانند دوران دانش‌آموزی بود.
یافته‌ها : . . تفسیرها : -  . .

هیچ نظری موجود نیست: