|
457
|
4/6/69
|
معنی زن مُسیب چیست
|
×
|
1
|
1
|
|
236
|
|
♣ تمام خواب : ساعت پنج و نیم صبح .
... ، خواب میدیدم توی کوچهای روستایی سوار بر چرخ میرفتم. وسط کوچه یک جوی
خیلی کمعمق بود (مانند جوی وسط کوچه بغل نانوایی که از خیابان امام میآیم). از
سمت راست سوار بر دوچرخه مشغول رفتن بودم و تصمیم داشتم به سمت چپ کوچه و جوی
بیایم. هوا تاریک بود و من کف کوچه و زمین را درست نمیدیدم، ولی میدانستم یک
جای کوچه کنارههای جوی همسطح کوچه است، میخواستم از آنجا به آنطرف بروم (سمت
چپ) ، به هر صورت همانطور سوار بر چرخ از محلی که میدانستم رفتم آنطرف جوی.
در اینجا انتظار داشتم چرخم توی دستانداز جوی تکان بخورد و من احساس دستانداز
بودن بکنم ولی اینطور نشد من بدون احساس تکان رد شدم. البته هوا تاریک بود و من درست دستانداز را
ندیدم. وقتی رد شدم این احساس به من دست داد که باز از این مکان و این جوی رد
شدهام و اینجا برایم آشنا است، ولی وقتی از محل صحیح جوی رد شدم اطمینان پیدا
کردم که قبلاً هم از این کوچه و این محل رفتهام. بعد یادم هست که شاید آخر همین
کوچه بود وارد خانهای شدم و از توی حیاط منزل سردر آوردم. در یکلحظه دیدم عدهای
مرد توی یک اتاق و شاید عدهای زن هم بودند که با دیدن من جا خوردند. یک مرد
(صاحبخانه) چند تا سیخ کوچک که سر هرکدام کمی لول تریاک بود بهصورت سرازیری
توی یک بشقاب در دستش بود که اول فکر کردم میخواهد آنها را بپزد. بعد فکر کردم
و متوجه شدم اینها پختنی نیست، دیدم صاحبخانه هم با دیدن من فرار کرد (به دلیل
داشتن تریاک) و از دید من خارج شد. بعد یادم است وسط حیاط بودم و ناراحت از این
بودم که چرا سرزده توی این منزل آمدهام. در اینجا مثل اینکه از توی یکی از اتاقها
مرد صاحبخانه با من شروع به بحث کرد و اشتباه مرا که بدون توجه و اطلاع وارد
خانه شده بودم گوشزد کرد، و یکجا مثل اینکه به من گفت یا به من حالی کرد که میخواهی
به حاجی بگویم. من اینطور از حرفهای او برداشت کردم که منظورش این است یک روحانی یا یک شخصیت مذهبی که در
آن جمع است حکم به تنبیه من بدهد. ولی من در اینجا غیر از مرد صاحبخانه کسی
دیگر را ندیدم. من در اینجا حالتی بین پشیمانی از کار خودم و درعینحال ابراز
وجود و نترسیدن داشتم. بهقولمعروف میخواستم خودم را از تا نیندازم ، در جواب
او گفتم شما میتوانید همه کاری بکنید مثل زمانهای قدیم که اگر یک نفر توی
بیابان نوک این کوه بود و زنی نوک آن کوه شما ... و باز گفتم شما میتوانید مرا
به دُمِ اسب ببندید و ... و در اینجا یاد مو افتادم که میگفتند موهای فلانی را
به دم اسب بستند، ولی دیشب در خواب درعینحالی که کلمه مو یادم آمد ابراز نکردم و
در جملهام مو نیامد، به هر صورت میخواستم بگویم که میتوانید این کارها را
بکنید و حالی کنم که این حرکات مال آن زمانها بوده و اکنون نمیکنند. ولی باز
در عالم خودم میدانستم اشتباه کردهام و باز میدانستم که دست خودم نبوده و نمیدانستم
چرا بیتوجه وارد خانه شدهام، در اینجا دیدم ♂ از سمت چپ من درحالی که فکر میکردم از توی یکی از
اتاقها میآید و معلوم بود تازه لباس پوشیده و با دستش کمر شلوارش را جابجا میکرد
روبرویم آمد، نمیدانم چی گفت و باز نمیدانم من حرف زدم یا نه. دیگر چیزی یادم
نیست. ♠
یافتهها : . ¶ . معانی و مفاهیم : زن مسیب : : با توجه به خوابهای معنی♂ 30/9/68 و معنی زن ♂ 4/6/69 کلمه زن مسیب باید به معنی
زنی باشد که مسیب است یا در اصل زنی باشد که آزاد است به هر کجا میخواهد برود.
و چون زن در خوابهای من نماد جسم و سیستم مادی وجود من است باید زن مسیب جسم یا
مادهای باشد که تابع قانونی نیست و آزاد است به هرکجا میخواهد برود مانند یک
تار مو، به استناد همین خواب زن مسیب 3.15 . ¶ . من یا دیگران : من سلول در حال شاخی شدن پیاز مو و سلولهای
شاخی شده مو بودهام 18/10/71 - 6.7 . ¶ . نکتهها و دلایل :
من مو و تارهای مو بودهام : : در این خواب یکجا در جواب شخصی که با من بحث
داشته گفتهام شما میتوانید مرا به دُم اسب ببندید، به نظر من این جمله به
مفهوم این است که من در آن لحظه مو و تارهای مو بودهام 6/4/73 - 8.6 . ¶ . گفتمان خوابوبیداری : سیخ کباب و تریاک سر آن : : مو و پیاز مو 12.7 . ¶ . گفتمان خوابوبیداری
: بشقاب : : پوست بدن 12.35 . ¶ . گفتمان خوابوبیداری : سیخکباب : : مو 12.59 . ¶ . گفتمان خوابوبیداری : تریاک سر سیخکباب : : پیاز مو 12.59 . ¶ . تفسیرها : 5/10/71
- 18/10/71 - 25/1/72 - . ¶ . رؤیا و برنامه دادهشده به مغز : خواب در پاسخ به سؤال است -
یادداشت 18/10/71 مطالعه شود . ¶ . گفتمان خوابوبیداری
: سیخ کباب و لول
تریاک سر آن : : مو و عصب احاطهکننده مو . ¶ . گفتمان خوابوبیداری
: سیخ کباب : : مو . ¶ . گفتمان خوابوبیداری
: لول تریاک : : عصب احاطهکننده مو . ¶ . همانند و یکی بودن : سیخ کباب : :
یکدانه مو / موهای دمِ اسب : : سیخهای کباب . ¶ . من یا دیگران : شما میتوانید مرا به دم اسب ببندید : : من همان لول
تریاک یا در اصل عصب احاطهکننده مو بودهام . ¶ . گفتمان خوابوبیداری
: کوچهای روستایی : : یک دانه مو . ¶ . گفتمان خوابوبیداری
: چرخ (دوچرخه) : : عصب احاطهکننده پیاز مو . ¶ . گفتمان خوابوبیداری
: یک جوی خیلی کم عمق وسط کوچه : : میانیترین بخش یکدانه
مو که عصب آن را احاطه کرده . ¶ . گفتمان خوابوبیداری : مسیب : : یک دانه مو . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۵ آذر ۱۸, پنجشنبه
معنی زن مُسیب چیست
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر