۱۳۹۵ آذر ۱۵, دوشنبه

معنی مورچه چیست

484
15/7/69
معنی مورچه چیست
×
1
1

248
تمام خواب : ساعت شش و بیست‌وپنج دقیقه صبح. خواب دیدم صبح بود و از خانه بیرون آمده توی کوچه‌ای می‌رفتم. در آنجا به و شاید و دیگران برخوردم، مثل‌اینکه احوالپرسی و برخورد معمولی داشتم. بعد یادم هست از آنها رد شده بودم که متوجه شدم دیشب موقع خوابیدن کلاسور یادداشتم را توی دولاب نگذاشته‌ام و روی میز است. ممکن است اَلآن توی خانه آن را بردارد و بخواند. من به این فکر افتادم و به‌سرعت برگشتم به منزل. می‌خواستم تا متوجه کلاسور نشده آن را بردارم، به این فکر بودم چطور متوجه نشده و فراموش کرده‌ام آن را جمع کنم و بیایم بیرون. موقع برگشتن دیدم جمعیتی جلو من (زن و مرد) در حال رفتن است و من از بین آنها بد می‌توانم رد شوم. من همین‌طور که با سرعت راه می‌رفتم و احیاناً بعضی جاها می‌دویدم، قاتی جمعیت به جلو می‌آمدم و با دست‌هایم (مخصوصاً دست راستم) جمعیت را که پشت سرشان بودم عقب می‌زدم و جلو می‌آمدم، جمعیت فشرده‌تر می‌شد و من بیشتر ناراحت می‌شدم. هول داشتم که چرا کلاسور را از روی میز برنداشته‌ام. اصولاً چرا اشتباه کرده‌ام و دیشب کلاسور را روی میز گذاشته و خوابیده‌ام. در موقع آمدن در بین جمعیت متوجه بودم که بعضی جاها چشم‌هایم نمی‌بیند و صحنه تاریک است. من باوجودی ‌که می‌دانستم جلوم جمعیت است ولی آنها را نمی‌دیدم و با دست از لای آدم‌ها جلو می‌آمدم و چیزی نمی‌دیدم، دوباره لحظه‌ای بعد جمعیت و آدم‌ها را در همان شرایط می‌دیدم و آنها را پس ‌می‌زدم و جلو می‌آمدم، تا یکجا متوجه شدم که کوچه تنگ است و جمعیت فشرده‌تر در حالی ‌که من در سمت چپ جمعیت توی کوچه‌ام این آدم‌ها دارند توی خانه‌ای در همان سمت چپ می‌روند. دیدم در اینجا من برای اینکه از بین آنها خلاص شوم می‌باید به سمت راست بیایم و از طرف سمت راست کوچه جلو بروم. می‌دانستم اگر این کار را بکنم جلوتر جمعیت نیست (چون دارند توی این خانه می‌روند) و من می‌توانم زود به منزل برسم و کلاسور را بردارم تا نبیند. راستی این را فراموش کردم بنویسم که وقتی آمدم برگردم و بیایم منزل متوجه شدم پا لُختی (پابرهنه) هستم و دمپایی پایم نیست، لحظه‌ای روی زمین را نگاه و جستجو کردم ببینم دمپایی‌هایم آنجا است، بعد دیدم روی زمین دمپایی نیست و من پا لُختی از منزل بیرون آمده‌ام. تعجب کردم چرا این‌طور شده. درراه وقتی مشغول برگشتن با آن شرایط شدم (که نوشته‌ام متوجه پا لختی بودن خودم بودم). اول احتیاط می‌کردم ولی لحظه‌ای بعد فراموش کردم و با سرعت برگشتم. بهر صورت در اینجای کوچه که تصمیم گرفتم جمعیت را میان‌بر بزنم و به سمت راست کوچه و بعد از جمعیت بیرون بروم، با دست راستم جمعیت را کنار می‌زدم ولی احساسی در دست‌هایم برای کنار زدن جمعیت نداشتم. یعنی حس تماس در من به وجود نیامد، فقط یکجا متوجه شدم مثل این‌که بدنم با بدن کسی تماس گرفت که آن‌هم درست یادم نیست. در موقع آمدن به سمت راست کوچه صحنه روشنی دیدم به این صورت که میکروفونی برای سخنرانی دیدم و اینکه یک نفر می‌خواست سخنرانی کند. ضمناً متوجه این موضوع شدم که عروسی ابوالفضل است (پسر ) و این‌ها دارند عروسی می‌روند. خلاصه آن میکروفون و اینکه شخصی می‌خواهد سخنرانی کند و اینکه عروسی ابوالفضل است اینجا به ذهنم رسید. من هنوز به کنار دیوار نرسیده و از جمعیت بیرون نیامده بیدار شدم. ولی صحنه میکروفون و افراد اطراف میکروفون را تا آخر و سمت راست جمعیت می‌دانستم .
توضیحات و یافته‌ها : این خواب موارد جالب زیادی دارد به این صورت که دیشب موقع خوابیدن سؤال‌های زیادی به نظرم رسید بکنم، آخرین سؤال معنی مورچه بود و آن به این دلیل بود که خواب 13/9/68 را مطالعه کردم. درآن خواب یک مار دستم بوده که زیر خودم جابجا کرده و می‌خواسته‌ام سوار آن شوم. عاقبت هم سرِ مار جدا و کوچک به‌اندازه سر یک مورچه شده. من در آن خواب فکر کرده‌ام که مورچه‌ها سر مار را جدا کرده‌اند ولی مورچه‌ای در آن خواب ندیده‌ام. من تشابهاتی بین این خواب و خواب دیشب پیدا کرده‌ام و آن این است. آنجا کوچه بوده و اینجا هم کوچه بوده. شاید مار آن خواب جمعیت توی کوچه این خواب، و جدا شدن سر مار در آن خواب حرکت من از سمت چپ کوچه به سمت راست کوچه در بین جمعیت در این خواب را معنی دهد. ضمناً چون دمپایی را در خواب‌های دیگر الکترون و الکتریسیته می‌دانم مطالعه کنم معنی دمپایی در خواب دیشب من چیست. یک موضوع جالب دیگر اینکه دیشب وقتی می‌خواستم بخوابم تمام نوشته‌هایم را جمع کردم فقط کلاسوری را که خواب 13/9/68 در آن است به‌صورت باز روی میز گذاشتم. دوسه ‌بار فکر کردم آنرا جمع کنم یا نه. و برای اینکه کسی نیاید دیشب درب اتاق را از تو قفل کردم و خوابیدم. وقتی مشغول خواب دیدن بودم همین کار دیشب من یعنی بیرون گذاشتن کلاسور از دولاب به ذهنم رسید و توی جمعیت داشتم برمی‌گشتم تا این کلاسور را بردارم نبیند، حتی در خواب توی کوچه صحنه میز و بودن کلاسور روی آن و اتاق به ذهنم رسید. یعنی در خواب به فکر صحنه آخر دیشب خودم قبل از خوابیدن افتادم و این جالب بود. چون برای اولین بار بود که آخرین افکار و حرکات شب قبل را در خواب می‌دیدم یا اصولاً به فکر آن بودم. حالا این‌ها چه معنی می‌دهد نمی‌دانم. ساعت هفت و ده دقیقه صبح . ... ،
یافته‌ها : . . معانی و مفاهیم : ابوالفضل : : در این خواب بامعنی پدر بخشنده و بخشش کننده در خواب ظاهرشده و نمادی است برای مجرای گوش خارجی 3.50 . . من یا دیگران : : من در این خواب مورچه سؤال شده بوده‌ام 4.31 . . من یا دیگران : من پیام‌های آمده از درون به گوش خارجی در حال بازگشت به درون بوده‌ام : : شخص من در این خواب در لا بلای جمعیت در حال بازگشت به منزل نمادی بوده‌ام برای پیام‌های آمده از درون به گوش خارجی در حال بازگشت دوباره به خانه یا درون 3/2/77 - 6.31 . . میکروفون : : پرده صماخ گوش 12.21 . . گفتمان خواب‌وبیداری : : : مجرای گوش خارجی 12.455 . . گفتمان خواب‌وبیداری : کوچه با جمعیت توی آن : : مجرای گوش خارجی 12.455 . . گفتمان خواب‌وبیداری : خانه سمت چپ کوچه : : بخش فوقانی پرده صماخ گوش بنام شراپنل 12.480 13/9/68 . .  گفتمان خواب‌وبیداری : سمت راست کوچه : : بخش تحتانی پرده صماخ گوش 12.480 . .  تفسیرها : - . . همانند ویکی بودن : میکروفن در این خواب بامعنی و مفهوم صدا و صداهای ریز همان مورچه‌های خواب 13/9/68 با سؤال کار سلول‌های نرمه لاله گوش بوده 14/11/92 . .

هیچ نظری موجود نیست: