۱۳۹۵ آذر ۱۸, پنجشنبه

خانه عباسی، بیل مکانیکی، خاک‌برداری

459
7/6/69
خانه عباسی، بیل مکانیکی، خاک‌برداری

1
2

237
تمام خواب : ساعت شش و پانزده دقیقه صبح. داشتم خوابی می‌دیدم، خوابی جالب، روشن، دارای معنی و طولانی، اما طبق معمول خیلی صحنه‌ها یادم نیست. صحنه‌ها طوری بود که نمی‌توانم آنها را تعریف کرده آنچه را بود به نمایش بگذارم. خواب می‌دیدم کرایه‌نشین بودم و صاحب‌منزل من همین آقای صاحب‌خانه فعلی من بود، ولی خانه و شرایط آن، و شکل و موقعیت خانه توی خواب، بی‌اندازه با خانه‌ای که در بیداری اجاره‌دارم فرق داشت. در خواب می‌دانستم کرایه‌نشین آقای هستم. صحنه‌هایی دیدم و می‌دانستم که او بنائی می‌کرد و من می‌دانستم چند روزی نباید آنجا باشم. می‌خواستم تا او بنائی دارد به منزل ( ... ) بروم. یک صحنه یادم است صاحب‌خانه با بیل مکانیکی کف حیاط خانه را خاک‌برداری کرده بود. حیاط بزرگی بود و اطراف حیاط اتاق و راهروهایی با طاق بلند داشت. من یک صحنه حیاط و خاک‌برداری شده کف حیاط، و یک صحنه بیل مکانیکی را دیدم، که دنباله بیل توی یکی از راهروهای دارای طاق بلند ساختمان بود ولی بدنه ماشین این بیل را ندیدم. یکجا زن صاحب‌خانه و یکجا را دیدم ولی یادم نیست چه‌کاری کردیم و چی شد. بعد دیدم عده‌ای به دیدن آقای آمده‌اند. اول این‌طور به ‌نظرم می‌آید که با خانواده و آمده‌اند دیدن من. بعد دیدم یک سری آدم آمده‌اند دیدن که می‌دانستم اقوام وکس و کار هستند. مثل‌اینکه خودش را هم دیدم. بعد دیدم همان اقوام که زن و مرد بودند دور یک اتاق یا دور اتاق‌ها نشسته‌اند، در اینجا توجه کردم دیدم یک سری از این میهمان‌ها زن هستند و آن دخترها خواهران باید بوده باشند. آنها با سرهای باز و موهای شانه کرده توی اتاق‌ها نشسته بودند و کل این مجموعه را میهمان و یکجا هم میهمانان خودم می‌دانستم . تقریباً می‌توانم بگویم که آن دخترها میهمان و را میهمان خودم می‌دانستم. بعد یادم است می‌خواستم منزل خودم را نشان بدهم.
صحنه بعد از توی کوچه که یک محوطه باز بود داشتم به ساختمان سمت راست که آن را خانه می‌دانستم نگاه می‌کردم. بغل سمت چپ آن ساختمان یک‌منزل بود که آن را مال دیگری می‌دانم. و باز سمت چپ آن یک‌خانه بود که آن را خانه خودم می‌دانستم. و می‌دانستم این خانه مال آقای است و من اجاره کرده‌ام، و باز می‌دانستم آقای اکنون می‌خواهد و دارد توی آن بنایی می‌کند. در اینجا می‌خواستم خانه خودم را نشان بدهم، صحنه بعد من از اول در ورودی خانه داشتم به دالان خانه نگاه می‌کردم که دیدم وسط دالان یک دیوار در عرض ورودی بوده که آقای خراب کرده، از سمت چپ دیوار یک‌لوله و یک‌چیزی مانند فنر بیرون زده بود، از پائین دیوار سمت راست نزدیک زمین یک سرنگ دیدم از دیوار بیرون آمده و توی راهرو پیدا است. نمایان شدن و پیدا بودن این‌ها را به این دلیل می‌دانستم که آقای دیوار وسط دالان را که به‌صورت رف بوده خراب کرده و برای همین این‌ها پیدا بود، در اینجا می‌دانستم سرنگی که از دیوار سمت راست بیرون آمده چیزی است که خودم از پشت آن دیوار توی دیوار گذاشته‌ام. یعنی می‌دانستم این‌ کار را قبلاً خودم کرده‌ام. در اینجا یعنی توی دالان برگشتم به بیرون نگاه کردم. منتظر بودم بیاید و برای او درباره خانه‌ام که اینجا بود توضیح دهم. دیدم او نیست فکر کردم کجا رفته پس چرا نمی‌آید. و باز فکر کردم وقتی آمد با تندی با او برخورد کنم ولی باز فکر کردم تندی نکنم. حدس زدم او رفته توی کوچه تا اطراف را نگاه کند و بیاید. من کمی معطل و منتظر شدم دیدم آمد و من مثل یک راهنما برای او توضیح می‌دادم. صحنه بعد یادم هست در  محل ورودی دالان به حیاط خانه بودیم. من داشتم موقعیت اتاق‌ها و حیاط خانه را برانداز و می‌خواستم به بفهمانم . می‌دانستم سمت راست آن طرف حیاط که شش هفت متری با ما فاصله داشت یک آشپزخانه است و وقتی یادم آمد آشپزخانه است این را هم می‌دانم به منتقل کردم ولی خود او را ندیدم. روبروی ما دیوار حیاط بود که نمی‌دانم اتاق داشت یا نه. می‌دانستم در سمت چپ ما باز در محل جنوب اتاقی هست که اتاق نشیمن و اتاق زندگی من است. این را هم به منتقل کردم. در اینجا یک صحنه یادم است نمی‌دانم موقع ورود به دالان دیدم یا در همین‌جا که داشتم حیاط منزل و اتاق‌ها را می‌دیدم، و آن این بود که را دیدم و می‌خواست ظرفی را بشوید که دستش بود و گفت یادش رفته کاه بیاورد. من گفتم از تاید استفاده کن. اتفاقات دیگری هم افتاد که یادم نیست. این خواب خیلی طولانی، روشن و همه‌چیز بجا و مرتب بود ولی خیلی از صحنه‌های آنرا فراموش کرده‌ام . اما تمام آن صحنه‌ها در رابطه با همین مسائل بود که نوشتم .
 نکات : 1 : صحنه‌های دیده‌شده در خواب دیشب را با وجودی ‌که خانه و محل زندگی خودم می‌دانستم با شرایط زمان بیداری بی‌اندازه فرق داشت و چیز دیگری بود که در بیداری ندیده‌ام . 2 : همان‌طور که نوشتم دیشب یادداشتی آخر شب نوشته‌ام که بیشتر، این خواب باید در رابطه با آن یادداشت باشد. 3 : قبل از این‌که در خواب دیشب جایی بروم و یا چیزی ببینم می‌دانستم آن برای چی و چرا آن‌طور است چون اطلاع قبلی داشتم. یعنی می‌دانستم قبلاً اینجا زندگی کرده و آشنا بودم. 4 : مسئله جالبی که اکنون به‌ نظرم رسیده نحوه ساخت و شکل اتاق من در آن منزل است که با بعضی اتاق‌های خواب‌های دیگر یک‌شکل بود. به این ‌صورت که در گوشه حیاط یک اتاق کامل و در طرفین آن دو فضا که دارای طاق بود ولی دیوار روبرو و در نداشت. مانند خوابی که با از سوراخ دیوار آن رد شدیم (خواب ورود به خانه یک پیرزن 1/4/69) منتها آن خانه شمالی و این خانه جنوبی بود. در آن خواب که من رو به شمال ایستاده بودم اتاق‌ها شمال غربی سمت چپ من، در خواب دیشب که من رو به جنوب ایستاده بودم اتاق‌ها جنوب شرقی و سمت چپ من بود.
فضاهای روشنی که دیدم : 1 : فضای دالان منزل خودم که وسط آن دیواره یا سکویی خراب‌شده بود . 2 : لوله فاضلاب با فنری که از دیوار سمت چپ در این محل بیرون آمده بود . 3 : سرنگی که از دیوار سمت راست پایین و نزدیک زمین بیرون آمده بود و من می‌دانستم آن را خودم از پشت آن دیوار فروکرده و ازاینجا بیرون آمده. 4 : نگاه من از راهرو به بیرون که منتظر آمدن بودم و فکر کردم چرا نیامده و می‌خواستم وقتی آمد به او پرخاش کنم ولی چنین نکردم. صحنه‌ای که عده‌ای دختر با موهای شانه کرده و با این برداشت من که آنها دهاتی هستند توی اتاق‌های بدون در و بدون دیوار مقابل در خانه . 6 : فضای حیاط خانه که خاک‌برداری شده بود و هنوز باید خاک‌برداری می‌شد و ... 7 : صحنه دیدن بیل مکانیکی که بیل و اهرم‌های آن را دیدم ولی خود ماشین را ندیدم. 8 : این‌که اهرم و بیل مکانیکی از توی ایوان بلندی بیرون آمده بود و این‌طرف آن‌طرف آن ایوان، باز ایوان بلند همانند آن بود. 
یافته‌ها : . . همانند و یکی بودن : بیل مکانیکی : : راهرو با طاق بلند 2.109 . . همانند و یکی بودن : : : زن آقای 2.138 . . همانند و یکی بودن : آقای : : 2.138 . . درستی دیدگاه : بیل مکانیکی در این خواب نمادی برای مو و ریشه مو است : : داشتم کتاب بیماری‌های پوست نوشته رونا.ام.مک لی ترجمه دکتر پروین منصوری را که جهاد دانشگاهی دانشگاه علوم پزشکی تهران منتشر کرده می‌خواندم. در صفحه 47 متوجه یک ریشه مو شکل شماره 15-2 شدم یادم به خواب خانه بیل مکانیکی آمد که در آن بیل مکانیکی را نمادی برای مو و ریشه مو دانسته‌ام اَلآن با توجه به این دو موضوع، بالای نود درصد قبول کردم نظر ابرازشده‌ام صحیح بوده وآن بیل مکانیکی، مو و پیاز مو است 10/4/75 - 5.48 . . من یا دیگران : من سلول‌های پیاز مو بوده‌ام 26/1/76 - 6.20 . . من یا دیگران : من سلول‌های کوتیکول مو بوده‌ام : : با توجه به یادداشت 24/1/76 تفسیری بر خواب خانه بیل مکانیکی من در لحظه دیدن بیل مکانیکی و راهروهای با طاق بلند سلول‌های پیاز مو نهایت سلول‌های تشکیل‌دهنده روپوست مو بوده‌ام 26/1/76 -6.21 . . گفتمان خواب‌وبیداری : بیل مکانیکی : : مو 12.177 . . گفتمان خواب‌وبیداری : کف حیاط خانه : : فضای در تماس با ریشه مو  . . گفتمان خواب‌وبیداری : سرنگ توی دیوار : : یک موی مستقر در پوست . . گفتمان خواب‌وبیداری : دیوار سمت راست : : سلول‌های اپی تلیال پوست . . گفتمان خواب‌وبیداری : سرنگ توی دیوار سمت چپ : : پیاز مو 12.177 . . گفتمان خواب‌وبیداری : خاک : : سلول‌های پوست 12.178 . . گفتمان خواب‌وبیداری : چیزی مانند فنر : : شبکه عصبی احاطه‌کننده مو 12.278 . . گفتمان خواب‌وبیداری : خانه : : اپیدرم . . گفتمان خواب‌وبیداری : کف حیاط خانه : : محل تماس فولیکول مو و پاپیلای درم . . گفتمان خواب‌وبیداری : کفه بیل مکانیکی : : انتهای پیازی شکل فولیکول مو . . گفتمان خواب‌وبیداری :  اتاق و راهرو با طاق بلند : : مدولای مو . . گفتمان خواب‌وبیداری : اتاق و راهرو با طاق بلند : : کورتکس مو . . گفتمان خواب‌وبیداری : اتاق و راهرو با طاق بلند : : کوتیکول مو . . گفتمان خواب‌وبیداری : آقای : : افکار در گردش پوست (اپیدرم) . . گفتمان خواب‌وبیداری : : : سیستم زاینده سلول‌های پیاز مو . . گفتمان خواب‌وبیداری : زن آقای : : سلول‌های پوست . . گفتمان خواب‌وبیداری : : : سیستم مردانه سلول‌های شاخی شده کوتیکول مو . . گفتمان خواب‌وبیداری : خواهران : : سلول‌های شاخی شده کوتیکول مو . . گفتمان خواب‌وبیداری : ساختمان سمت راست ( خانه ) : : اپیدرم . . گفتمان خواب‌وبیداری : ساختمان سمت چپ (خانه خودم) پیاز مو . . گفتمان خواب‌وبیداری : دیوار سمت چپ : : لایه زیرین اپیدرم . . گفتمان خواب‌وبیداری : دیوار خراب‌شده وسط دالان : : سلول‌های غلاف خارجی ریشه مو 12.281 . . گفتمان خواب‌وبیداری : زمین : : اپیدرم 12.291 . . تفسیرها : - . . همانند و یکی بودن : دو عدد سوسیس استوانه‌ای دیده‌شده در این خواب که آن‌ها را نجاست (سِنده) دانسته‌ام همانندی و کاری همانند دارند با سه سنده گرد دراز در خواب 19/6/72 با سؤال کار پوست آلت تناسلی در محل ختنه‌گاه. 17/9/95 . . وظایف و کار : وظایف و کار حلزون‌های گوش و فضاهای غاری پنیس : یکی از وظایف و کار حلزون‌های گوش و فضاهای غاری پنیس انبار کردن سیاه چاله کوانتوم‌های احساس شده از پیرامون در درون خودشان است. 17/9/95 . .

هیچ نظری موجود نیست: