۱۳۹۵ دی ۷, سه‌شنبه

رفتن به دبی با هواپیما

454
1/6/69
رفتن به دبی با هواپیما

2
2

234
تمام خواب اول : ساعت پنج و نیم صبح. اول خواب دیدم درون یک هواپیما بودم و داشتم به دبی می‌رفتم. از شکل و قیافه هواپیما چیزی در نظرم نیست اما من و دیگران کنار یک راهرو که به‌صورت t بود نشسته بودیم. حالت نشستنم به‌صورت چمباتمه یا به‌زانو بود. روبروی من هم کسانی دیگر نشسته بودند. در راهرو روبرو (سرکش t) هم زن‌هایی دیدم که روی صندلی نشسته بودند. مثل‌اینکه یک نفر سمت راست من ایستاده بود و اسم کمربند آورد. نمی‌دانم کمربند ایمنی به کسی داد یا گفت ببندید ولی من کمربندی ندیدم. انتظار داشتم به من بدهند ولی ندادند. مثل‌اینکه دست مالیدم ببینم کمربند دارم یا نه. من تمام این احوال را درون هواپیما می‌دانستم و می‌دانستم داریم به دبی می‌رویم. بعد احساس کردم هواپیما دارد روی زمین می‌نشیند. حالت معمولی تماس چرخ‌های هواپیما با زمین و تکان آن به من دست داد و احساس کردم هواپیما سالم روی زمین نشست. خوشحال شدم سالم هستیم و می‌دانستم به دبی رسیده‌ایم. صحنه بعد یادم است در محلی که دارای ساختمان‌های ویلایی زیبایی بود داشتم راه می‌رفتم. می‌دانستم اینجا دبی است و من از ایران به دبی آمده‌ام. کسی را در اینجا ندیدم. ساختمان‌ها خیلی زیبا وعالی بود و نمونه آن را در بیداری ندیده‌ام. من در اینجا می‌دانستم توی دبی هستم. به فکر افتادم حالا چگونه به ایران برگردم چون پاسپورت ندارم‌. فهمیدم که پاسپورت خودم را نیاورده‌ام و اینجا بی ‌پاسپورت نمی‌توانم باشم و فکر کردم به ایران برگردم. متوجه شدم اگر پاسپورت نداشته باشم ایران هم مرا راه نمی‌دهند و می‌گویند قاچاقی به خارج رفته‌ای و زندانم می‌کنند. به هر صورت در این‌جا ناراحت این مسائل بودم. حتی فکر کردم کاش پاسپورت قدیمی خودم را آورده بودم اقلاً بهتر بود ولی آن را هم نداشتم. در اینجا یک صحنه دیگر هم یادم است که نمی‌دانم کسی به من یک چمدان رمزی داد یا خودم داشتم و یا از کسی خریدم. به‌ هر صورت در اینجا می‌دانستم یک چمدان رمزی دستم است و داشتم راه می‌رفتم. یک‌بار هم چمدان رمزی خودم را نگاه کردم دیدم مثل سامسونیت چهارگوش نیست. حالتی خاص داشت که هم به‌صورت چهارگوش و هم به‌صورت گُرده‌ دار و کیف مانند بود و شکل خاصی داشت. دیگر چیزی یادم نیست.
تمام خواب دوم : در مکانی تقریباً جای مغازه آرایشگاه فاتح یا داروخانه ... یک مغازه کوچکی بود که من داخل آن بودم. این مکان برای من یک اتاقک بود و کمی از زمین پیاده رو ارتفاع داشت. من درون آن بودم و مغازه‌های روبرو آن‌طرف خیابان را می‌دیدم ولی کمی هوا تاریک بود. من آدم‌های توی مغازه‌های روبرو را گاهی می‌دیدم و گاهی توی تاریکی بودند و پیدا نبودند. من تقریباً دم در این اتاقک بودم و می‌خواستم مدفوع کنم. توالت و سوراخ توالت یادم نیست دیده باشم ولی مواظب بودم کسی مرا نبیند و هم می‌خواستم مدفوع کنم و این کار را کردم. خودم را هم با آب شستم و تمیز کردم. موقعی که داشتم به پشت خودم دست می‌کشیدم یکجا متوجه شدم که یک بر آمدگی کوچک زیر پوست نزدیک مقعدم است. دست مالیدم و تعجب کردم که این نبود و چطور شده که پیدا شده و دو باره دست مالیدم و آن را باز احساس کردم. یکجا هم مدفوع خودم را به‌صورت سرهم دیدم و بعد متوجه شدم که نزدیک در اتاق هستم و ممکن است مرا ببینند. باز نگاه کردم آدم‌هایی توی مغازه‌های روبرو و آن‌طرف خیابان دیدم که می‌دانستم صاحبان آنجا هستند. در این حال من متوجه شدم و دیدم یک دختر و پسر کوچک آمده‌اند سمت چپ در این اتاقک یا مغازه روی سکوی لبه در نشسته‌اند. یک نفر کودک هم که پسر بود سمت راست نشسته و دختر سمت چپ من داشت برای سمت راستی حرف می‌زد. منهم مشغول کار خودم بودم و فکر می‌کردم آنها هنوز مرا ندیده‌اند. بعد دیدم جلوتر و درست دم در هستم به‌طوری که آن دختر نزدیکم سمت چپ من بود. من آلتم در دستم بود و داشت حالت ... پیدا می‌کرد. هم می‌خواستم آن دختر نبیند و هم می‌خواستم ببیند و داشتم لذت می‌بردم و ... بلند می‌شد. در این حالت لذت، و خواستن و نخواستن که او ببیند یا نبیند ... بلند شد به‌طوری که با دست چپم آن را مهار کردم و زیر آن قرار دادم. یکجا هم دستم را در جلو آن قرار دادم. نمی‌دانم منظورم این بود که جلو بلند شدن آن را بگیرم یا می‌خواستم اندازه بلندی آن را حس کنم. به‌هر صورت در این‌جا فهمیدم که آن دختربچه سمت چپ من متوجه من و تناسلی‌ام شده چون سکوت کردند و دیگر باهم حرف نزدند. یکجا هم فکر کردم مانند ... . ساعت شش و نیم صبح پنج شنبه .
توضیحات و یافته‌ها : در اینجا یک نکته یادم آمد. شاید این بلند شدن پنیس و حرف زدن آن دختر با آن پسر یک معنی بدهد چون وقتی دستم را جلوم گذاشتم، حالا چه از بزرگ شدن جلوگیری کنم یا اندازه آنرا بدانم، صحبت آنها هم تمام شد. یعنی به نظر فعلی من بلند شدن پنیس و حرف زدن آن دختر  و پسر یک موضوع است.
یافته‌ها : . . همانند و یکی بودن : کمربند : : راهرو روبرو / سرکش t - 2.199 . . همانند و یکی بودن : ساختمان‌های ویلایی : : زن‌های نشسته روی صندلی 2.199 . . همانند و یکی بودن : راهرو محل ایستادن من : : آرایشگاه ... 2.200 . . درستی دیدگاه : دبی نمادی است برای دو فضای غاری پشتی تناسلی مرد : : در تاریخ 1/9/74 در ستون شناخت رؤیا و درستی دیدگاه یادداشت شناخت شماره 5.181 نوشته‌ام در آنجا این شناخت مطرح شده که دبی در خوابِ رفتن به دبی با هواپیما نمادی است برای دوتا ... ، اَلآن باتوجه به شناخت‌های امروز و یادداشت 17/11/76 تفسیر خواب 27/6/72 می‌توانم بپذیرم دبی در خواب مطرح شده نمادی بوده برای دو فضای غاری پشتی پنیس و هواپیما نمادی بوده برای گلانس پنیس 2/3/77 - 5.68 . . درستی دیدگاه : خواب‌های در رابطه با گلانس پنیس در رابطه با ماهیچه‌های صاف گلانس پنیس است : : فهمیده‌ام بخش‌های جداگانه پوست و قسمت برجسته و نوک پنیس کارهای مستقل مخصوص به‌ خود دارند. اَلآن باتوجه به یادداشت شناخت نمادهای خواب بافت‌های بدن شماره 2317 که فهمیده‌ام چمدان رمزی در خواب رفتن به دبی با هواپیما 1/6/69 نمادی است برای قسمت برجسته گلانس پنیس و با توجه به خواب معنی چمدان رمزی تاریخ 31/6/69 که فهمیده‌ام بازوی پر ماهیجه آن جوان نمادی برای قسمت برجسته گلانس پنیس است می‌توانم قبول کنم خواب‌های در رابطه با گلانس پنیس در ارتباط با ماهیچه‌های صاف گلانس پنیس باشد 2/3/77 - 5.68 . . احساس حس شده در خواب : احساس نشستن هواپیما روی زمین : : در این خواب می‌دانستم توی هواپیما هستم و دارم به دبی می‌روم. بعد احساس کرده‌ام هواپیما دارد روی زمین می‌نشیند و حالت معمولی تماس چرخ‌های هواپیما با زمین و تکان آن به من دست داد و من احساس کردم هواپیما سالم به زمین نشست 11/12/72 . . گفتمان خواب‌وبیداری : دبی : : ... 12.89 . . گفتمان خواب‌وبیداری : پسر : : پیام‌های عصبی پاراسمپاتیک 12.190 . . گفتمان خواب‌وبیداری : دختر : : پیام‌های عصبی سمپاتیک 12.190 . . گفتمان خواب‌وبیداری : آرایشگاه ... : : پنیس 12.191 . . گفتمان خواب‌وبیداری : هواپیما : : پنیس 12.242 . . گفتمان خواب‌وبیداری : راهرو بصورت t : : گلانس پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : راهرو محل ایستادن من : : نوک گلاتس پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : دبی : : دو فضای غاری پشتی تناسلی  . . گفتمان خواب‌وبیداری : هواپیما : : گلانس پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : کمربند : : قسمت برجسته گلانس پنیس . . راهرو روبرو / سرکش t / فرودگاه دبی / چمدان رمزی / داروخانه ... / گفتمان خواب‌وبیداری : دکتر : : قسمت برجسته گلانس پنیس  . . گفتمان خواب‌وبیداری : آرایشگاه ... : : نوک گلانس پنیس 12.494 . . تفسیرها : 12/12/72 - . . گفتمان خواب‌وبیداری : چمدان رمزی : : پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : آرایشگاه ... : : ختنه گاه پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری :  راهرو به صورت t : : فضای غاری میانی پنیس . . گفتمان خواب‌وبیداری : کمر بند : : ختنه گاه پنیس . .

هیچ نظری موجود نیست: