۱۳۹۵ شهریور ۲۶, جمعه

ایزدی، هلیکوپتر بدون پروانه

522
5/9/69
ایزدی، هلیکوپتر بدون پروانه

1
3

268
تمام خواب : ساعت پنج و پنجاه دقیقه صبح. اکنون از خواب بیدار شدم. دیشب یک‌بار خوابی دیده بودم و یک صحنه آن یادم بود ولی بلند نشدم بنویسم. آن خواب به این صورت بود که ایزدی مثل‌اینکه بلیت هواپیما گرفته بود و می‌خواست با هواپیما مسافرت کند. بعد بیدار شدم ولی بلند نشدم بنویسم. اما فکر کردم شاید این خواب با خواب دیشب و پرواز هواپیماهای چوبی ربط داشته باشد . حتی به این فکر هم افتادم که شاید موضوع سؤال پریشب هنوز در مغزم بوده و آن خواب در رابطه با برنامه مغزی پریشب من باشد.
بعد خوابم برد و دو سه خواب دیگر دیدم. یکی از آن‌ها این است که من جایی میهمان بودم و مرد صاحب‌خانه داشت به یکی‌ دو سه‌ تا از بچه‌هایش که پسر و بزرگ بودند امرونهی می‌کرد و من نگاه می‌کردم. کسی در کنارم به من گفت حالا که خوب است، آن‌ها به هم زیاد توهین می‌کنند، من فکر کردم توهین آن‌ها مخصوصاً توهین پدر به بچه‌ها به‌جاهای باریک می‌کشد، چیز دیگری از این خواب یادم نیست. خیلی گنگ و مبهم می‌توانم بگویم شاید پدر خانواده چیزی و شرایطی داشته که من اکنون در بیداری فکر می‌کنم و به نظرم می‌آید او همانند پدرزن ایزدی بوده. بهر صورت آقای ... نبود، شاید تیپ او به ... رفته بوده.
در خواب بعدی در جایی ایستاده بودم که متوجه شدم یک هلیکوپتر در هوا دارد یک نردبان را هل می‌دهد و می‌برد و دو سه نفر دیگر هم در هوا، هوای نردبان را (که دیدم یک کارد است) داشتند. کارد شکل کارد پوسته قهوه‌ای میوه خوری موجود من بود. صحنه به این صورت بود که یک هلیکوپتر که پروانه نداشت ولی چیزی بود که من آن را هلیکوپتر می‌دانستم داشت توی هوا آن کارد را هل می‌داد و دو سه نفر دیگر هم هوای آن کارد را داشتند. در یک لحظه دیدم همین‌طور که هلیکوپتر داشت نوک کارد را هُل می‌داد و بالاتر می‌برد و دسته کارد در فضا سرِ جایش بود، هلیکوپتر وارونه شد و تعادل خود را از دست داد و به زمین سقوط کرد ولی آن آدم‌ها هنوز توی هوا و مواظب آن کارد یا نردبان بودند. من دویدم ببینم هلیکوپتر کجا سقوط می‌کند و آتش گرفتن آن را ببینم ولی چیزی ندیدم. مثل‌اینکه فکر کردم روی خانه‌ها سقوط کرده ولی چیزی که برساند هلیکوپتر سقوط کرده ندیدم، بعد به آسمان نگاه کردم. آن چند نفر با آن وسیله که داشتند توی هوا هُل می‌دادند و مواظب آن بودند هنوز توی آسمان بودند. در یک‌لحظه دیدم آن‌ها هم سقوط کردند. هر سه چهار نفر با آن وسیله که همراهشان بود. در اینجا آن وسیله دیگر کارد یا نردبان نبود بلکه به نظر یک بسته بزرگ بود ولی چه شکلی داشت و چی بود نمی‌دانم. من لحظه سکون آن‌ها در فضا و حرکت برای سقوط و سقوط آن‌ها را به روی زمین دیدم. آن‌ها پشت سرهم به زمین سقوط کردند و خیلی سخت به زمین خوردند که من صدای سقوط را هم شنیدم ولی دیدم آن‌ها بلند شدند و مشغول رفتن گردیدند. من پیش خودم فکر کرده بودم آن‌ها با این سقوط خًرد و شَل و لنگ شده‌اند ولی آن‌ها سالم بودند و با هم مشغول حرکت شدند. در اینجا من یکی از آن‌ها را خارجی دیدم. یعنی بین آن‌ها یک مرد خارجی دیدم. صبح وقتی بیدار شدم خواب جالب دیگری هم در نظرم بود ولی اکنون یادم رفته و نمی‌دانم چه خوابی بود.
یافته‌ها : . . احساس حس شده در خواب : شنیدن سقوط روی زمین : : در این خواب یک جا دیده‌ام چند نفر در هوا با وسیله‌ای به زمین سقوط کرده‌اند و من صدای سقوط آن‌ها به زمین را شنیده‌ام 29/2/73  . . تفسیرها : -  . .

هیچ نظری موجود نیست: